سفر به تایلند
بلاخره بعد از مدتها که آرزوی رفتن به دیار لبخندها را داشتم فرصتی فراهم شد تا بتوانم به این خطه از آسیای شرقی سفر کنم. وصف تایلند را از مدتها پیش شنیده بودم ولی هر چه سعی میکردم برنامه رفتن به آنجا جور نمیشد تا اینکه در اواخر آبان ماه 94 این فرصت به دست آمد و همراه دو نفر از دوستان راهی این سرزمین شدیم.
مقصد ما بانکوک و پاتایا بود و مدت اقامت ما 4 شب بانکوک و 3 شب پاتایا بود. تاریخ پرواز 25 آبان ساعت 21 بود. مدارک را از 2 هفته پیش تحویل داده بودیم و درست روز قبل از پرواز ویزا آماده گردید و فرصتی برای تهیه دلار با نرخ دولتی پیدا نکردیم.
طبق معمول صبح ساعت 11 از شیراز به فرودگاه مهر آباد و از آنجا به فرودگاه امام رفتیم .پرواز با تاخیر 2 ساعته حدود ساعت 11 شب انجام شد. پرواز ما با هواپیمایی ماهان بود که حدود 6 ساعت و 20 دقیقه طول کشید.با اینکه رفتار مهانداران بسیار مودبانه بود و پذیرایی نسبتا خوبی صورت پذیرفت ولی فاصله کم صندلی ها مانع از استراحت و خواب شما می گردد و برای کسانی که مانند من به نشستن های طولانی علاقه ای ندارند کمی خسته کننده است.به هر حال شوق دیدن دیاری جدید نیروی مضاعفی برای تحمل این سختیها می دهد.
با توجه به اینکه ساعت بانکوک حدود 3 ساعت و 20 دقیقه جلوتر از ساعت تهران است حدودهای 10 صبح به وقت بانکوک به فرودگاه بانکوک رسیدیم.

فرودگاه بانکوک
پس از انجام مراحل گمرکی و تحویل بار به سوی گیت خروجی رفتیم ،تور ما از طریق مینا تور انجام میشد ، خانمی تایلندی که قدری به فارسی مسلط بود با تایلو در گیت ایستاده بود و به محض وارد شدن ما به هر کدام یک سیم کارت داد و برچسبی که نشاندهنده تور برگزار کننده بود بر روی سینه ما نصب کرد. پس از کمی انتظار ما به هتل خود که گالری 10 نام داشت منتقل شدیم.

یکی از خیابانهای بانکوک
گالری 10 هتلی چهار ستاره است که در خیابان Sukhumvitو فرعی 10 در مرکز شهر واقع شده.خوبی این هتل نزدیکی به مراکز خرید بود و اینکه یک ایرانی هم در این هتل نبود واکثرا توریست های اروپایی و چینی در آن اقامت داشتند. هتل تمیزی بود و هر روز نظافت میشد .اتاق ها به سیستم lcd ، اتو ، سشوار ، دمپایی ، ربدوشامبر حمام و دستگاه قهوه جوش مجهز بود و مکان نسبتا راحتی را برای اقامت شما فراهم میکند.
در بدو ورود تور لیدر ما که افشین نام داشت حضور داشت و ما کارهای اولیه تحویل اتاق را انجام دادیم خوشبختانه اتاق آماده بود و ما بلافاصله در آن مستقر شدیم.افشین را فقط در همان روز اول دیدیم که کمی توضیحات در مورد موقعیت مکانی هتل داد و تورهای خود را معرفی کرد که ما برای روز بعد تور سافاری و شام در کشتی را ثبت نام کردیم و دیگر ایشان را حتی تا روز آخر زیارت نکردیم .البته من بعدا بسیار پشیمان شدم که چرا در تورهای دیگرش ثبت نام نکردم به چند دلیل چون همراهان من دو خانم دیگر بودند که برخلاف من بسیار اهل خرید بودند و به جز روز اول روزهای دیگر همش در پاساژهای مختلف به خرید پرداختند و دوم اینکه با توجه به اینکه توک توک ها بسیار آدم های کلاشی هستند هزینه بالایی را می بایستی پرداخت کنید تا به مقصد برسید.
به نظر من اگر مانند ما خانم هستید و تنها خیلی بهتره همان روز اول تورهای خود را از لیدر تور تهیه کنید چون بانکوک شهر بزرگی است ومسافتهای طولانی،ترافیک سنگین و رانندگان توک توک بی انصاف مانع از رسیدن بی دردسر شما به مقصد می گردند. و در ضمن تفاوت نرخ چندانی نخواهد داشت و گردش شما با گروه ایرانیها که همزبانتان هستند بیشتر خوش خواهد گذشت.
به هر حال تا مستقر شدن در هتل و کمی استراحت ساعت حدودهای 4 بعد از ظهر شد که با توجه به اینکه سیم کارت هایی که به ما داده بودند فاقد شارژ بود اولین کار پیدا کردن جایی جهت شارژ و چنچ پولمان بود بنابر این رفتیم به خیابان اصلی در یکی از پاساژهای آنجا باجه ای برای چنچ کردن وجود داشت (نکته قابل توجه این است که در تمامی پاساژها و مراکز خرید باجه های چنچ پول وجود دارد که اکثرا با ارائه گذرنامه به آنها میتوانید کار چنچ پولتان را انجام دهید). پس از اینکه خیالمان از چنچ پول راحت شد پرسان پرسان محلی که سیم کارت را شارژمی کردند پیدا کردیم ما با پرداخت 100 بات کارتمان را شارژ کردیم .
سپس چون خیلی خسته بودیم و شب قیل استراحت نکرده بودیم به هتل برگشتیم و کمی از کنسروهایی که آورده بودیم با استفاده از قهوه جوش گرم کردیم و خوردیم و استراحت کردیم . (دوستان حتما با خودتان غذاهای کنسرو ببرید زیرا غذاهای آنجا اصلا به مذاق ما جور در نمی آید.)
صبح روز بعد چون قرار بود راس ساعت 9 صبح برای تور سافاری به دنبالمان بیاییند ساعت 7 صبح بلند شدیم و بعد از اماده شدن ساعت 8 برای صرف صبحانه پایین رفتیم. در صبحانه های آنجا تا روز آخر خیلی چیزی برای خوردن پیدا نکردیم تنها مواردی که می توان در صبحانه پیدا کرد که به مذاق ایرانیها خوش بیاد تخم مرغ و کره و پنیر و نوشیدنیهاش بود چون کالباس و سوسیسش هم اکثرا از گوشت خوکه و غیر قابل خوردن.....
طبق معمول چون ونی که ما را باید میبرد به سافاری به علت سوار کردن دیگر مسافران از هتل های دیگر کمی با تاخیر آمد به محض سوار شدن ما به سرعت به سمت محل سافاری که در حدو د1 ساعت دورتر از بانکوک بود حرکت کرد.طرفهای ساعت 11 به سافاری رسیدیم و تور لیدر ما که پسر بامزه تایلندی به اسم نیکی بود ما را به سمت نمایش میمون ها هدایت کرد که ما تقریبا به آخراهای برنامه شان رسیدیم در طی رسیدن به محل نمایش با وجود آنکه مسیر بسیار زیبا بود و انواع حیوانات مختلف در طول مسیر در قفس های مخصوص خود بودند و با وجود تما م مجسمه ها و تزیینات زیبای آنجا هوای بسیار گرم و مرطوب آنجا باعث میشه که نتونی از طبیعت زیبای آنجا لذت ببری و ترجیح می دهی به سمت اولین سایه ای که پیدا میکنی بدوی تا کمی از آفتاب سوزان آنجا دور شوی....

بعد از نمایش میمون ها به سمت نمایش فیل ها و در نهایت دلفین ها هدایت شدیم و از نمایش آنها لذت بردیم سپس به مکانی کلبه مانند با ارتفاع بلند و فضای باز در اطراف آن هدایت شدیم که زرافه های گردن دراز جهت دریافت غذا از مسافران در اطراف این کلبه جمع میشوند و شما میتوانید عکسهای یادگاری زیبایی با این حیوانات زیبا بگیرید،پس از اتمام نمایش برای صرف ناهار به رستوران واقع در سافاری رفتیم که به زور چیزی برای خوردن پیدا کردیم. بعد هم با جیپ های مخصوص از محوطه جنگل مانندی که انواع حیوانات به صورت آزاد و در محیطی طبیعی زندگی می کردند دیدن کردیم.کل برنامه حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید و ما راس ساعت 4 به هتل رسیدیم.

چون برای تور شام در کشتی همان شب ثبت نام کرده بودیم و ساعت 6 دنبالمان میآمدند سریع آماده شدیم و راس ساعت 6 به سمت اسکله برای سوار شدن به کشتی حرکت کردیم .به محض وارد شدن به اسکله دخترانی با لباس محلی به سمت شما میآیند و با تقدیم گل با شما عکس می گیرند که بعد می توانید به قیمت 100 بات آن را خریداری نمایید.کشتی که ما در آن مستقر شدیم کشتی زیبایی بود که خوشبختانه بر روی فضای بازآن میزی برای ما رزرو کرده بودند و دیگر گرو های توریست از هند و ایتالیا و روسیه نیز با ما بودند. هنگام ورود کشتی به بندر گاه کلیه پرسنل متحد الشکل کشتی با آهنگی زیبا و رقصی زیباتر به شما خوشامد می گویند.غذاهای کشتی بهتر از غذاهای هتل و تور سافاری بود و ما تونستیم بلاخره دلی از عزا دربیاریم.

یک خانم خواننده تایلندی هم بود که صدای خوبی داشت و آهنگ های ملل مخلف را به زبان خودشان میخوند. در ضمن به زبانهای مختلف هم درخواست پول میکرد مثلا به ایرانیها که می رسید شاباش میخواست و هر کسی بهش پول میداد آهنگهای بیشتری از آن کشور میخواند. در مجموع یکی از بهترین و بیاد ماندنی ترین لحظات این سفر تور کشتی با شام بود که خیلی خوش گذشت.
چون وصف کاخ سلطنتی را شنیده بودم فردا صبح تصمیم گرفتم برم به اونجا پس با دو همسفرم رفتیم به یکی از خیابانهای اطراف که توک توک ها در اونجا پارک بودند پس از کلی چانه زذن و حرف زدن با دو سه تا از راننده های آنجا بلاخره با یکیشون که کمتر از همه پول می گرفت به توافق رسیدیم.
البته چون قبلا خوانده بودم که این راننده ها ممکنه ما را قبل از رسیدن به مقصد به فروشگاه ببرند برای دریافت کوپن گازویلشان شرط کردیم بدون توقف در جایی مستقیما به کاخ سلطنتی برویم. پس از رسیدن به کاخ و گشتن کیف ها یکی از همراهان من که خانم جوانی بود علی رغم تذکرهای من که با شورتک کوتاه نمی تواند به معبد برود با همان وضع اومد که جلوش را گرفتن و مانع از ورودش شدن و چون از پوشیدن پارچه ای که بهش دادن خودداری کرد نتوانست به داخل کاخ بیاد. یکی از دلایلی که شاید من نتوانستم برخلاف برنامه ریزی که کرده بودم از سفرم لذت ببرم وجود همین دوست جوان بود که دختر خاله دوستم بود و برای اولین بار با ما به سفر خارج میآمد. از همین رو بهتان توصیه میکنم که در انتخاب همسفر خیلی دقت کنید چون به نظرم تنهایی سفر کردن بهتر از همسفر بد داشتن است.

باری به هر جهت کاخ سلطنتی بسیار زیبا و بزرگ بود و با وجود گرمای طاقت فرسای هوا از دیدن آن بسیار لذت بردم. متاسفانه همانطور که اشاره کردم بقیه 4 روز اقامت ما در بانکوک صرف خرید از پاساژ شد که چون ما گروهی سه نفره بودیم من مجبور به همراهی با همسفرانم شدم وگرنه به نظر من به جز چند مورد از اجناس بقیه مواردی که خرید گردید در ایران نیزپیدا میشود و صرف خرید در مسافرت آن هم با صرف این هزینه گزاف و راه طولانی امری احمقانه است.

محض اطلاع بیشتر خریدهای ما از مرکز خرید Platinum انجام گردید که بازاری بسیار بزرگ در 7 طبقه است و اجناس ارزان را می توان در آن پیدا نمود.
صبح آخرین روز از اقامت ما به بانکوک پس از صرف صبحانه وتحویل اتاق به سمت پاتایا حرکت کردیم.
پاتایا یکی از شهر ک های ساحلی تایلند است که به لاس وگاس آسیا معروف شده و مکانی برای خوشگذرانی های بی رویه مردها که به آن بهشت آقایان هم می گویند. ما در هتل ویستا اقامت داشتیم برخلاف توصیه هایی که موقع ثبت نام تور انجام داده بودیم مبنی بر اینکه هتل ما خانوادگی باشه هتل مجردی بود و پر از مردان خوشگذران ایرانی که این مورد کمی برای ما که 3 خانم بودیم مشکل بود .توصیه میکنم خانم ها از این هتل استفاده نکنند.

هر چند هتل بسیار تمیز و زیبایی بود ولی همین مورد باعث شد زیاد در آنجا به ما خوش نگذرد و نتوانیم از امکانات هتل به نحو احسنت استفاده کنیم.به هر حال پس از جایگیری در هتل لیدر تور ما آقا هومن کمی در مورد موقعیت هتل ما صحبت کرد و توصیه کرد از وسایل عمومی که هر دقیقه از خیابان second street میگذره استفاده کنیم و به هیچ وجه از جت اسکی های بیرون استفاده نکنیم. من چون وصف شو الکازار و معبد چوبی(خانه حقیقت)را شنیده بودم برای فردا شب و پس فردای آن روز این دو مورد را ثبت نام کردم.

بعد از جایگیری در هتل به سمت ساحل زیبای پاتایا راه افتادیم و کمی در آنجا قدم زدیم و از مناظر زیبای ساحل لذت بردیم. برای شب برنامه دیسکو را داشتیم .کلیه دیسکو های پاتایا در خیابان walking street واقع گردیده که دو دیسکوی ایرانی هم در این خیابان وجود دارد که حدودهای ساعت 11 شب شروع به کار میکنند . راستش من زیاد از فضای دیسکوهای ایران خوشم نیومد چون جای رقص کمی داشت و آهنگ های مناسبی نمی گذاشت .در ضمن دیدن افراط و تفریط های مردان ایرانی در این مکانها کمی زجر آور است برای همین ساعت 12 دیسکو را ترک و به هتل برگشتیم.
برای فردا چون دوستان دوباره می خواستند بروند مراکز خرید خودم یک تاکسی دربست گرفتم برای دیدن کوه بودا،معبد بودای بزرگ و باغ استوایی نانگ نوچ.
اولین بازدید از خائو فراتمنک یا همان معبد بودای بزرگ بود که مجسمه بزرگ و طلایی بودا در آن واقع شد و بر فراز تپه ای است که چشم انداز بسیار زیبایی از پاتایا را میتوان در آن ملاحظه کرد.



بازدید بعدی از تپه بودا بود که تصویر بودا با طول 109 و عرض 70 متر از طلا در دل کوه حک شده و در دامنه آن پارک بسیار زیبایی قرار دارد که مراکز ی همچون رستوران و بوفه های گوناگون برای خرید وجود دارد.در این پارک درختان بسیار زیبایی وجود دارد که ریشه آنان از سطح زمین خارج و منظره ای بدیع و زیبا را برابر دیدگان شما به وجود میآورد.


بازدید آخر پارک بسیار زیبای نانگ نوچ بود که من از دیدن آن بسیار لذت بردم .این پارک تلفیقی از پارک های فرانسه و تایلندو... با مجسمه های بسیار طبیعی از حیوانات مختلف بود، مناظر آنقدر زیباست که حدود 1:30 مشغول عکس گرفتن بودم راس ساعت 1:45 نمایش سنتی با رقص های محلی شروع میگردد که حدود نیم ساعت طول میکشد و راس ساعت 2:15 نمایش فیل ها شروع می گردد که شما می توانید با پرداخت مبلغ کمی دسته ای موز گرفته و به آنان بدهید.




چون با راننده ساعت 3 قرار گذاشته بودم به سمت خروجی رفته و ساعت 3:30 در هتل بودم بعد از خوردن غذای کنسرو شده که با خودمان آورده بودیم کمی استراحت کردیم و برای دیدن شوی آلکازار آماده شدیم.راس ساعت 8 ماشین به دنبالمان آمد و نمایش در ساعت 8:30 شروع گردید.نمایش زیبایی از رقص های ملل بود .یک آهنگ ایرانی هم از لیلا فروهر گذاشته شد ولی متاسفانه رقص آن ایرانی نبود و حق مطلب در مورد ایرانیها ادا نشد.

برنامه فردا بازدید از خانه مقدس حقیقت بود که بسیار بسیار زیبا بود .معبدی عظیم که تمامی مجسمه ها و دیوارهای آن از چوب درست شده بود و عظیم ترین بنای چوبی بود که تا به حال دیده بودم. بعد از بازدید از این خانه زیبا به سمت شویی که در رستوران محلی آنجا واقع شده بود هدایت شدیم که این شو همراه با رقص و بازیهای جالب محلی برگزار گردید.



موقع برگشتن از راننده درخواست کردیم ما را به موزه ریپلی که واقع در طبقه سوم مرکز خرید رویال گاردن است برساند .وصفش را از قبل شنیده بودم ولی به نظرم خیلی بچه گانه بود و قیمتش بالا بود بنابراین از دیدن آن منصرف شدیم و طبق معمول همراهانم که به مرکز خرید رسیده بودند..... منم از فرصت استفاده کردم یک ماساژکلی در مرکزی که در همان پاساژواقع بود گرفتم که بسیار آرام بخش و لذت بخش بود.
شب نیز کمی در خیابانهای آنجا قدم زدیم و آنروز نیز به اتمام رسید.فردا بعد از صرف صبحانه وجمع کردن وسایل و تحویل اتاق راس ساعت 12 تا ساعت 4 کمی علاف گشتیم .سپس ماشین ون به دنبالمان آمد و ما را به فرودگاه بانکوک رساند. برگشتن در حدود 7 ساعت و 20 دقیقه تو راه بودیم و طرفهای ساعت 2:30 صبح به فرودگاه امام رسیدیم پس از آن نیز به فرودگاه مهر آباد و ساعت 7:30 به سمت شیراز پرواز و سفری دیگر به اتمام رسید........
نکات:
- لطفا در انتخاب همسفران بسیار دقت کنید سعی کنید همراه کسانی که هم سن و با علایق نزدیک به خودتان هستند به سفر بروید.
- هوای تایلند بسیار گرم و مرطوب است لباسهای بسیار سبک و خنک با خودتان ببرید و همیشه بطری آب همراهتان باشد.
- محیط پاتایا زیاد برای زنان تنها به درد نمی خورد بهتر است خانمهای تنها و مجرد از تورشهرهای دیگری همچون سامویی و غیره به همراه بانکوک استفاده نمایند.
- غذاهای آنجا غیر قابل خوردن است حتما غذای کنسرو شده با خودتان ببرید.
- اگر بخواهم تایلند را با مالزی مقایسه کنم مالزی خیلی بهتر از تایلند است از نظر آب و هوا،تمیزی و برنامه های متنوعی که دارد.
- تایلند برخلاف تصوراتم و اوصافی که شنیده بودم زیاد توجه ام را جلب نکرد و اگر روزی بین تایلند و مالزی بخواهم انتخاب کنم صد در صد مالزی را انتخاب میکنم.