شهریور ماه سال 94 توفیقی حاصل شد تا پس از 10 سال به شهر مشهد مسافرت کنم.این مسافرت از سوی اداره تدارک دیده شده بود و هتل و سه وعده غذا مجانی بود فقط پول بلیت با ما بود که از شیراز به مشهد رفت و برگشت نفری 510000 تومان شد. چون برای مشهد در آن موقع سال به علت شلوغی بلیت به سختی گیر می آمد، بلاخره با پرواز زاگرس ساعت 11 شب 17 شهریور ماه به مشهد بلیت گیرم آمد که در واقع یک روزم از دست رفت چون با یک ساعت و نیم تاخیر بلاخره ساعت 12:30 پرواز کردیم و ساعت 3 به هتل رسیدیم . صبح بعد از صرف صبحانه اول از همه رفتیم حرم مطهر امام رضا و نماز خواندیم و کلی برای همه دعا کردیم بعد هم کمی از اطراف حرم خرید کردیم و از یکی از مجتمع های تجاری که در اطراف حرم همچون قارچ سبز شده اند دیدن کردیم.مجتمع تازه تاسیس آرمان واقع در بلوار نواب ،مجتمع زیبایی بود که من بیشتر از فضای آنجا لذت بردم تا جنس هاش زیرا چیز خوبی پیدا نکردم.البته در مجموع قیمت های مشهد نسبت به شیراز بسیار پایین تره و میشه خرید خوبی آنجا داشت.

مجتمع آرمان

بعد از صرف ناهار و کمی استراحت چون می خواستیم از حداقل زمان حداکثر استفاده را ببریم یک تاکسی دربست گرفتیم برای دیدن توس و زیارت شاعر بزرگ ایران فردوسی کبیر که زبان پارسی را از ایشان داریم.خوبی دیدنی های مشهد این است که همه تقریبا در یک مسیر است و مسافت ها کوتاه، به هر حال ما حوالی ساعت 5 به سمت توس حرکت کردیم و طرفهای ساعت 5:30 اونجا بودیم گشتی در محیط آنجا زدیم و درودی برفردوسی بزرگ فرستادیم بعد از بازارچه محلی که در همان محوطه بود دیدن کردیم و از تماشای صنایع دستی مشهد لذت بردیم.

توس-آرامگاه فردوسی

در راه بازگشت نزدیک آرامگاه فردوسی (حدود 800 متری آن) بنایی به نام هارونیه وجود دارد که در انتهای آن ستونهایی متعلق به دوره سلجوقی می باشد و بنا به روایاتی مخروبه های مدرسه ای است که در حمله مغولان تخریب گردیده. بنای هارونیه متعلق به قرن هشتم هجری میباشد و پس از حمله مغولان ساخته شده و هیچ ربطی به هارون الرشید ندارد در این بنا که فاقد هر گونه تزییناتی می باشد فقط چند ماکت از شهر قدیمی توس و توضیحاتی در این مورد وجود دارد که طبق این توضیحات شهر قدیمی توس از چندین ساختمان و رودخانه و روستا متشکل بوده است که تنها چند مورد از آنها باقی مانده است.

بنای هارونیه

در راه بازگشت به مشهد چون وصف پارک کوه سنگی را شنیده بودیم رفتیم سری هم به آنجا زدیم و از هوای مطبوع و فواره های آنجا لذت بردیم . صبح فردا علی الطلوع رفتیم حرم و نماز صبح را آنجا خواندیم و همزمان از صدای نقاره های آنجا که با طلوع خورشید نواخته میشود لذت بردیم.واقعا که فضای خوب و معنوی آنجا در صبح بسیار می چسبد. من از حال و هوای عرفانی بسیار خوشم میاید چون حس و حال خودش را داره ولی متاسفانه انقدر مساجد ما شلوغ است که کمتر این حس و حال را می توانی بگیری بخصوص در حرم امام رضا که همه در حال هول دادن و جلو زدن هستند هر چند اگر بتوانی جای خالی و دنجی پیدا کنی که بشینی و دعات را بخوانی و راز و
نیاز کنی خالی از لطف نیست ولی بازم تمرکز لازم را نداری.

حرم مطهر امام رضا
باری به هرجهت بعد از نماز صبح و صرف صبحانه برای آنروز برنامه داشتیم تا به پارک جنگلی وکیل آباد بریم ،پارک بسیار زیبایی بود که حال و هوای پارک جمشیدیه تهران را داشت و هوای مطبوع و طبیعت زیبا و سکوت آرمبخش آنجا که با صدای زیبای پرندگان عجین شده بود بسیار دلچسب بود.پس از قدم زدن در این محیط زیبا به سمت باغ وحش وکیل آباد رفتیم که مانند بقیه باغ وحش های ایران حیوانهای بی حال و بی رمق از شیر و پلنگ و گرگ و.........در قفس های تنگ لمیده بودند و مانند همیشه از دیدن آنها تاسف خوردم که با اینهمه درآمد چرا به این موجودات خدا رسیدگی نمیشود و چرا در کل ایران یک باغ وحش استاندارد مانند باغ وحش های دیگر نقاط جهان وجود ندارد؟!!!!
پارک جنگلی وکیل آباد

بعد از دیدن حیوانهای بیچاره باغ وحش به سمت چالیدره حرکت کردیم، چالیدره یک منطقه کوهستانی است که همین امسال افتتاح شده و شامل مجموعه تله سیژ و واگنهایی است که به سمت دریاچه ای که در پایین دره قرار دارد می رود در راه نیز بازارچه هایی وجود دارد که شامل رستوران و مواد غذایی و عکاسخانه و مرکز ماساز و غیره می باشد.شما می توانید با رسیدن به دریاچه از کشتی تفریحی و یا قایق های آن نیز استفاده کنید.

چالیدره
محیط زیبایی بود ولی هوا بسیار گرم بود و پوشش گیاهی مناسبی نداشت که همین فقدان پوشش گیاهی گرما را آزاردهنده تر می کرد امیدوارم به زودی با کاشت درختان زود رشد به رونق این منطقه زیبا کمک گردد.
پس از این منطقه به سمت طرقبه رفتیم شهر زیبایی که زمانی دارای باغ های بسیاری بوده ولی اکنون آنقدر مانند دیگر جاهای ایران در آن ساختمان سازی گردیده است آب و هوای مطبوع آنجا هم از دست رفته است.
هر چند پارکهای زیادی در این شهر است همچون پارک پونه و غیره ولی باز هم رشد بی رویه ساختمان سازی در این شهر زیبا باعث از رونق افتادن آن به عنوان منطقه ییلاقی و خوش آب و هوا بودن گردیده است.
پارک پونه-طرقبه
بعد از ظهر برای نماز مغرب و عشا به حرم رفتیم و دوباره برای خرید سوغاتی کمی از بازارهای آنجا شکر پنیر و زعفران و زرشک و .... خریدیم در ضمن نان رضوی آنجا بسیار خوشمزه است مخصوصا شیر مالش که خیلی تازه است توصیه میکنم حتما بخرید و نوش جان کنید. فردای آن روز آخرین روز سفر بود چون ساعت 8:30 شب پرواز داشتیم و کلی وقت طبق معمول تاکسی دربست کردیم به مقصد شاندیز،طی این مدت تمام رفت وآمدهایمان با یک تاکسی بود که متعلق به مرد میانسالی به نام معجونی بود که خیلی با انصاف بود و اطلاعات خوبی در مورد تاریخ و فرهنگ مشهد داشت و کمک بزرگی در بالا بردن سطح اطلاعاتی ما در مورد مشهد داشت شماره ایشان را دارم که اگر کسی خواست میتونم براش بفرستم. قبل از دیدن شاندیز با آقای معجونی شرط کردیم که جاهای دیدنی شهر را به ما نشان دهد. متاسفانه خراسان با اینهمه قدمت تاریخی مکانهای تاریخی زیادی ندارد چون اکثرا خراب شده است (شاید چون می خواهند بعد مذهبی شهر را قوی تر کنند) . اولین جایی که رفتیم خانه ملک بود که تبدیل به موزه شده ولی متاسفانه در روز جمعه بسته بود که باعث بسی تاسف است.

خانه ملک

مکان بعدی موزه و آرامگاه نادر شاه افشار بود که در چهار راه شهدا واقع شده و دارای دو فضای موزه ای و مقبره کلنل پسیان است. مکان بعدی گنبد سبز بود که در وسط میدان گنبد سبز واقع شده و مدفن محمد مومن عارف در دوره صفویه می باشد و قبلا خانقاه نیز بوده ولی الان مسجد شده است.

گنبد سبز
بعد از دیدار شهری به سوی شاندیز حرکت کردیم در طی مسیر به موزه مردم شناسی ویرانی که در روستایی به همین نام میباشد نیز سر زدیم. دراین موزه مشاغل مختلف سنتی قدیم در قالب مدل های انسانی و اشیاء قدیمی به نمایش در آمده است.موزه بسیار زیبایی بود که متاسفانه به علت اینکه در مسیر نبود بازدید کننده ای نداشت ولی من توصیه میکنم حتما از این موزه بسیار زیبا دیدن کنید.

موزه مردم شناسی ویرانی


سرانجام به مقصد که همان شاندیز بود رسیدیم منطقه ای ییلاقی با رستورانهای متعدد که ما برای صرف غذای معروف آنجا یعنی کباب شیشلیک به رستوران قدیمی آنجا یعنی رستوران حسین شیشلیکی رفتیم و از محیط باغ مانند آنجا لذت بردیم.
رستوران حسین شیشلیکی
هر پرس شیشلیک معادل 55000 تومان بود که این مبلغ شامل مخلفات آن یعنی نان و کره محلی،سالاد و دوغ و نوشابه ،سیر ترشی و زیتون پرورده و خیارشور و ماست و.... هم میشد. محل این رستوران بسیار قدیمی است و جزو اولین رستورانهای شاندیز است ولی خوراک لذیذی دارد . از دیگر رستورانهای زیبای شاندیز رستوران پدیده است که محیط بسیار زیبایی داره و ما برای عکسبرداری به آنجا رفتیم.
رستوران شاندیز

نهایتا عصر را با گذراندن در زیر آلاچیق های هتل به شب رساندیم و عازم فرودگاه شدیم و راس ساعت 8:30 به سمت شیراز پرواز کردیم.

نکات: - کلیه تاکسی های مشهد دارای تاکسی متر هستند هنگام سوار شدن حتما تاکسی متر را چک نمایید که از صفر شروع نماید. - مکان های دیدنی مشهد به همدیگر بسیار نزدیک است و در یک مسیر که می توانید یک روزه از آن دیدن کنید. - قیمت ها بسیار مناسب است و می توانید خرید خوبی داشته باشید . - کل هزینه های ما با گشتن و خرید سوغاتی در حدود 750000 تومان شد(البته با احتساب مجانی بودن هتل و سه وعده غذایی) - هتل ما هتل جهانگردی مشهد بود که در بافت نسبتا قدیمی واقع شده با حرم حدود 10 دقیقه فاصله داشت ولی هتلی قدیمی است و سرویس دهی خوبی نداشت هر چند ارزان است و دارای محوطه زیبا و خنک با آلاچیق های با صفایی است که جهت دور همنشینی در شب مناسب است.