از ماکو تا تبریز(قسمت دوم)
پس از جدایی از تور ما به محل اقامت خود که هتل سه ستاره اهراب بود رفتیم من این هتل را براساس نزدیکی به اماکن دیدنی و در مرکز شهر بودن آن انتخاب کرده بودم هر چه به محیط مرکز شهر بیشتر نزدیک میشدیم بافت شهر سنتی تر و فقیر تر میشد که این باعث نگرانی خواهرم شده بود که چه نوع هتلی را انتخاب کردم؟ بعد از رسیدن به هتل برخورد خوب و مودبانه کارکنان هتل کمی از نگرانی ما کاست و وقتی اتاق را دیدیم که بسیار تمیز و مناسب بود کاملا نگرانی رفع شد .هر چند این هتل کاستی هایی هم دارد ولی اتاق های تمیز،صبحانه عالی و برخورد خوب کارکنان هتل کاستی ها را رفع میکند در مجموع از این هتل بسیار راضی بودیم.

من یک دوست اینترنتی به نام مرضیه در تبریز دارم که ازقبل تصمیم گرفته بودیم همدیگر را ببینیم بنا براین دم بازار تبریز که نزدیک هتل بود با هم قرار گذاشتیم و به اتفاق برای دیدن آئل گلی روانه شدیم.

(ائل گلی) یا شاه گلی یکی از مهم ترین گردشگاه های شهر تبریز است که در جنوب شرق آن و در ۷ کیلومتری مرکز شهر واقع شده است. شاه گولی به معنی “استخر شاه” ترجمه شده است. گول در زبان ترکی به معنی استخر می باشد. احداث بنای اولیه این آبگیر را به زمان پادشاهان آق قویونلو و توسعه آن را به زمان صفویه نسبت می دهند مکان زیبایی بود ولی گرما زیاد اجازه گردش در آن را نمی داد متاسفانه این 3 روز که در تبریز بودیم هوا بسیار گرم شده بود. به هر حال پس از بازدید از باغ آئل گلی گشتی هم در شهر بازی آن زدیم و از باغ وحش آن دیدن کردیم. شب به هتل برگشتیم و چون فردا اماکن دیدنی تبریز به علت تعطیلی 14 خرداد بسته بود با یک آژانس تاکسی سرویس برای دیدن روستای کندوان صحبت کردیم که قرار شد راس ساعت 8:30 به طرف این روستا به راه بیافتیم.فردا صبح پس از صرف صبحانه برای دیدن روستای کندوان راه افتادیم.

کندوان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی و از آثار تاریخی مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است که در شهر جدید سهند بخش مرکزی شهرستان اسکو واقع شدهاست.[۱] این روستا دارای جاذبههای گردشگری فراوانیاست که بهدلیل شکل خانههای آن که بهمانند کندوی عسل در دل کوه کنده شدهاند است.روستای زیبایی بود حدود 2 ساعت در آن گشتیم و از صنایع دستی آنجا خرید کردیم بعد برای دیدن هتل کندوان که وصف آن را شنیده بودم راهی هتل شدیم و با پرداخت ورودی نفری 5000 تومان از یکی از اتاق ها و رستوران آن بازدید کردیم...هتل زیبایی است ولی فاقد آسانسور است و شما باید پله های بسیاری را جهت رسیدن به اتاق و رستوران طی کنید...در مجموع برای اقامت جوانها مناسبتر است تا افراد سالخورده....

پس از برگشت از کندوان و طی مسیر زیبای اسکو به هتل برگشتیم و کمی استراحت کردیم من چون در اثر گرما کمی سرم درد می کرد در هتل ماندم ولی خواهرم یک تاکسی کرایه و برای دیدن اماکن دیدنی رفت از شانس ما ظاهرا خانه مشروطه و موزه قاجار باز بود بنابر این خواهرم تماس گرفت و از باز بودن این اماکن خبر داد منم فوری حاضر شدم و با ماشینی که خواهرم اجاره کرد برای دیدن خانه مشروطه و موزه قاجار که در نزدیکی هم بودند حرکت کردیم.
خانه مشروطه که معروف ترین و پرافتخارترین خانه تاریخی شهر تبریز است در اوج انقلاب مشروطه محل تصمیم گیری های سرنوشت ساز سران مشروطه بوده است این بنا به سبک معماری دوره قاجار ساخته شده و ملک شخصی حاج مهدی کوزه کنانی بوده است. این بنا با ۱۳۰۰ متر مربع مساحت، در دو طبقه ساخته شده است.این خانه الان به موزه ای که مزین به تصاویر و سرگذشت افراد درگیر در دوران مشروطه بوده و اسناد و مدارک دستنویس شده تبدیل گردیده که فضای بسیار دوست داشتنی برای علاقمندان به تاریخ است.

پس از بازدید از این بنا به موزه قاجار رفتیم. این خانه قدیمی تبریز پس از مرمت و بازسازی با حفظ ویژگی های معماری و شاخص های سنتی بنا، به عنوان موزه قاجار مورد استفاده قرار گرفت.

این موزه در نزدیکی مقبره الشعرا تبریز که مدفن بیش از ۴۰۰ شاعر نامی از جمله شهریار، قطران، اسدی طوسی، فاریابی و ثقة الاسلام است قرار دارد. که پس از بازدید از موزه از مقبر الشعرا هم دیدن کردیم. پس از دیدار از موزه ها برای دیدن تفریحگاه عون بن علی به راه افتادیم .ماشین را در پایین کوه پارک کردیم و با تله کابین به قله کوه رفتیم ..مناظر شهر بسیار زیبا بود ولی باد شدیدی که می وزید ما را از ادامه راه برای دیدن مقبره عون بن علی منصرف کرد و پس از کمی قدم زدن با تله کابین به پایین کوه برگشتیم. برای صرف شام چون وصف غذای معروف آبگوشت تبریز را شنیده بودیم به رستوران معروف باغچه سبز تبریز رفتیم که هنگام افطار بود و بسیار شلوغ کمی صبر کردیم تا خلوتتر بشه و با خیال راحتتری شاممان را بخوریم آبگوشت تبریز خیلی چرب است و سر شار از دنبه و گوشت گوسفند که همان لحظات اول شما به خوبی بوی دنبه گوسفند را استشمام میکنید به هر حال پس از خوردن این غذای پرچرب که باعث شد صبح روز بعد نه توانستیم صبحانه بخوریم نه ناهار به هتل برگشتیم و برای گشت روز بعد خود را آماده کردیم هنوز حاهای زیادی را ندیدن بودیم ولی راننده ما اصرار میکرد که حتما منطقه جلفا را ببینیم من و خوهرم علاوه بر این منطقه علاقمند بودیم که جنگل های ارسباران هم ببینیم ولی چون فرصت بسیار کوتاه بود منصرف شدیم و ترجیح دادیم شهر تبریز را بیشتر بگردیم.
اولین مکان که دیدیم شهرداری تبریز بود. یکی از بناهای زیبا، مستحکم و دیدنی شهر تبریز است که ساخت آن از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۸ خورشیدی و به دستور رضاشاه پهلوی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی و در زمان ریاست شهرداری حاجارفعالملک جلیلی و با بودجه 2500000 ریال انجام شد.

ساختمان زیبایی که اکنون فقط شورای شهر تبریز در آن استقرار دارد و بسیاری از اتاقهای آن مبدل به موزه گردیده است. پس از بازدید از این ساختمان به خانه قدیمی حیدر زاده که در مجاورت ساختمان شهرداری است رفتیم خانه حیدرزاده در محله مقصودیه و در سمت جنوبی عمارت شهرداری تبریز و در نزدیکی چند خانه تاریخی دیگر همچون: خانه های تاریخی سلماسی(موزه سنجش فعلی)، خانه نیکدل، بهنام (دانشکده معماری)، گنجه ای زاده، قدکی و… قرار گرفته است.

در خصوص تاریخ دقیق ساخت بنای این خانه سند و زمان مشخص وجود ندارد ولی براساس مطالعات میدانی، قدمت بنا را می توان در حدود ۱۳۰ سال تخمین زد. براساس این مطالعات معمار اصلی بنا موسوم به حاج حبیب لک می باشد. خانه زیبایی بود که شما را به سالیان دور که خانه محلی جهت آسودگی خاطر بود می برد.... پس از بازدید از این خانه زیبا محل بازدید بعدی مسجد کبود تبریز بود. مسجد کبود یا مسجد جهانشاه تبریز یکی از آثار ارزشمند معماری ایرانی به شمار میرود که به لحاظ شیوه معماری از سایر نمونههای معماری مسجد متمایز است. قدمت این بنا به قرن نهم هجری قمری بازمیگردد و تنوع و ظرافت کاشیکاری و انواع خطوط و نقشهای به کار رفته در آن و نیز زیبائی و هماهنگی رنگها بویژه رنگ لاجوردی کاشیکاریهای معرق سبب شده است تا به فیروزه اسلام شهرت یابد. البته بر اثر زلزله مهیب تبریز قسمتهای زیادی از این بنا تخریب شده بلاخص دیواره آن که زمانی به عقیق و فیروزه مزین بوده است.

پس از بازدید از این مکان به موزه عصر آهن رفتیم.طریقه کشف و موزه شدن این مکان نیز بسیار جالب است ظاهرا در هنگام گود برداری جهت ایجاد یک مجتمع تجاری در سال 1376 به گور هایی دسته جمعی برمی خورند که قدمت آن به 3500 سال پیش می رسیده است . آثار بدست آمده در سال ۱۳۷۶ که شامل ۳۸ گور است و به صورت جنینی دفن شده اند. گور نوزادان بصورت ساده بوده و گور نوجوانان در سازههای مربعی با دو ظرف سفالی همراه است. اکثر اجساد یافت شده در سنین پایین مرده اند.کودکان با اسباب بازیهایشان دفن شده اند و زنها با جواهرات و مردها با ابزار جنگی شان.


یک موزه منحصر به فرد بود که من بسیار ازش خوشم اومد بعد از دیدن این موزه برای دیدن موزه آذربایجان که نزدیک همان مکان بود پیاده به راه افتادیم ، موزه آذربایجان یکی از مهم ترین موزههای ایران است که در خیابان امام و جوار مسجد کبود قرار گرفته است، در موزه آذربایجان که به عنوان دومین موزه تاریخی ایران پس از موزه ملی تهران شناخته می شود آثار متعلق به دوران پیش از اسلام و دوران اسلامی به نمایش گذاشته شده اند و شما میتوانید از دیدن اشیاء خاص آن لذت ببرید. پس از بازدیداز این مکان برای دیدن خانه پروین اعتصامی که از شاعران محبوب من می باشد رفتیم این خانه مربوط به دوره پهلوی اول است و مانند خانه های قدیمی لطف و صفای خودش را دارد بلاخص اگر بدانی روزی شاعر بزرگ ایران پروین اعتصامی هم در آن سکنی داشته است...

پس از بازدید از اماکنی که مد نظرمان بود به بازار بزرگ تبریز رفتیم.بازار تبریز تقریبا سبک بازار سنتی وکیل در شیراز را دارد ولی بسیار بزرگتر و هر دهانه آن شامل یک صنعت می باشد...فرش،عطاری، لباس،کفش و..... در هنگام بازدید از این مکان به یک صحنه بسیار جالبی برخوردیم .در یکی از حیاطهای جانبی این بازاردو آقا با در دست داشتن یک کیسه بزرگ از جگر سفید به گربه های آنجا غذا دادند و در چشم یکی از آنها که دارای عفونت چشمی بود با قطره چکان قطره استریل ریختند....منظره جمع شدن ناگهان 30 تا 40 گربه که با نگاههای خود از لطف این مردان سپاسگزاری میکردند برایم بسیار جالب بود ...... امیدوارم از این موارد در کشور ما که لطف مردمش زبانزدخاص و عام است بیشتر مشاهده گردد.

پس از کمی استراحت در هتل به لاله پارک که مرکز خرید معروف تبریز می باشد رفتیم و چون همه اجناس آنجا برند بود و بسیار گران بدون خرید از آنجا رفتیم. شب برای خداحافظی از تبریز باز به آئل گلی رفتیم و آش دوغ تبریز هم میل کردیم که البته مال ارومیه خوشمزه تر بود و در نهایت به شهر بازی باغلار باغی رفتیم و کمی تفریح و بازی کردیم و از باغ وحش آنجا دیدن کردیم ...فردا صبح پس از جمع آوری وسایل و تحویل اتاق جهت خرید سوغات رفتیم و از شیرینی فروشی تشریفات شیرینی های معروف تبریز و از آجیل فروشی تواضع کمی آجیل گرفته و با شهر تبریز خداحافظی و راس ساعت 12 به شیراز پرواز کردیم....سفری خاطره انگیز و کمی طولانی ولی سرشار از لحظات خوب و خوش و به یاد ماندنی....که این نیز به پایان رسید تا سفری دیگر........








