این وبلاگ صرفا به منظور استفاده از تجارب متقابل سفرهای داخلی و خارجی میباشد.

سنت پترزبورگ_

در تاریخ 17/05/89 در ساعت 10 شب از شیراز به مقصد تهران پرواز داشتیم که در ساعت 12:30 به تهران رسیدیم و مستقیم به فرودگاه امام رفتیم. بعد از کلی معطل شدن در صف در ساعت 3:45 دقیقه پرواز و در ساعت 7:30 به مسکو رسیدیم/به علت آتش سوزی  جنگلهای اطراف مسکو بوی سوختگی و خاکستر غلیظی همه جا را پوشانده بود  .خوشبختانه چون اولین اقامت ما در شهر سنت پترزبورگ بود در آن محل زیاد نماندیم و به یک مرکز خرید رفتیم تا چند ساعت بگذرد و بعد از ظهر دوباره به مقصد سنت پترزبورگ پرواز داشتیم.نکته جالب در طول پرواز به مسکو این بود که به علت ازدحام جمعیت و فروش بلیط ما در قسمت درجه یک به نام مسافرهای تجاری جا گرفتیم که خیلی با حال بود و کیف کردیم واقعا که درجه یک با درجه دو فرق داره و پول چه کارها که نمیکنه بهترین قسمتش اینه که می توانی پاهاتو دراز کنی و راحت بخوابی. به هر حال روز اول تا به هتل هالیدی این رسیدیم و جا گیر شدیم شب بود و خوابیدیم.

اولین روز_

بعد از صرف صبحانه  اولین گشت شهری داشتیم که از نماهای خارجی کلیساهای اسحاق و کازان و موزه هرمیتاژ و نمای کلی شهر دیدن کردیم.شهر سنت پترزبورگ که به شهر پلها ی متعدد هم مشهور است در 27 ماه می 1703 به دستور پطر کبیر ساخته شد.احداث شهر با استفاده از  نیروی خلاق و ابتکارات نیروی جوان که پشتیبان اقدامات توسعه طلبانه پطر کبیر بود امکان پذیر شد.البته این شهر روزهای سختی را نیز به چشم خود دیده همچون:حادثه محاصره 827 روزی که از 8 سپتامبر 1941 میلادی شروع و در 27 ژانویه 1944 به پایان رسید یا طوفانهای ویران کننده و طولانی و حوادث مشابه دیگر ..... ولی این شهر همچنان پا برجا ماند.

ما در طول این گشت ابتدا از نماهای بیرون  میدان وکلیسای اسحاق که در سال 1820 شروع و در سال 1858 توسط مانفران فرانسوی به اتمام رسیده دیدن کردیم در وسط میدان مجسمه امپراطور نیکلای اول و سه دخترانش و زنش که در دست هر کدام نمادی از ترازو(عدالت).صلیب(مذهب)، شمشیر (حکومت) و آیینه(صداقت) بود ،خودنمایی می کرد.سپس به دیدن از کلیسای کازان رفتیم که در خیابان نفسکی واقع شده است و یادبودی از پیروزی روسیه بر ناپلئون می باشد.اساس تاسیس آن ستونهای آن می باشد که 96 ستون 13 متری است .از داخل کلیسا میشد دیدن کرد ولی عکسبرداری ممنوع بود.پس از آن به جزیره واسیلوفسکی و لنگرگاه قدیمی شهر رفتیم که رزمناو جنگی آورورا در آن قرار داشت که از پس از جنگ جهانی دوم به موزه تبدیل شده بود و از داخل آن دیدن کردیم. 

 

 آخرین بازدید از موزه هرمیتاژ بزرگترین موزه دنیا بود که واقعا از دیدن کارهای هنری آن لذت بردم این موزه در میدان کاخ واقع شده که مجموعه ای عظیم از هنرهای یونان باستان/مصر/ایران/ روسیه و .....  در آن نگهداری می گردد که هم اکنون در این ساختمان که از 5 بنا تشکیل شده و شامل کاخ زمستانی هم می باشد از 3 میلیون قطعه هنری نگهداری میشود. که به گفته لیدر ما اگر بر اساس ساعات کارکرد موزه بخواهی از تمام قسمتهای آن دیدن کنی 20 سال طول خواهد کشید به همین دلیل لیدر ما را به قسمتهای شاخص و معروف موزه راهنمایی کرد  که از همه قسمتها بیشتر از نقاشیهای رافائل و داوینچی لذت بردم.

 بعد به یک مغازه ای که سوغاتی کهربا و عروسکهای روسی داشت رفتیم که چون خیلی گران بود چیزی نخریدیم. معمولا لیدر ها شما را به جاهایی که آشنایی دارند میبرند که خیلی اجناس گرانی دارند ولی همان اجناس را گاهی تا بیش از نصف قیمت می توانید از دستفروشها که در تمامی مکانهای توریستی مستقر هستند تهیه کنید.

 شب هم به نمایش رقص قزاقها رفتیم که خیلی زیبا بود و من حسابی کیف کردم.ولی تمام احترامی که به این گروه داشتم با دیدن آنها که تک تک و یا گروهی بعد از تمام شدن نمایش در حالی که جعبه پولی جلوی خود گذاشته و با  تکنوازی و یا همنوازی پول از مردم تمنا می کردند از بین رفت از همین جا فهمیدم که تمام غرور و نخوت و سردی که در قیافه تک تک روسها میبینی قلابی است و آنان حاضرند به خاطر به دست آوردن پول همه کاری کنند البته در طول سفر نیز بارها به این موضوع برخوردم.

دومین روز_

روز دوم به بازدید از کاخ فواره ها  یا همان کاخ پترگف رفتیم ،کاخ عظیمی با مجموعه بی نظیری از پارکها و کاخها که نشاندهنده معماری با شکوه قرون 18 و 19 می باشد  با بیش از 100 مجسمه فواره مانند  بسیار زیبایی که راس ساعت 11 ظهر با آهنگ ملی روسیه به  آرامی باز و همگام با اوج گرفتن آهنگ شدت  پیدا میکند وجه تمایز آن با بناهای مشابه این است که به دستور پطر کبیر آب از ارتفاعات رپشین در کانال با جریان خودبه خودی هدایت میشود و فواره های این بنا به علت ساختار هیدروتکنیکی منحصر به فرد شهرت بسزایی در دنیا دارد. در وسط باغ این بنا آبگیرهایی وجود دارد که آب را به خلیج فنلاند که در جلوی این بنا عظیم است هدایت میکند در مجموع زیباترین و منحصر به فردترین بنایی بود که در طول سفرم دیدم.

شب هم چون وقت آزاد داشتیم با دوستم و لیدرمان به خیابان نفسکی رفتیم و شام خوردیم.واقعا که قربان غذاهای خودمان در این 10 روزی که روسیه بودیم غذای درست و حسابی نخوردیم مثلا  پیتزاهایشان با یک نان خیلی نازک و پنیر پیتزای کمی که بسیار شور بود درست شده بود یا همبرگر مک دونالدی که به بزرگی معروفه آنجا به اندازه یک کف دست کوچک و بسیار گران بودو... .

روز سوم_

روز سوم بازدید از کاخ ویکتوریا و یا همان دهکده تزارها  بود که در جنگ جهانی دوم کلا این ساختمان تخریب شده بود که روسها طی سالیان متوالی از روی عکسها و نقاشی های موجود آن را بازسازی کردند/کاخ عظیمی که با دیدن آن شوکه می شدید . احداث و آبادانی این مکان در زمان کاترین اول همسر پتر کبیر شروع شدو در زمان الیزابت دختر پتر کبیر به نام دهکده تزارها نامگذاری شد.برای آرایش نمای این کاخ بیش از 100کیلوگرم طلا مصرف شده و بزرگترین سالن این کاخ 846 متر مربع می باشد که تمام دیوارها با نقوش برجسته و مجسمه های زرین و طلا تزیین و بر روی هر دیواری آیینهای نصب شده که به همین دلیل به این سالن تالار روشنایی هم می گویند سرتاسر سقف این سالن نقاشی شده که جلوه خاصی به آن می دهد.شاید منحصر به فرد ترین اطاق این کاخ اطاق کهربایی است که در زمان فاشیستها این اطاق تماما ربوده شد و بازسازی آن 10 سال به طول کشید که سرانجام در 31 ماه می سال 2003 با شکوه افتتاح شد. خارج از ساختمان اصلی ساختمانها و بناهای بسیاری محصور در باغهای و دریاچه های زیبایی می باشد که قدم زدن در کنار برکه ها و تالابها و گوش دادن به صدای پرندگان باعث نشاط و شادی انسان می گردد.وقتی این بنا را با تمام عظمت آن دیدم پیش خود گفتم کدامیک از شاهان ما که اینقدر ازآنان بد می گویند دارای اینچنین بناهای با شکوه و عظیمی بوده اند؟!

 

..شب هم به نمایش باله دریاچه قو رفتیم که با وجود اجرای زیبا چون به طبع ایرانیها جور در نمی آید  کسل کننده بود و همه خوابشان برده بود. نکته جالب اینکه از این به بعد دیگر هر نمایشی که می رفتیم اجازه عکسبرداری و فیلمبرداری نمی دادند و باید dvd آنرا خریداری می کردید

روز چهارم-

وقت آزاد بود که من با لیدر تورمان  به قصد دیدن  جاهای دیدنی سنت پترزبورگ از صبح حرکت کردیم چون تاکسی خیلی گران بود با مترو و از روی نقشه به نزدیکیهای جایی که می خواستیم برویم رفتیم.عمق مترو بسیار زیاد بود حدود 60متر زیر زمین و بعضی از خطها از زیر رودخانه نوا عبور می کند. که این ارتفاع با پله های برقی که با سرعت در حال حرکتند کوتاهتر می گردد. اولین جایی که از آن دیدن کردیم کلیسای پترو پاولفسکی بود که نشانگر ترکیبی از معماری مذهبی و سنتی غربی با معماری روسیه قدیم میباشد.ارتفاع ناقوس کلیسا با میل برج طلایی 122.5 متر میباشد که مجسمه فرشته ای در انتهای نصب شده.در این کلیسا مجموعه عظیم نقاشیهای زمان پتر وجود دارد و اجساد آخرین امپراطور روسیه نیکلای دوم و خانواده اش که در سال 1318 میلادی تیر باران شدند به خاک سپرده شده.در پشت این مجموعه قلعه پتروپاولفسکی قرار دارد که به رودخانه نوا منتهی می گردد.پس از آن با عبور از یک پل بسیار طولانی به میدان سوروف  رسیدیم که کلیسای عیسی منجی با آن مناره های رنگارنگ از آنجا پیدا بود. بعد از کمی استراحت روی چمنها به سمت این کلیسا راه افتادیم هر چقدر که نزدیکتر میشدیم شکوه و زیبایی خیره کننده این کلیسا ی بینظیر بیشتر هویدا میشد.طرح عمومی بنای کلیسا به حالت گل همیشه بهار پنج گلبرگی است و تقلیدی از کلیسای (واسیلی بلاژنف)در مسکو میباشد که نماد معماری سنتی روسیه است.مساحت این کلیسا 1642 متر مربع و ارتفاع آن 81 متر می باشد.بعد از صرف ناهار به موزه هرمیتاژ و کلیسای اسحاق هم سری زدیم و بعد از طریق مترو به هتل برگشتیم.

شب بازدید از شبهای سنت پترزبورگ بود ما در حین دیدن شهر در شب که دارای نور پردازی فوق العاده ای بود از کلیسای اسمولنی هم دیدن کردیم که بسیار زیبا بود و سپس از روی کشتی نظاره گر باز شدن پلهای سنت پترزبورگ بودیم که راس ساعت 1:25 شب  باز میشد. شب فرحبخشی بود فقط گروه ما ایرانی بود و بقیه گروههای دیگر در کشتیهای دیگر اروپایی و چینی و... غیره بودند .هر چند ما به شبهای سفید سنت پترزبورگ نرسیدیم ولی هوا تا ساعت 11 شب کاملا روشن بود و غروب خورشید ساعت 10:30شب بود که این برای ما خیلی جالب بود /جالبتر از همه وقتی کشتی ها از کنار هم رد می شدند و یا ازکناره ها و پلهایی که مردم ایستاده بودند همه برای هم دست تکان می دادند و ابرازشادی می کردند که این هم نکته بارزی بود ما هم تا توانستیم جیغ زدیم و دق و دلیهایمان را خالی کردیم.

روز پنجم-

قرار بود در ساعت 3 به مسکو پرواز داشته باشیم که هواپیما تاخیر داشت پس بارها را تحویل دادیم و ناهار را در رستورانی که در مرکز خرید واقع بود صرف کردیم بعد تا ساعت 7 خودمان را مشغول کردیم و با تاخیر 2 صبح به مسکو رفتیم که تا هتل رسیدیم 4 صبح بود.

مسکو-

اولین روز_

هتل ما در مسکو crown plaza  بود که بسیار عظیم بود و پشت آن مرکز تجارت جهانی قرار داشت و روبروی آن هم نمای زیبایی از هتل رادیسون/ روز اول  با توجه به تاخیر پروازسنت پترزبورگ به مسکو در حدود 7 ساعت تاخیر پرواز داشتیم که حسابی خسته و عصبانی شدیم نکته جالب اینکه روسها به این تاخیر ها عادت داشتند واصلا عین خیالشان نبود و چون جو روسیه به شدت نظامی است مردم جرات نمی کنند صدایشان در بیایید در عوض حرصش را ما خوردیم که ساعت 4 صبح تازه به هتل رسیدیم. بعد از ظهر به کاخ کرملین رفتیم که خانم روسی فارسی زبانی به نام لاله راهنمای ما بود و توضیحات کاملی در رابطه با کلیساهای اطراف  این کاخ همچون کلیسای واسیلی و اوسینسکی به ما داد و در ادامه از بزرگترین ناقوس و توپ جهان دیدن کردیم.شب هم به یک نمایش رقص ملل رفتیم که به قشنگی رقص قزاقها نبود.

دومین روز_

روز دوم به بازدید از میدان سرخ که نماد روسیه یعنی کلیسای سنت باسیل در آن قرار دارد و مقبره لنین و سرباز گمنام و باغ الکساندر رفتیم که تنها محل های قشنگ آن همین میدان و کاخ کرملین بود دیگر جایی به نظر دیدنی نمی آمد. ناهار هم در مکدونالد صرف شد

 سومین روز_

روز سوم  ابتدا به دیدن کلیسای عیسی منجی رفتیم که در سال 1812 الکساندر دوم به پاس پیروزی روسیه بر ناپلئون ساخته و چون داشت بازسازی میشد نتوانستیم از داخلش دیدن کنیم بعد به بازدید از  پارک پیروزی که به نشانه پیروزی روسها در جنگ بنا شده و فضای باز و جالبی دارد با یک طاق سر به فلک کشیده به ارتفاع 142 متر که در بالای آن فرشته پیروزی در حال نواختن شیپور است پرداختیم و  در نهایت  با بازدید از دانشگاه مسکو که یکی از 7 ساختمانی است که استالین دستور ساخت آنرا داد   و عظمت آن ما را مبهوت کرد و تپه گنجشکها که به  بام مسکو معروف است و خیل موتور سوارها و کسانی که با رقصیدن به نوعی گدایی می کردند در آنجا به چشم می خورد  گشت روز به پایان رسید. شب هم به دیدن سیرک قدیمی مسکو رفتیم که کلی خندیدیم و برایمان جالب بود که پس از سالیان سال می توانیم از فضای سیرک واقعی لذت ببریم.

 

چهارمین روز_

روز چهارم آزاد بود که ما با خانم لیدر و بقیه افراد گروه با مترو رفتیم میدان سرخ و اطراف آن و تا شب در مترو سرگردان بودیم  چون اصلا نقشه متروبا ایستگاههایش نمی خواند آخر سر با تاکسی برگشتیم هتل و آماده شدیم برویم تا ایستگاههای نمونه مترو  را ببینیم. و از خیابان آرابات قدیم دیدن کنیم .بعد شام معروف روسیه بیف استروگانف را خوردیم که به نظرم بهتر از غذاهای دیگرش بود محل شام در رستورانی در خیابان آرابات بود که دکور آن مجموعه کلکسیونی از آلات موسیقی و صفحات قدیمی از خوانندگان معروف بود که در این رستوران غذا صرف کرده بودند کلا محیط جالبی به نظر میآمد.

 

پنجمین روز_

روز آخر  صبح به نمایشگاه هوا و فضا رفتیم که نمونه ای از اولین سفینه های فضایی تا آخرینش و عکس افرادی که به فضا سفر کرده اند از جمله خانم انوشه انصاری افتخار مملکت ما در میان دیدنی های آنجا به چشم میخورد.وقتی به هتل برگشتیم با کمال تعجب دیدیم که افراد زیادی در جلوی هتل اجتماع کرده اند گویا زنگ خطر هتل به صدا درآمده بود و مدیریت هتل کلیه مسافران و کارمندان خود را به بیرون هدایت کرده بود و گارد پلیس با سگهای گردن کلفت در حال گشتن در هتل بودند این جستجو 3 ساعت به طول کشید و ما همچنان در محوطه جلوی هتل بودیم که با تجمع خبرنگاران متوجه شدیم وضعیت جدی است همه دوربین ها به سمت در هتل و مسافرینی که در محوطه به سر می بردند تنظیم شده بود بعد از مدتی فهمیدیم چند خیابان پایینتر باری منفجر شده بود و برای اطمینان از اماکن بزرگتری هم همچون هتل ما و مرکز تجارت جهانی که پشت هتل بود بازدید بعمل آمده که این نگرانی بی مورد نبود و در حدود 10 تن مواد منفجره کشف شد  مثل اینکه این بمب گذاریها که نمونه دیگر آن چند روز پیشتر و با انفجار در مترو و کشته شدن چندین نفر اتفاق افتاده بود کار 30 زن بیوه چچنی بودند که شوهران خودرا در جنگ با روسیه از دست داده و در حال انتقام میباشند.که به نظر من اصلا کار درستی نمی کنند که مردم بیگناه را به کشتن می دهند! شب  با کشتی نمای کلی از شهر را دیدیم که بسیار زیبا بود  و آخر شب هم به بام مسکو یا تپه گنجشکها  رفتیم تا شب وداعی با گروه باشد.

در تاریخ 28/05/89 ساعت 10 شب به ایران پرواز و ساعت 7 صبح به شیراز رسیدیم.

نکته:

1-    روسها آدمهایی بسیار خشک و بدون لبخند،به شدت پولدوست و مغرور ی هستند که یک کلام انگلیسی بلد نیستند.

2-    قیمتها بسیار بالاست و هزینه زندگی به شدت گران.

3-    در هیچ خیابانی تابلویی انگلیسی پیدا نمی کنید و باید حتما زبان روسی بلد باشید.

4-    نقشه های شهر با مترو همخوانی نداره و گم می شوید.

5-    به شدت قانونمند و مقرراتی هستند.

6-    به کشور خود و زبان خود خیلی افتخار می کنند بنابر این مغرور و از خود متشکرند.

7-    جیب بر در این مملکت بسیار زیاد است و باید  خیلی مراقب جیب خود باشید.

8-  وضعیت آب آنجا بده و باید هر شیشه آب معدنی کوچکی که اینجا 200 تا 300 تومان قیمت دارد به قیمت 2000 تومان بخرید و مصرف کنید.

9-  بد تر از همه دستشویهایش نه شیلنگ داره نه آب تمیز و جالب اینجاست که بعضی مواقع دستمال کاغذی هم ندارد برای همین توصیه میشود همیشه یک بطر آب و دستمال در کیف داشته باشید.

10-در خطوط هوایی  داخلی از شما پذیرایی نمی گردد پس گول نخورید و از مهماندار تقاضای چیزی نکنید چون پولش را از شما می گیرند.

1۱-   در این مدتی که ما آنجا بودیم به مطلب عجیبی برخوردیم که بر خلاف ایران خیابانها عاری از وجود هر گونه گربه ای می باشد و در خیابانها فقط سگ به چشم می خورد نه گربه و آنقدر گربه عزیزه که با نرخ بالایی به فروش می رسد.

۱۲-   در اکثر نقاط توریستی و اداری برای مشاغل کم اهمیتی همچون نگهبا نی و .... برای کاهش هزینه های نیروی انسانی از زنان سالخورده استفاده می گردد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 9:11  توسط پانته آ هخامنش  |