این وبلاگ صرفا به منظور استفاده از تجارب متقابل سفرهای داخلی و خارجی میباشد.

متروی پاریس فاصله‌ها را به شتاب می‌پیچد و معنای دور را دگرگون می‌کند: هر جا که باشی انگار خانه‌ات به فاصلهٔ نزدیک‌ترین متروست. اینجا هر آدرسی را با ایستگاه مترو می‌دهند. متروی پاریس و حومه برای خود یک شهر زیر زمینی است.

به گزارش پایگاه خبری شهر الکترونیک، اگر تازه وارد باشی احتمال دارد در راهروهای پیچ در پیچ گم شوی اما به همان راحتی که گم می شوی، راه درست را هم پیدا می کنی.جای نگرانی نیست. می‌توانی نبض متروی پاریس را در دست بگیری و برای هر سفر شهری بهترین مسیر را انتخاب کنی. متروی پاریس با ۱۴ خط اصلی و ۶ خطی که به حومه شهر می‌رود است. در زیر زمین پاریس ضربان زندگی در اوج است.بیشتر افراد در فرار و عجله هستند اما شهروندانی را هم می‌توان مشاهده کرد که در هیاهوی این شهر زیرزمینی هنرنمایی هنرمندان زیر زمینی را به تماشا نشسته‌اند. مثلا گیتاریست یا ویولونیست‌هایی که سازشان را آورده‌اند و بی‌هیچ چشم داشتی ترا به شنیدن موسیقی دعوت می‌کنند.

هر خط یک رنگ است و یک ویژگی دارد. در خط یک و ۱۴ واگن های مترو با بیشترین سرعت می رانند. سوار شدن بر متروی خط ۸ اما حوصله زیاد می‌خواهد؛ چراکه این خط با ۴۰ ایستگاه یکی از پر ایستگاه‌ترین خطوط متروی پاریس است و در عین حال در برخی نقاط سرعت حرکت قطار بسیار کند می‌شود. روی خط ۶ متروی پاریس بسیاری از مراکز دیدنی شهر قرار دارد. به راحتی با خروج از یکی از ایستگاه‌های مرکزی این خط می‌توان به برج ایفل رسید یا از میدان معروف شارل دوگل بازدید کرد. دو خط کوتاه شده که بخشی از خطوط ۳ و ۷ هستند به طور مستقل علاوه بر آن ۱۴ خط به عنوان خطوطی که کمترین ایستگاه‌ها را دارند فعالیت می‌کنند. مترو پاریس جذابیت منحصر به خود را دارد، مانند دیوارهای شطرنجی با کاشی سیاه و سفید در ایستگاه معروف «گویمار» گلهای ساخته شده از چدن بر روی در‌های ورودی ایستگاه «دپوکه» و چشم اندازهایی در طول مسیر به خصوص خطوط مترو ۲ و ۶ که مسیر آن بیشتر در خارج از تونل و روی زمین است.

متروی پاریس، بهترین دوست وقت است بین یک تا ۴ دقیقه پیش پایت ترمز می‌کند. کوپهٔ مترو، سالن مطالعهٔ سیار است. بسیاری از مسافران مشغول مطالعه کتاب یا روزنامه هستند و یا اینکه سرشان داخل گوشی‌های موبایل خود است و با اینترنت در دنیا گشت می‌زنند و سخت مراقب‌اند که کسی به حواسشان تنه نزند.

مترو پاریس با ۲۲۱ کیلومتر طول سومین مترو بزرگ جهان است. متروی پاریس بعد از مسکو پرکار‌ترین مترو اروپاست. این مترو با ۳۵۰۰ واگن روزانه نزدیک ۵ میلیون نفر را جابجا می‌کند. ۳۸۰ ایستگاه خطوط متروی پاریس را به هم متصل می‌کنند. از آنجا که ایستگاه‌های مترو پاریس بسیار نزدیک به هم هستند، سرعت حرکت قطار‌ها در این خطوط برای سفر به حومه شهر بسیار کند است. برای حل این مشکل، سیستم RER (سیستم اکسپرس منطقه‌ای) در پاریس راه‌اندازی شده است که در آن از سیستم مدرن مرکز شهر و خطوط ریلی قدیمی استفاده می‌شود. این سیستم در حال حاضر ۶ خط، ۲۵۶ ایستگاه و ۵۸۷ کیلومتر ریل دارد. 

متروی  111 ساله

نخستین خط متروی پاریس در سال ۱۹۰۰ به خاطر نزدیک شدن پنجمین نمایشگاه جهانی در پاریس راه اندازی شد. ساخت مترو تا جنگ جهانی اول به سرعت گسترش یافت و زیرسازی‌ها تا دهه ۱۹۲۰ تکمیل شد. اتصال به حومه و احداث خط ۱۱ مربوط به دهه ۱۹۳۰ بود. جنگ جهانی دوم بیشترین تاثیر را روی مترو گذاشت. خدمات محدود شد و بسیاری ایستگاه‌ها تا دهه ۱۹۶۰ بسته شدند. با افزایش ناگهانی جمعیت طی سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ مترو در ساعاتی از روز با ازدحام جمعیت مواجه شد و فاصله کم بین ایستگاه‌ها موجب کندی شبکه شد.

پاریس به عنوان راه حل خط‌های حومه را در دهه ۱۹۶۰ به قسمت‌های جدید در مرکز شهر اتصال داد. در اکتبر ۱۹۹۸ خط ۱۴ افتتاح شد که در طول ۶۳ سال اولین خطی کاملا جدید بود و هنوز هم تنها خط کاملا اتوماتیک در کل شبکه است. مشخصات خطوط متروخط ۱ متروی پاریس به رنگ زرد است و نقاط مختلف شهر را به یکدیگر پیوند می‌دهد. این خط از یک سو در غرب پاریس به مرکز تجاری-اداری لادفانس و از سوی دیگر در جنوب شرقی به یکی از اماکن تاریخی پاریس به نام کاخ ونسن ختم می‌شود. در مسیر خط ۱ ایستگاه‌ها مهمی چون لادفانس، میدان شارل دو گل قرار دارند. تمام ایستگاه‌ها از میدان شارل دو گل تا میدان کنکورد دقیقاً در زیر خیابان شانزه لیزه است.

زنجیره ایستگاه‌های تاریخی

ایستگاه مهم دیگر، ایستگاهی است که دقیقاً در کنار موزه لوور سر در می‌آورد. این خط در مجموع ۲۵ ایستگاه دارد.  خط ۲ متروی پاریس دومین خطی است که شرق و غرب پاریس را به هم متصل می‌کنید. این خط نیز همانند خط ۱ تعدادی از اماکن دیدنی پاریس را به هم وصل می‌کند. خط ۲ پاریس که به رنگ آبی پررنگ است. ایستگاهی که حائز اهمیت است ایستگاه «انورز» است که شما را به دیدن محله مونمارت و یا کلیسای قلب مقدس می‌برد.

نقطه مهم دیگر پاریس قبرستان پرلاشز است. این قبرستان محل دفن بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و ادبی و فرهنگی فرانسه و دنیا است. این ایستگاه ۲۵ نقطه توقف در شهر دارد و با خطوط زیادی در پاریس تلاقی دارد. خط ۳ متروی پاریس نیز شرق و غرب پاریس را به هم وصل می‌کند. روی این خط ایستگاه اپرا قرار دارد که‌‌ همان ساختمان اپرای پاریس است که به نام گارنیه نیز معروف است. خط ۴ متروی پاریس شمال و جنوب پاریس را به هم متصل می‌کند. این خط از ایستگاه مونتپارناس که برج و محله مونتپارنانس قرار دارد عبور می‌کند. محله بسیار دیدنی و مرکزی سن ژرمن نیز بر روی این خط قرار دارد همچنین محله و فوراه سن میشل درست یک ایستگاه کنار سن ژرمن قرار دارد. شما اگر در ایستگاه سن میشل از قطار پیاده شوید می‌توانید خود را به کلیسای نوتردام برسانید.

 خط ۵ متروی پاریس در بخش شرقی پاریس شمال شرق را به جنوب شرق متصل می‌کند. میدان معروف باستیل از طریق این خط قابل دسترس است. خط ۶ متروی پاریس نیز از جمله خطوط مهم پاریس است که ایستگاه‌های مهمی در آن قرار دارد. ایستگاه ناسیون در یک سوی این خط و میدان شارل دوگل در سوی دیگر این خط قرار دارد. مهم‌ترین این ایستگاه‌ها ایستگاه بیرحکیم است که در کنار برج ایفل قرار دارد. ایستگاه مهم دیگر ایستگاه تورکادرو است. این ایستگاه در کنار بنای تورکادرو و جایی است که شما بهترین زاویه دید را نسبت به برج ایفل دارید و ایستگاه آخر که میدان شارل دوگل است که در ردیف مهم‌ترین دیدنی‌های پاریس است. 

خط ۷ متروی پاریس اما خط متروی پاریس اگرچه شمال و جنوبی پاریس را در قسمت شرق به یکدیگر متصل می‌کند اما از جمله اماکن مهم پاریس برخی نقاط مهم در آن قرار دارد نخست ایستگاه «پونت نوف» است که از پل‌های قدیمی پاریس است.

ایستگاه دیگر ایستگاه موزه لوور است که در این ایستگاه با خط ۱ تلاقی دارد. در مجموع ۳۸ ایستگاه مترو بر روی این خط قرار دارد. خط ۸ متروی پاریس همچون خط ۷ ازجمله خطوط پرترافیک متروی پاریس است. روی این خط ایستگاه «انولید» که در جوار مقبره ناپلئون بناپارت است قرار دارد. همچنین ایستگاه کنکورد، ایستگاه کلیسای مادلن، ایستگاه اپرا که نزدیگ گالری لافایت است قرار دارد. ایستگاه میدان باستیل نیز بر روی این خط است. خط ۹ متروی پاریس نیز ایستگاه‌های متعددی را یکدیگر وصل می‌کند. این ایستگاه جنوب غرب را به شرق متصل می‌کند. روی این خط ایستگاه تروکادرو، ایستگاه فرانکلین روزولت در خیابان شانزه لیزه و ایستگاه گالری لافایت قرار دارد. 

روی خط ۶ متروی پاریس بسیاری از مراکز دیدنی شهر قرار دارد. به راحتی با خروج از یکی از ایستگاه‌های مرکزی این خط می‌توان به برج ایفل رسید یا از میدان معروف شارل دوگل بازدید کرد. به همین دلیل اگر با این خط در شهر سفر کنید توریست های بیشتری را می بینید که دوربین به دست منتظرند تا در یکی از ایستگاه های بین راه پیاده شوند.

خط۱۰ متروی پاریس از جمله خطوطی است که اماکن چندان مهمی را در پاریس به یکدیگر متصل نمی‌کند. این خط بخشی از غرب و مرکز پاریس را به هم وصل می‌کند. خط ۱۱ متروی پاری در مرکز شهر شما را به هتل دویل یا ساختمان شهرداری می‌برد. ایستگاه شاتله نیز بر روی این خط قرار دارد. شاتله آخرین ایستگاه این خط کوتاه است. خط ۱۲ متروی پاریس که به رنگ سبز است جنوب پاریس را به شمال شرق متصل می‌کند. محله و برج مونتپارناس بر روی این خط قرار دارد. میدان کنکورد در انتهای خیابان شانزه لیزه و کلیسای مادلن در مسیرهای نزدیک به هم خود را بر روی این خط قرار دارند. خط ۱۳ متروی پاریس این خط از جمله خطوط مهم پاریس است. درست شمال پاریس با این خط به جنوب شرقی پاریس متصل می‌شود. محله و منطقه معروف سن دنیس و محله معروف سن لازار روی این خط قرار دارند. این خط با خط ۱ در ایستگاه شانزه لیزه تلاقی دارد. ایستگاه انولید یا مقبره ناپلئون و محله و برج مونتپارناس بر روی این خط هستند. خط ۱۴ متروی پاریس محله معروف سان لازار را به جنوب مرکز پاریس متصل می‌کند. کلیسای مادلن، ایستگاه شاتله بر روی این خط قرار دارند.

ایستگاه «شتله» بزرگ‌ترین ایستگاه مترو در دنیا است. این ایستگاه مجهز به سالن‌های سینما، استخر، مراکز خرید و.... است.در این ایستگاه گروه‌های موسیقی به طور مرتب به اجرای موسیقی می‌پردازند. این ایستگاه یک ایستگاه مرکزی است که خطوط ۱۱، ۱، ۷، ۴ و ۱۴ مترو از آن عبور می‌کنند و در عین حال سه خط از خطوط تندرویی که به حومه شهر می‌رود نیز در این ایستگاه مرکزی توقف دارد. این خط در ۱۱۱ سال پیش یعنی در سال ۱۹۰۰ به بهره برداری رسید یعنی درست در زمانی که نخستین ایستگاه‌های متروی پاریس در خط یک به بهره برداری می‌رسیدند.

 متروی پاریس، بهترین دوست وقت است بین یک تا ۴ دقیقه پیش پایت ترمز می‌کند. کوپهٔ مترو، سالن مطالعهٔ سیار است. بسیاری از مسافران مشغول مطالعه کتاب یا روزنامه هستند و یا اینکه سرشان داخل گوشی‌های موبایل خود است و با اینترنت در دنیا گشت می‌زنند و سخت مراقب‌اند که کسی به حواس‌اشان تنه نزند. در کوپه‌‌های مترو پنج قاره، تنگاتنگ، کنار هم می‌نشیند و می‌ایستند. زبان‌ها و رنگ‌ها و فرهنگ‌ها و... قابل تمایز است. متروی پاریس شهری چند فرهنگی از ۵ قاره را گرد هم می‌آورد. 

ابتکارات در متروی پاریس

تبلیغات فرهنگی و تجاری و یا اقدامات فرهنگی از جمله فعالیت‌هایی است که در این شهر زیر زمینی انجام می‌شود. به طور مثال سال گذشته به ابتکار سازمان حمل و نقل عمومی پاریس، در برخی از ایستگاههای متروی این شهر رستوران‌های موقت برپا شد. در این برنامه که به مناسبت ثبت آشپزی فرانسوی در فهرست میراث فرهنگی یونسکو صورت گرفت، سرآشپزهای رستوران‌های معروف پاریس اقدام به طبخ غذاهای سنتی فرانسوی کردند.

تبلیغات فرهنگی‌ای که اخیرا در ایستگاه متروی این شهر مشاهده می‌شود و امضای همه آن‌ها این عبارت است: «در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید!» این تبلیغات حرکت‌های حیوانی و انسانی را باهم تلفیق کرده و با تقبیح حرکت‌های حیوانی از شهروندانی که از وسائل حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند می‌خواهد تا انسان باقی بمانند.

 از سوی دیگر در برخی از ایستگاه‌های متروی این کلانشهر در بسیاری از ماه‌های سال نمایشگاه‌های عکس برگزار می‌شود و یا برخی از شرکت‌های تجاری اقدامات تبلیغاتی زیبایی را در ایستگاه‌های مترو اجرا می‌کنند. به طور مثال سال گذشته شرکت ایکا که فروشگاه وسائل خانگی است در چند ایستگاه مترو اقدام به گذاشتن محصولات خود کرد و شکل صندلی‌های ایستگاه‌ها را با مبلمان شیک خود تغییر داد تا افرادی که هر روز از مترو استفاده می‌کنند را علاقه مند به خرید از این شرکت کند.

 شب از نیمه می‌گذرد و هنوز قطارهای متروی پاریس در حرکت هستند و از ایستگاهی به ایستگاه دیگر سرک می‌کشند. به طور قطع می‌توان اینجا را شهری زیرزمینی خواند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ساعت 13:50  توسط پانته آ هخامنش | 

سفر به بلغارستان وارنا

21 مردادماه 1390 سفر خود را به شهر وارنا و محل گلدن سندز یا شهر ماسه های طلایی آغاز کردیم.

شهر وارنا یکی از قدیمی ترین شهرهای اروپاست و سومین شهر بزرگ کشور بلغارستان است با جمعیتی بالغ بر 300 هزار نفر و از نظر تاسیسات بندری و صنعتی دومین شهر بعد از بورگاس تلقی می شود .
 دریانوردان
یونانی از شهر میلتوس (Miletus) در قرن ششم قبل از میلاد در سواحل وارنا پهلو گرفته و مجذوب آرامش این دریا شدند. آنها با اقوام تراکیان (Thracians) که مقیم آنجا بودند مبارزه کرده و مستعمره، خود به نام ادسوس (Odessos) را بنا نهادند. فرهنگ های متعددی در این منطقه به هم آمیخته اند. عهد عتیق، قرون وسطی، دوران احیاء ملی گرایی و دوران مدرن. در حومه وارنا، هنگام حفاریهای باستان شناسی در مکانی کهن نکروپولیس (Necropolis) نامیده می شود، قدیمی ترین گنجینه طلای دنیا متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد کشف گردیده است. این شهر نام کنونی خود وارنا را پس از تشکیل دولت بلغارستان در سال 681 میلادی بدست آورد.

مهمترین مکان دیدنی آن کلیسای جامع است که در مرکز شهر قرار دارد .
پارک باغ دریایی که مکان تفریحی با تعدادی پلاژ ، موزه دلفین ها و چندین رستوران است از دیگر مکان های دیدنی وارنا می باشد . بلغاریها به این منطقه
MORS KATO GARDINA ( مورس کاتو گرادینا ) و به انگلیسی SEA GARDEN می گویند .



سواحل ماسه های طلایی (GOLDEN SANDS)


در شمال وارنا، سرزمین ماسه های طلایی که به واقع مروارید سواحل دریای سیاه محسوب می شود به لطف پوشش گیاهی بی نظیر و سواحل نیلگون و وجود ماسه های طلایی رنگ، سالانه میزبان گردشگران بسیاری از سرتاسر جهان است. وجود امکانات مدرن تفریحی، هتلهای لوکس و منحصر به فرد در قلب جنگل و کنار ساحل تابلوی بی نظیری از یک منطقه توریستی بوجود آورده و هر فردی در هر سنی از کودکان تا سالخوردگان می توانند از یک سفر خاطره انگیز و عالی برخوردار شوند.

پرواز ما در ساعت 4 بعداز ظهر بود که با توجه به اینکه ساعت بلغارستان تقریبا 1:30 از ما عقب تر است ما پس از 3 ساعت پرواز در ساعت 7 به وقت ایران و 5:30 به وقت بلغارستان به آنجا رسیدیم طبق معمول سخترین و طولانی ترین مرحله مسافرت که تحویل بار و جابه جایی مسافران بر اساس هتل است انجام و پس از عبور از شهر زیبای وارنا به گلدن سندز رسیدیم.هتل ما هلیوس نام داشت و 4 ستاره بود در مجموع کیفیت ارائه خدمات  هتلهای بلغارستان به کیفیت هتلهای دیگر جاهایی که رفته بودم نبود و چون بعضی از مسافران ایرانی متاسفانه با عدم پرداخت پول مینی بارها و یا رفتارهای دیگر موجب عدم اطمینان بلغاریها به ما شده اند اطاق هایی که به ما اختصاص داده شد فاقد مینی بار بود و البته اطاق ها دارای امکانات دیگری نیز چون اطو،قهوه جوش،دمپایی هم نبود.امیدوارم بعضی از مسافرنماها هویت و فرهنگ غنی ایران را در پیش ممالک دیگر زیر سوال نبرند و بر عکس اصل و ریشه نژاد پاک آریایی را پیش همگان نمایان کنند.

اولین روز سفر صبح تجمعی با دیگر مسافران داشتیم تا نکات ایمنی به ما گوشزد گردد و بعد از ظهر به دو shoping center معروف وارنا رفتیم که جنس جالبی نداشت و مادست خالی برگشتیم کلا روز اول به بطالت گذشت من توصیه می کنم نه در تجمع شرکت کنید که نکته های تکراری گفته می شود و نه به بازار وارنابروید چون اجناس با کیفیت و تنوع بیشتری در بازارهای ساحلی یافت می شود و مابیشتر خریدمان را از آنجا کردیم.

دومین روز سفر صبح تور سافاری رفتیم این تور به مدت 3 ساعت بوده و با استفاده از جیپ های مخصوص سافاری جنگل شما می توانید ساعاتی را در دل جنگل ها، رودخانه ها، آبشارها و دیدن طبیعت بکر موجود در آنها استفاده کنید.  البته هر 15 دقیقه جیپ سواری در جایی توقف می گردید تا مسافران بتوانند  اجناسی همچون عسل طبیعی و دیگر محصولات طبیعی استفاده و خریداری کنند،ناهار در یک رستوران روستایی با همان آب و هوای مردم پاکدل روستا و محیطی صمیمی صرف شد در آخر کلیه رانندگان در حالی که سازهای متنوعی می نواختندبرای ملیتهای مختلف آهنگ های محلی آنهارا خواندند جالب این بود که برای ایرانیها آهنگ آره وای وای نوش آفرین خوانده شد؟!شب هم برای صرف شام به یک رستوران ساحلی رفتیم به نام شب بلغاری که دارای برنامه های متنوع و شادی بود در آخر هم دیسکو ایرانی که همه ایرانیها مانند تشنه ای که به آب رسیده دلی از عزادرآوردند وحسابی رقصیدند در مجموع بهترین شب و توری بود که در طول سفر داشتیم .

روز سوم به تور silistra رفتیم تور یک روزه با اتوبوس از باغ های شهر دوبروژا دیدن و به خانه ای روستایی رفتیم که زنان ومردانی با لباس محلی و آواز  از ما استقبال کردند مطابق رسوم بلغاریها در هنگام ورود از شما با نان محلی و ظرفی از نمک وادویه های محلی استقبال می شود ، بعد عرقی که از قیصی گرفته شده بود و بسیار سوزان بود به ما داده شد بعد جهت صرف ناهار به رستوران محلی و قدیمی رفتیم که با آواز و رقص محلی همراه بود در نهایت با کشتی یک ساعت بر روی رود دانوب گردش کردیم که مرز ساحلی رومانی و بلغار است بر خلاف آنچه که تصور می کردم رودخانه دانوب بسیار کثیف و سرشار از لجن سبزی بود که دیدن آن خیلی توی ذوقم خورد. در مجموع از این تور زیاد خوشم نیامد.

روز چهارم  به دیدن شهر nesebar  رفتیم شهری تاریخی که در یونسکو به خاطر آثار فرهنگی و قدمت تاریخی ثبت گردیده ، بازدید از شهر قدیمی نسبار که روی دماغه ای بیرون آمده از دریا واقع شده است ما را با مجموعه ای از کلیساهای قدیم مواجه می سازد که قدمت آن ها به قرن سیزدهم میلادی باز می گردد. مغازه ها، کوچه های باریک و ساختمان های قدیمی زمان را به گذشته و دوران یونانی ها، رومی ها و بیزانس باز می گرداند. شهر زیبایی بود با ساختمانها و بازارهای قدیمی و زیبا ،ناهار را در رستورانی با غذاهای دریایی ومنظره ای زیبااز دریا صرف کردیم.

روز پنجم صبح کار خاصی نداشتیم بنابر این رفتیم کنار ساحل و کمی قدم زدیم وکلی خرید کردیم.بعد از ظهر با یک کشتی تفریحی بسیار زیبا که مشابه کشتی پینتا ماریا کریستف کلمپ ساخته شده بود بر روی خلیج وارنا گشتی دو ساعته به همراه نوشیدنی و غذای kfc و رقص و شادی داشتیم. اینم یکی از تورهای دلنشین بود که خیلی خوشمان آمد. جالب رفتار دوستانه کاپیتان و ملوانان بود و خانمی بلغاری که همگی با لباس دزدان دریایی رقص ایرانی را خیلی قشنگ بلد بودند و میزبانان خوبی بودند در انتهای سفر به هر کداماز ما یک کلاه دزدان دریایی داده و با صدای توپ و باروت حمله دزدان دریایی را باز سازی کردند خیلی خوش گذشت جای تک تک شما خالی.

روز ششم و آخرین روز سفر ، سفر نیم روزی با اتوبوس به بالچیک،  آغاز شد. تفرجگاهی کوچک در شمال ساحل دریای سیاه، بنیان شده در قرن پنجم قبل از میلاد، بالچیک امروزه مشهور است به عنوان اقامتگاه ییلاقی ملکه ماریا، ملکه فقید رومانی. عمارت آن ترکیبی است از گلچین سبکهای شرقی و اروپائی، با بوستانهای جذاب با بیش از 3000 گونه گیاهان نادر و کمیاب در سراسر جهان باغ بسیار زیبایی بودکه از دیدن طاقدیسها آبشارها و آبنماها و گلهای ناب آن بسیار لذت بردیم بعد به خلیج کالیاکرا رفتیم که چشم انداز بسیار زیبایی داشت  در نهایت شام با صرف رقص محلی و دیسکو ایرانی به پایان رسید و سفر ما نیز به اتمام.

 

نکته:

-         مردم بلغارستان مردم بسیار خونگرم و مهمان نوازی هستند که شما از صحبت با آنها لذت خواهید برد.

-         انتظار هتلهای خیلی مجلل نداشته باشید با امکانات هتلهای تاپ دیگر نقاط جهان

-         سعی کنید خریدتان را از بازارهای محلی و ساحلی بکنید .

-         مانند دیگر جاها دستشویی ها فاقد شیلنگ است پس دستمال و آب همراه داشته باشید مخصوصا بین راه.

-     تورهایی که با اتوبوس انجام می شود بسیار خسته کننده است در حالی که اگر وقتتان را در کنار ساحل و با انواع بازیها و سرگرمی های آنجا بگذرانید کمتر خسته می شوید و بیشتر لذت می برید.

-      سوغات مخصوص وارنا صابونها و محصولات آرایشی است که به محصولات گل رز معروفند بسیار خوشبو است و از آب و روغن طبیعی گل سرخ تهیه شده توصیه می کنم حتما بخرید هم برای خودتان هم خانواده.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 13:2  توسط پانته آ هخامنش | 

مرداد ماه 1394 بعد از یک سال که از آخرین سفر خارجیم می گذ شت توفیقی حاصل شد تا به ارمنستان بروم.با جستجو در اینترنت و پرس و جو از آژانس های مسافرتی برای 15 مرداد ماه از تهران پکیجی را انتخاب کردم که شامل رفت و برگشت با هواپیما ،ترانسفر فرودگاه  و اقامت در هتل شیراک به مدت 4 شب و 5 روز بود. مبلغ تور حدود 1700 تمام شد که با توجه به اینکه ما میبایستی از شیراز به تهران می رفتیم  و پرواز برگشت دیر هنگام بود و باید در هتل می ماندیم  حدود 500 تومان به این مبلغ اضافه میشود.واقعا کسانی که مقیم تهران هستند باید قدر بدونند که تورهایشان خیلی ارزانتر از تور ما حساب می شود چون به مبلغ اصلی تورباید هزینه رفت و برگشت با هواپیما و به فرودگاه امام و در صورت دیر هنگام بودن پرواز هزینه اقامت در هتل هم اضافه شوددر مجموع 2300000 تومان جهت تورهزینه گردید.

به هر حال صبح روز پنج شنبه 5/15 ساعت 5 صبح به مقصد تهران پرواز کردیم وبعد از ظهر ساعت 15 به مقصد ایروان مرکز ارمنستان پرواز داشتیم. پس از رسیدن به فرودگاه چون در همان فرودگاه ایروان ویزا صادر میشود میبایستی فرم های مربوطه را از روی اطلاعات گذرنامه پر نماییم و تحویل متصدیان مربوطه دهیم.پیشنهاد من این است که اگر دو نفر هستید حتما یک نفر اطلاعات گذرنامه ها را وارد فرم نماید و فرد دیگر برای چنچ پول به باجه مربوطه مراجعه کند چون میبایستی برای هر گذرنامه 3000 دراما پرداخت نمایید و میبایستی حتما پول ارمنستان باشد چون دلار قبول نمیکنند.

لیدر تورهایمان از شرکت babylonبودند که خودشان ارمنی بودند و مقیم ایروان. پس از جاگیری در هتل و دریافت سیم کارت لیدرمان آقای گارنی کمی در مورد تورهایی که داشتند توضیح داد که ما برای تورهای گشت شهری و دریاچه سوان و دره گلها ثبت نام کردیم.

یکی از دلایل انتخاب هتل شیراک این بود که به مرکز شهر نزدیک است. ایروان شهر بسیار کوچکی است که کمتر از یک میلیون نفر جمعیت دارد شامل چندین خیابان اصلی میباشد که همگی به میدان جمهوری ختم می گردند.

هتل شیراک

آدرس هتل شیراک در نقشه

هتل شیراک هتلی سه ستاره است که هر چند از هتل سه ستاره ای که در گرجستان اقامت داشتیم بهتر بود ولی باز هم در حد هتل های سه ستاره نبود اتاق ها بسیار کوچک و راهروهای باریک و گرم/وضع دستشویی هم تعریفی نداشت و برخلاف آنچه که در سایتشان نوشته بود فاقد سشوار و مسواک و خمیر دندان بود بود.این مورد بسیار دردسر ساز شد چون ما با خواندن سایت معرفی هتل فکر میکردیم که باید دارای سشوار باشد برای همین این دستگاه که برای خانم ها بسیار مهم است نیاوردیم......!!خوشبختانه دمپایی و به قدر کافی دستمال توالت با خودمان برده بودیم چون موکت ها بسیار کثیف بود و بدون دمپایی نمیشد روی آن راه رفت دستمال توالتشان هم که عین کاغذ کاهی بود و با این وسواس ایرانیها در توالت رفتن فرنگی جور در نمیامد؟!!توصیه میکنم حتما چند تا دستمال توالت،دمپایی و مسواک و خمیر دندان و سشوارررررر همراه داشته باشین. البته از حق  نگذریم نسبت به هتل های درجه 3 صبحانه خوبی داشت .

نمای شهر از بالکن هتل

نمای شهر از بالکن هتل

بعد از کمی استراحت چون هتل شیراک خیلی نزدیک میدان جمهوری مرکز شهر است میباشد پیاده به سمت میدان جمهوری یا republic squer حرکت کردیم. میدان جمهوری میدان بسیار زیبایی است که جشن های ملی ارمنستان در این میدان برگزار می گردد و هر شب رقص فواره ها همراه با موسیقی راس ساعت 9 شب برگزار میگردد. روبروی این میدان خیابانی وسیع است که در وسط آن به صورت راهرو مانندی پر از فواره های زیبا و رنگی است و در دو طرف بارهای نوشیدنی که میتوانید روی صندلی های آن بنشینید هر چه دوست داشتید سفارش دهید ما دو تا آبجوی ارمنی سفارش دادیم که تلخ بود و مزه ماءالشعیر می داد.

میدان جمهوری

میدان جمهوری

سپس جهت صرف شام به یک رستوران که در تقاطع amiryan st بود رفتیم به گفته تور لیدر جزو رستورانهای تاپ ایروان بود که الان اسمش یادم نیست ولی عکسش را دارم که میزارم. برای هماهنگی یک خانم با بیسیم پایین بود که با رستوران که طبقه سه بود هماهنگی می کرد و یکی یکی مشتریان را میفرستاد بالا.برای شام ما دو نوع سوپ و یک پرس کباب سفارش دادیم  مانند گرجستان غذاهای ایروان هم پر نمک و چرب بود و به مذاق من که خوش نمی امد.

رستوران

رستوران

کباب ارمنی

کباب ارمنی

فردا صبح گشت شهری داشتیم با اینکه مسافت ها بسیار نزدیک بود و پیاده میشد همه جا را رفت گرمای 38 درجه و آفتاب سوزان ایروان اجاره نمی داد این مسیرها را خودت بری پس ترجیح دادیم 10000 دراما را بدهیم و هم بازدید داشته باشیم و هم ناهار......

اولین گشت شهر دیدن کلیسای گریگورلوسارویج مقدس بود که چیز خاصی نداشت و مانند کلیساهای دیگر بود تنها چیزی که نظر من را جلب کرد محوطه پشت کلیسا بود که نمایی از خانه های شهر در آن مشخص بود خانه هایی همچون حلبی و بسیار کهنه و مخروب. کلا اگر گشتی در شهر بزنید خواهید دید که به مسیرهایی که توریستها رفت و آمد دارند بسیار رسیدگی گردیده ولی در کوچه پس کوچه ها خانه هایی بغایت تاریک و کوچک و بعضا مخروبه به چشم می خورد.

کلیسا

کلیسای گریگورلوسارویج مقدس

دومین گشت شهری مجسمه مادر ارمنستان که نمایی کلی از شهر از محوطه آنجا مشخص می باشد بود که یک موزه نظامی نیز در زیر پای مادر ارمنستان وجود دارد که چنگی به دل نمیزد. و سومین گشت هم گاسگاد معروف به هزار پله بود که چون همه جا در موردش توضیح داده شده است من زیاد بهش نمی پردازم.ظهر نیز در رستوران ایرانی آریا که همان میدان گاسگاد بود ناهار خوردیم.

شب به میدان جمهوری رفتیم و در خیابانهای اطرافش قدم زدیم و کمی خرید کردیم سپس برای صرف شام به رستوران آرارات رفتیم که یکی از رستورانهای قدیمی آنجا بود و موسیقی زنده داشت ولی خیلی کم جمعیت بود و به جز ما و یک گروه ایتالیایی کسی نبود هرچند خواننده پسر جوونی بود که صدای بسیار خوبی داشت و آهنگهای زیبایی خواند. تو این مدت آهنگهای ارمنی زیادی شنیدم از آهنگهایشان خیلی خوشم اومد حتما یک cdاز آهنگهایشان بخرید که بسیار زیباست.

فردا صبح برای تور دریاچه سوان و دره گلها ثبت نام کرده بودیم قرار بود تور لیدرمان ساعت 11 بیاد دنبالمان همه تورها ساعت 11 شروع میشد و این یکی از معایب این آژانس بود که اینقدر دیر تور را برگزار میکردند چون اماکن دیدنی ارمنستان تقریبا در یک مسیرن و اگر ساعت 7 یا 8 تور برگزار میشد هم کمتر در معرض گرما قرار می گرفتید هم می توانستید از اماکن بیشتری دیدن کنید ولی اینطوری عملا تا 11 صبح علاف بودید.

به همین دلیل من تصمیم گرفتم کمی در خیابان های اطراف قدم بزنم اول به پارک زیبای جلوی هتل رفتم که خنک بود و درختان زیبا و کهنسالی داشت ولی چندین بنا مخروبه در آن دیدم که مشخص بود زمانی رستوران یا کافه بوده ولی الان خراب شده با خودم فکر کردم که اگر همچین پارکی ایران بود تا حالا سر تا سر مملو از کافه و رستوران  شده بود و همچین مخرو به هایی را دراونجا نمی دیدیم. ارمنی ها خیلی خوش لباس هستند خانم ها و آقایان شیکی در پارک تنها و یا با سگهایشان قدم میزدند . واقعا جالب است با اینکه ارمنی ها وضعیت مالی خوبی ندارند ولی شیک پوش هستند و به سر و وضع خودشان خیلی می رسند.

پارک

پارک جلوی هتل

مقصد بعدی من مسجد کبود ایروان بود که از بالای هتل گنبدش را دیده بودم پس مسیر را دنبال کردم و به این مسجد زیبا که ایرانیها آن را بازسازی کرده اند رسیدم. در محوطه آن قدم زدم از سکوت آنجا لذت بردم تنها کسی که آنجا بود خانم پیری بود که در حال جارو زدن محوطه بود ورود برای عموم آزاده و میتوانید از محیط خلوت آنجا ( بر خلاف مساجد خودمان  که شلوغ است) لذت ببرید. بعد هم کمی در خیابانهای خلوت آنجا قدم زدم.خیابانهای تمیز،عابرین پیاده که تک و توک در حال گذر بودند ،ماشین های شیک که یک در میان در خیابان میبنید و فوق العاده به عابر پیاده احترام میگذارند و حقوق پیاده روهها را کاملا حفظ میکنند طوری که شما چشم بسته هم می توانید از خیابان عبور کنید....همه و همه حس و حال خاصی دارد مخصوصا مسافرهایی که از کلان شهرهای شلوغ ایران میآیند این تفاوت چشمگیر و آرامش بخش را کاملا درک خواهند کرد...

مسجد جامع کبود ایروان

نمایی از خیابانهای خلوت شهر

 به هر حال  بعد از گشت در خیابانها ساعت 11 به سمت دریاچه سوان حرکت کردیم حدود 30 الی 35 دقیقه در راه بودیم تا به دره گلها رسیدیم هوای آنجا نسبتا خنک تر بود و مناظرش مثل مناظر شمال می باشد تله کابین دو نفره هم دارد که میتوانید سوار بر تله کابین از مناظر زیبا و آرامش خاص آنجا لذت ببرید. بعد از دره گلها به سمت دریاچه سوان حرکت کردیم و حدود 20 دقیقه بعد به دریاچه زیبای سوان رسیدیم  ناهار را در رستوران همانجا خوردیم که ماهی مخصوصی است  به نام ایشخان که از دریاچه سوان گرفته میشود.هر چند به نظر من مزه خاصی نداشت. پس از ناهار میشود در ساحل آن قدم زد و قایق سواری کرد و یا به بالای کوه آنجا رفت و از دیدن کلیسای زیبای سوان و مناظر طبیعی اطراف آن لذت برد.در مسیر ساحل نیز بازارهای محلی است که اجناس آن نسبتا قیمت های بالایی دارد.

دره گلها

کلیسای سوان

کلیسای سوان

شب دوباره به میدان جمهوری رفتیم و رقص فواره ها را از نزدیک مشاهده کردیم.بعد هم در خیابان ابوویان قدم زدیم و از نمایندگی آدیداس دیدن کردیم ولی آنقدر قیمت ها با پول ما بالا بود که چیزی نخریدیم کمی بالاتر هم بازاری بود پر از برندهای معروف که بهتره ایرانیها فقط به تماشا ی آن بپردازند که اصلا نمیشه طرف برندهای معروف رفت آخر خیابان هم به ساختمان اپرا میرسید که در شب فوق العاده زیباست.

 

ساختمان اپرا

روز بعد بازدید از معبد گارنی و کلیسای گغارت را در برنامه تور داشتیم طبق معمول راس ساعت 11 تور لیدر دنبالمان آمد و به سمت معبد گارنی حرکت کردیم .هوا بسیار گرم بود ولی شوق دیدن این بنای قدیمی و مشهور که در قرن اول میلادی ساخته شده است و تقدیم به خدای مهر یا میترا گشته است گرمای هوا را از ذهنم سترد. حال و هوای آنجا من را به دوره رومیان برد و با وجود گرمای بسیار ذهنم شدیدا درگیر اینکه این بنا چه کسانی را دیده و از چه فجایعی همچون زلزله که آن منطقه دائم درگیرش است جان سالم به در برده  بود ،آهنگ حماسی به سبک قدیم هم که از بلندگوهای آنجا پخش میشد این حال و هوا را شدت بخشید. به هر حال بعد از گشتی در محوطه آنجا بیرون که میروید فروشندگانی که اکثرا خانم هستند به شما انواع مربای گردو که معروف است و مرباهای دیگر مانند توت و غیره را عرضه میکنند که میتوانید از خرید آنها لذت ببرید .

معبد گارنی

معبد گارنی

سپس از آنجا به سمت کلیسای گغارت حرکت کردیم  این کلیسای قدیمی در دره گغارت قرار گرفته و دارای دالانهایی است که از تراشیدن صخره ها حاصل گردیده.این کلیساها هم همچون دیگر کلیساها حال و هوای مذهبی و آرام بخش خودش را داشت. بعد از این بازدید برای صرف ناهار به رستوران KFC رفتیم و سپس چون یکشنبه بود و مصادف با برپایی بازار ورنیساچ بود نزدیکی های میدان جمهوری پیاده شدیم و به این بازار رفتیم بازاری از صنایع دستی و دیگر اجناسی که مورد لزوم شماست جهت به جا آوردن رسم ایرانیها یعنی خرید سوغاتی....

کلیسای گغارت

بازار

بازار ورنیساچ

شب برای خوردن شام به رستوران پروانا رفتیم ،رستورانی که در یک باغ واقع شده با چندین آلاچیق و کاملا خانوادگی با ارکستر زنده و رقص و پایکوبی افرادی که برای خوردن شام و نوشیدنی به آنجا می آیند ما هم با گروه دلی از عزا درآوردیم با آهنگهای زیباو شاد ارمنی کلی رقصیدیم آخر شب هم به افتخار ایرانیان یک آهنگ از اندی گذاشت که حال و هوای کاملا ایرانی به آن باغ زیبا داد.شب زیبایی بود که دلمان نمی خواست تمام شود ولی مانند همه لحظات خوب زندگی خیلی سریع گذشت.

روز آخر چون بعد از ظهر پرواز داشتیم و صبح وقت کافی برای خرید بعد از صرف صبحانه و تحویل اتاق به هتل بارها را به انباری هتل سپردیم و به فروشگاه معروف  dalma رفتیم که برندهای معروف آنجا هست.

فروشگاه دالما

کمی گشت زدیم و خرید کردیم برای ناهار یک پیتزا خوردیم و راس ساعت 3 در لابی هتل بودیم برای تراسنفر بعد از گذراندن مراحل ساعت 6:30 به ایران پرواز کردیم و طرفهای ساعت 8  تهران بودیم شب در هتل 3 ستاره ورزش گذراندیم و فردا صبح ساعت 11 به شیراز پرواز .....و سفر ما به اتمام رسید.

نکات:

-          به نظر من در مجموع  دیدن یک کشور از کشورهایی همچون گرجستان و ارمنستان و موارد مشابه دیگر کافیست چون همگی شبیه هم هستند از نظر طبیعت و ساختار فرهنگی و اقتصادی و.... همگی مانند هم هستند.

 

-          همانطور که ذکر کردم با توجه به وضعیت این کشورها تا جایی که میتوانید وسایل بهداشتی و نظافتی همچون مسواک و خمیر دندان،دستمال،سشوار و اتو  مسافرتی ، شامپو و دمپایی و..... را با خود ببرید چون هتلهایشان زیاد امکانات ندارند.

 

 

-          قبل از رفتن به جاهایی همچون ارمنستان که ویزا در فرودگاه مقصد صادر می گردد اطلاعات انگلیسی گذرنامه خود را مرور کنید تا مانع از هدر رفتن وقت شما در مقصد گردد.

 

-          حتما یا واحد پول ارمنستان را همراه داشته باشید یا سریعا در فرودگاه چنچ کنید چون برای صدور ویزا به واحد پول آنجا نیاز پیدا خواهید کرد.

 

-          شهر بسیار کوچک است و با هزینه اندک می توانید همه جای آن را ببینید البته اگر هوا گرم نباشد و معتدل باشد پای پیاده هم می توانید بروید و نیازی به گشت شهری نیست .

 

-          حتما در فصل های خنک به ایروان بروید گرمای هوای ایروان در مرداد ماه بسیار طاقت فرساست و آفتاب سوزانی دارد.

 

-          همه جای شهر exchangh دارد مخصوصا سوپر مارکت ها و نگرانی بابت این مورد نداشته باشید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:28  توسط پانته آ هخامنش | 

الان که در مورد سفر به کیش مینویسم دقیقا ساعت 6:45 دقیقه صبح جمعه است و منم چون عادت کردم صبح زود بلند شم گفتم خاطرات سفرهای کیشم را بنویسم.اولین باری که کیش رفتم سال 1385 بود از اون موقع چون عاشق کیش شدم سالی یک بار به آنجا سر میزنم .چون تنها جایی د ر ایران است که آدم کمی احساس آزادی میکنه.کیش زیبایهای بسیاری داره و هر ایرانی به نظر من باید حتما از آنجادیدن کنه. دریای نیلگون آنجا با آب زلال که با خودش  کلی صدف و گوش ماهی وانواع واقسام مرجان ها و خزه های ددریایی را به ساحل با شن ها و ماسه های طلایی به ارمغان میاره و صدای گوش نواز امواج دریا به خصوص هنگام طلوع خورشید که خورشید خانم کم کم از گوشه دریا سر در می آورد و همنوا با صدای برندگانی که شاید در کمتر جای ایران نمونه های آن را دیده باشید ونسیم خنک صبگاهی آرآمشی را برای شما فراهم میکند که در سرتاسر سال خاطره آن همیشه با شماست.من معمولا در همین اوقات سوار دوچرخه هم از طبیعت لذت میبرم و هم به ورزش محبوبم میبردازم.

اولین نکته ای که در بدو ورود به این جزیره به چشم میخوره نظم و مقرراتی است که در آنجا حاکم است هر چند که متاسفانه هر سال که به کیش میروم جمعیت بیشتر شده و نظم و مقررات کمتر . با رشد جمعیت ماشین های بیشتری آرامش کیش را بهم میریزند که به نظر  من برای اینکه کیش از این حالت خارج نشود بهتره مسئولانش فکری به حالش بکنند وگرنه دیگر کمتر مسافری به منظور استفاده از آرامش به آنجا سفر میکنند.

البته صبح های کیش آرام و شب های آن با انواع و اقسام برنامه های متنوع شلوغ و برجنب و جوشه. در این 7-8 باری که به کیش رفتم از هتل های 5 ستاره داریوش وبارمیس بگیر تا هتل 3 ستاره تاب رز را امتحان کردم هر کدام مزایای خودشان را دارند.هتل داریوش سرشار از نمادهایی است که هر ایرانی واقعی به آن افتخار میکنه وصبحانه و ناهار خوبی داره. بارمیس نزدیک مراکز خرید است .بارسیان برای خانواده های برجمعیت خوبه چون سویت های خوب وبزرگی داره تاب رز نسبت به بولی که میدهید و 3 ستاره بودنش نسبتا تمیزه و موقعیت مکانی عالی داره که هم نزدیک دریاست هم مراکز خرید. به هر حال فرق نمیکنه چه هتلی انتخاب کنید اصل آرامش و تفریحاتی است که لذت بخشه.

 

استفاده از دوچرخه و موتور و تفریحات دریایی را در آنجا به همه توصیه میکنم. من معمولا 3 الی 4 روز می روم صبح ها عوض اینکه وقتتان را الکی در مغازه ها تلف کنید توصیه میکنم از ورزش های کنار ساحل استفاده کنید.بعد از ناها ر از گشت جزیره و بارک دلفینها لذت ببرید اگر اهل خریدید می توانید ساعت 5-8 را به آن اختصاص دهید و شب ها از کشتی های تفریحی به خصوص نوید که برنامه های جالبی داره و کنسرت و جنگ های شبانه لذت ببرید. اگر اهل فست فودید ایرانویچ را بیشنهاد میکنم ولی گول رستورانهایی مانند دیدنیها یا نهنگ سفید را نخورید که شما را با بخش زنده موسیقی گول بزنند چون هم نه موسیقی جالبی دارند نه قیمت خوبی.لذت یک کباب شیر ماهی کنار دریا را از دست ندهید. امیدوارم لذت یک سفر خوب را که کمتر در ایران دیده میشه در این جزیره تجربه کنید.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:59  توسط پانته آ هخامنش | 

بلاخره بعد از چند سال که وصف آنتالیا را شنیده بودم نوروز امسال تصمیم گرفتم برم و اونجا را ببینم.چون با اجرای کنسرت های مختلف نیز همزمان شده بود این موضوع را به فال نیک گرفتم و عزمم بر رفتن بیشتر شد.

چون در آن تاریخ (از 6 فروردین تا 13 فرودین)از شیراز پرواز مستقیم نداشت به ناچار پروازمان را از تهران گرفتم و یک روز جلوتر نیز از شیراز به تهران کل هزینه حدود 2/500/000هزار تومان شد.که با دلارهای آزاد معادل 1000 دلار حدود 5/5 شد.یاد آن روزها که با این هزینه میشد رفت اروپا رو دید بخیر .حالا اون ضرب المثل قدیمی که میگه سال به سال دریغ از پارسال نمود بیشتری پیدا میکند. با این اوصاف فکر کنم تنها خوشی زندگیمان هم دود بشه و بره هوا و دیگه  نتوان رنگ مسافرت خارجی را دید؟؟!

به هر حال روز 5 فروردین صبح زود پرواز به تهران داشتیم و پس از جاگیری در هتل شتابان به باجه ارزی بانک ملت در تجریش رفتیم تا ارز مسافرتی تهیه کنیم با اینکه ساعت 10 اونجا بودیم گفتند فرم ها تمام شده و چون اولین روز کاری پس از تعطیلات بود خیل مسافرها جهت گرفتن ارز صف کشیده بودند.واقعا مسخره است توی این چند باری که رفتیم هنوز به همین دلایل شلوغی و پارتی بازی نتوانستیم از ارز مسافرتی بهره ای ببریم هر چند فاصله قیمتی ارز مسافرتی و ازاد زیاد نیست ولی همین که آدم به حقش نرسه کلی زور داره. به هر حال چون ساعت 4 صبح می بایستی در فرودگاه امام باشیم شب زودتر خوابیدیم و ساعت 3 صبح به طرف فرودگاه رفتیم. واقعا که مسافرت توی نوروز چه داخلی چه خارجی زجر آوره چون آنقدر جمعیت صف کشیده بود که می بایستی با خستگی و بیخوابی توی صف چند کیلومتری بازرسی و تحویل ساک می ایستادی ولی همیشه ذوق سفر بخصوص به یک منطقه جدید باعث انرژی دادن به آدم میشه.به هر حال عملیات زجر آور عبور از هفت خوان رستم تمام شد و ما سوار هواپیمایی اطلس جت شدیم تا پروازمان را شروع کنیم.هواپیمایی اطلس جت بر خلاف تصوری که ازش داشتم خوب نبود فاصله صندلی ها کم بود و پذیرایی چندان چشمگیری نداشت .فاصله پروازی تهران تا آنتالیا حدود 2:30 ساعت است که چون ایران به آنتالیا پرواز مستقیم ندارد هواپیما در فرودگاه آدنا مینشیند و پس از توقفی 20 دقیقه ای پرواز حلال میشه و می توان به آنتالیا برویم؟!! با این اوصاف حدود 3 ساعت توی راهیم .چون ساعت ترکیه حدود 2 ساعت از ما عقبتره به وقت ایران ساعت 10 صبح و به وقت ترکیه ساعت 7:30 رسیدیم آنتالیا پس از تحویل بار و بازرسی با لیدرهایمان از اسکای گروپ به سمت هتل هایمان حرکت کردیم.

هتل ما در ناحیه کمر و در قسمت کریس بود که این ناحیه در 3 کیلومتری جنوب کمر قرار دارد و بطور معمول یک ناحیه دنج و بسیار خلوت در این منطقه می باشد که دارای ویلاهای بسیار لوکس در میان جنگلهای کاج و درختان لیمو و پرتقال است و دارای نواحی بسیار بکر و جذاب برای قدم زدن پیاده روی می باشد که احساس آرامش خاصی را به هر فردی خواهد داد. واقعا که طبیعت زیبا و بوی بهار نارنج شما را مست می کند.

 نام  هتل  ما دایما بود که در 50 کیلومتری آنتالیاست. تا به آنجا برسیم حدود ساعت  11 شد که همان موقع اتاقهایمان را تحویل دادند و برای صرف ناهار می توانستیم از رستوران استفاده کنیم و چون تور ما all بود صبحانه و ناهار وشام ونوشیدنی تا ساعاتی که اعلام میشد را میتوانستیم مصرف کنیم. به هر حال هتل خوبی نبود و این هتل و به کسی پیشنهاد نمیکنم چون اولا :اصلا آب معدنی در اتاق نگذاشته بود که ما مجبور شدیم چندین بار به رزرو هتل بگیم تا ترتیب اثر دهد؟! ثانیا:شب اول اسپیلت خراب بود و چون هوا به شدت سرد بود  هر چه گفتیم باز کسی را برای تعمیر نفرستادند و کمر درد من نیز به علت سردی عود کرد و خیلی در طول سفر اذیتم کرد اونم آنقدر خودمان دستکاریش کردیم تا درست شد سوما: صندوق امانت داخل اتاق قفل شده بود و باز نمیشد که باز آنقدر به رزرو اسیون گفتیم تا شب کسی را فرستاد درستش کرد. خلاصه اصلا به ایرانیها اهمیت نمیدادند و کفر همه را بالا آورده بودند. البته دلیلش هم بعدا معلوم شده ظاهرا چون در این ایام به جز ایرانیها کمتر توریستی به آن سمت می رودو بعضی مسافر نماها در گروه قبلی هر شب دعوا و جنگ و جدل راه انداخته بودند و کار لیدر تور بدبخت شده بود رفتن به کلانتری و میانجیگری ، دید ترکها نسبت به ایرانیها خیلی بد شده بود و به طرق مختلف سعی در کم اهمیت نمودن مسائل مرتبط با مسافران ایرانی مینمودند و یا تلافی کردن مثلا(ما که به چشم خودمان ندیدیم ولی شنیدیم؟!) شخصی دیده بود که خانم پیشخدمت ترکی باقیمانده لیوان آب دهن خورده خودش را داخل سوپ غذا ریخته بود. واقعا من که خودم در طول سفر چند بار این رفتار شرم آور را از هموطنان دیدم منزجر شدم از مست کردنها و چرت و پرت گفتن بگیر تا دعوا و کتک کاری با رزرواسیون و شکستن اشیاء؟!!!!! واقعا نمی دانم چرا این مسافر نماها وجهه کل ایرانیها را خراب می کنند؟!!

فکر کنم تا چند سال دیگه ترکیه ایرانیها را کشورش راه ندهد با این رفتار بی شرمانه بعضیها .جا دارد که مسئولان گردشگری ایران در این رابطه فکری کنند ؟! شاید با تعهد مالی و کتبی گرفتن از مسافرهای دردسر ساز یا کارهای دیگر بتوان قدری از اهمال کاریها و رفتارهای بی ادبانه را کاهش داد. به هر حال چون روز اول برنامه خاصی نداشتیم کمی در محیط زیبای اطراف هتل چرخیدیم و از دیدن مناظر سبز و زیبا و دریای آنجا که با عطر بهار نارنجها معطر گردیده بود لذت بردیم. چون شنیده بودیم قیمت  تورهایی که لیدرها پیشنهاد می دهند خیلی زیاد است اطراف هتل به یکی از مراکزی که محل برگزاری تورهای مختلف بود مراجعه کردیم و تور کشتی را برای روز بعد رزرو کردیم.

تور کشتی لیدرها 70 دلار  بودو توری که ما گرفتیم حدود 40 دلار تمام شد .به هر حال تور کشتی بد نبود  از وقتی سوار شدیم ملت خودشان را با رقص و کف پارتی خفه کردند بعد هم در یکی از جزایر زیبا توقفی جهت صرف ناهار داشتیم که ناهار خوبی نبود شامل کمی سالاد و یک کفگیر برنج نپخته و ماکارونی و یک تکه مرغ سوخاری بود.ولی منظره های زیبا باعث شد ما اصلا خسته نشویم(هر چند که درد کمر مرا خیلی اذیت کرد) شب هم کنسرت مخلوط افشین.عارف.هلن.فرشید امین و با 125 دلار رزرو کرده بودیم که بد نبود و خوش گذشت. تنها بدی که داشت این بود که نمی گذاشتند خوراکی یا آب با خودت ببری و مجبوربودی از بوفه بی کیفیت اونجا غذا تهیه کنی که اینم از زرنگی ترکهاست.

 

روز سوم  صبح برنامه خاصی نداشتیم متاسفانه چون من کمر درد شدیدی داشتم نتوانستیم از رافتینگ یا موتور و ماشین سواری استفاده کنیم ، کمی در اطراف هتل قدم زدیم و شب برای  کنسرت داریوش که قیمتش 135 دلار بود رفتیم(البته بلیط را از بیرون تهیه کرده بودیم وگرنه لیدرها 165 دلار می فروختند) کنسرت زیبایی بود . مردم که از اولش با داریوش همخوانی می کردند و گریه میکردند.

روز چهارم بعد از ناهار چون وصف شهر قدیمی آنتالیا یعنی کاله ایچی را شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم و این منطقه هم ببینیم . کاله ایچی به شهر قدیمی آنتالیا معروف است که توسط رومی ها بنا گردید و با دیوارهای بلند که به دریا ختم شده محاصره و تحت حفاظت بوده است.

برای رفتن به آنجا با دولمی موش که نرخ کرایه آن هر نفر 3 لیره بود رفتیم کمر و از کمر باز با اتوبوسهای مخصوص آنتالیا که نرخ هر نفر 8 لیره بود به آنتالیا رفتیم برای رسیدن به آن منطقه خاص نیز سوار اتوبوس های شهری شدیم که 10 لیره هزینه اش بود و با سرجمع 21 لیره و صرف وقت 1:30 ساعت به بخش قدیمی شهر رسیدیم که بسیار دیدنی بود هم بازار های خوبی داشت هم مناظر بسیار زیبایی. شب هم در همان بازار قدیمی رستورانی به نام حسن پیدا کردیم که زیاد توی چشم نبود ولی غذاهای لذیذی داشت و ما توانستیم از کباب آدنا  و کوفته که کمی شبیه کتلت های خودمان است لذت ببریم.

شب باز از همان مسیر برگشتیم. سری به دیسکو هتل زدیم که چنگی به دل نمی زد و خوابیدیم.

روز پنجم  صبح کار خاصی نداشتیم خوابیدیم ولی بعد که بیدار شدیم و برای صبحانه رفتیم فهمیدیم ترکها ساعت را راس ساعت 3 نیمه شب 1 ساعت عقب کشیدن که من نفهمیدم چرا ساعت 3 نیمه شب این کار می کنند؟!در نتیجه صبحانه تمام شده بود و ما بعد از ناهار که در واقع صبحانه هم بود  از شهر زیبای کمر دیدن کردیم  و کمی خرید کردیم. شیرینی های خوشمزه ای داشت ولی توصیه می کنم عطر نخرید که همش تقلبی است ما برای سوغات از شیرینی های مخصوص آنجا و صابون های خوشبو خرید کردیم.

روز ششم  صبح با تله فریک الیمپوس که طولانی ترین تله کابین دوم جهان است  به ارتفاعات کمر رفتیم و  به بالاترین نقطه که در آن هوای خنک پر از برف بود رفتیم

 

 

برگشتن هم ناهار لذیذی از ماهی قزل آلا در یک رستوران خیلی زیبا که مشابه رستورانهای دربند بود صرف کردیم  شب هم باز به کنسرت مخلوط مایکل.امید.لیلا فروهر. شهره و بیژن مرتضوی و افشین رفتیم ،متاسفانه ملت از همان اول کنسرت حمله ور شدند به جلو و ما که نشسته بودیم نتوانستیم زیاد استفاده کنیم. البته حقم دارند کنسرت ندیده اند و فکر می کنند باید بروند جلو و زل بزنند صورت خواننده تا آهنگاش و بیشتر درک کنند در حالی که اگر منظم سر جایشان می نشستند بقیه هم می توانستند لذت ببرند؟!! .

روز آخر چون ساعت 23:55 برگشت داشتیم تا ساعت 12 اثاثیه را جمع کردیم و تحویل دادیم و 100 دلار گرویی را پس گرفتیم و تاشب از ساحل زیبای آنجا لذت بردیم و کلی از  شاه توت های سیاهی که در اطراف بود کندیم و خوردیم کمی هم من بهار نارنج جمع کردم و با خودم بردم.ساعت 7 دنبالممان آمدند و ساعت 23:55 به وقت محلی پرواز کردیم که به وقت ایران 5:30 صبح به تهران رسیدیم و سفر ما به اتمام رسید.

 

نکات:

1.        اگر  بخواهم آنتالیا را با کوش آداسی مقایسه کنم درسته که از نظر شهری آنتالیا قشنگتره و لی پذیرایی در کوش آداسی خیلی خوب بود تنوع غذاها بیشتر و برنامه های بیشتری داشت و وقتمان بیشتر پر می شد.

2.        کسانی که می خواهند از شنا در این مناطق لذت ببرند حتما در فصل تابستان بروند چون فصل بهار بسیار سرد است و نمیشه از استخر یا دریا استفاده کرد. در ضمن در این فصل برنامه های جانبی هتل مانند شوهای شبانه  یا شب تر کی و....و خیلی از امکانات دیگر هنوز راه نیافتاده است.

3.        نکته ای که خیلی  توجه من را جلب کرد این بود که در حالی که ما برای انرژی هسته ای تو سرمان می زنیم تمامی  سقف منازل در کمر و آنتالیا دارای صفحاتی جهت جذب انرژی خورشیدی  بود و ترکیه با این کار توانسته تا حد زیادی از انرژی های محیطی بهره ببرد و هزینه ها را پایین آورد؟!!

4.        وقت خودتان را در سفر برای خرید هدر ندهید سعی کنید تا جایی که می توانید برنامه ریزی کنید و جاهای مختلف را ببینید من تعجب می کنم از کسانی که اینهمه خرج می کنند و خستگی راه را به جان می خرند ولی همش توی لابی هتل میشینند و از هتل بیرون نمی روند؟مگر آدم چند بار می تواند این جاها را ببیند؟

5.        برای رفت و آمد اصلا از تاکسی استفاده نکنید که آدم های کلاشی هستند و کرایه خیلی زیادی می گیرند حتما از دولمی موش یا اتوبوس استفاده کنید.

6.        دوستان عزیز لطفا با بدخلقی ها و عصبانیت مسافرت را به کام خودتان و دیگران تلخ نکنید مسائل از طریق صحبت ملایم هم رفع می شود مثلا خیلی از ایرانیها از غذای هتل راضی نبودند ولی با نوشتن نامه و اعتراض کتبی روز آخری که ما می خواستیم برویم چه غذاهای شاهانه ای ترتیب داده بودند!

7.        به جز خوراکی و پوشاک دیگر چیزی از ترکها نخرید که اکثرا تقلبی است و کیفیت ندارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:55  توسط پانته آ هخامنش | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آغازسفر همواره با هیجان و شادی همراه است دیدن اقوام و ملل مختلف،فرهنگ جدید،تاریخ قدیم و شوق آشنایی با همراهان جدید.و پایان سفر با غمی نهان از جدا شدن ها،رد و بدل آدرس ها و تلفن ها و بعد آنقدر درگیر زندگی میشوی که همه را یادت می رود تا سفری دیگر.....


نوشته های پیشین
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
خاطرات سفر
برچسب‌ها
مسکو (1)
سنت پترزبورگ (1)
اعجاب انگیزترین مکانهای گمشده جهان (1)
پیوندها
مکانهای دیدنی دنیا
سایت گردشگری دالاهو
بانک اطلاعات تور و آژانس
گردشگری ایران
خاطرات سفر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM