این وبلاگ صرفا به منظور استفاده از تجارب متقابل سفرهای داخلی و خارجی میباشد.

بلاخره بعد از مدتها که آرزوی رفتن به دیار لبخندها را داشتم فرصتی فراهم شد تا بتوانم به این خطه از آسیای شرقی سفر کنم. وصف تایلند را از مدتها پیش شنیده بودم   ولی هر چه سعی میکردم برنامه رفتن به آنجا جور نمیشد تا اینکه در اواخر آبان ماه 94 این فرصت به دست آمد و همراه دو نفر از دوستان راهی این سرزمین شدیم.

مقصد ما بانکوک و پاتایا بود  و مدت اقامت ما 4 شب بانکوک و 3 شب پاتایا بود. تاریخ پرواز 25 آبان ساعت 21 بود. مدارک را از 2 هفته پیش تحویل داده بودیم و درست روز قبل از پرواز ویزا آماده گردید و فرصتی برای تهیه دلار با نرخ دولتی پیدا نکردیم.

طبق معمول صبح ساعت 11 از شیراز به فرودگاه مهر آباد و از آنجا به فرودگاه امام رفتیم .پرواز با تاخیر 2 ساعته حدود ساعت 11 شب انجام شد. پرواز ما با هواپیمایی ماهان بود که حدود 6 ساعت و 20 دقیقه طول کشید.با اینکه رفتار مهانداران بسیار مودبانه بود و پذیرایی نسبتا خوبی صورت پذیرفت ولی فاصله کم صندلی ها مانع از استراحت و خواب شما می گردد و  برای کسانی که مانند من به نشستن های طولانی علاقه ای ندارند کمی خسته کننده است.به هر حال شوق دیدن دیاری جدید نیروی مضاعفی برای تحمل این سختیها می دهد.

با توجه به اینکه ساعت بانکوک حدود 3 ساعت و 20 دقیقه جلوتر از ساعت تهران است حدودهای 10 صبح به وقت بانکوک به فرودگاه بانکوک رسیدیم.

فرودگاه بانکوک

پس از انجام مراحل گمرکی و تحویل بار به سوی گیت خروجی رفتیم ،تور ما از طریق مینا تور انجام میشد ، خانمی تایلندی که قدری به فارسی مسلط بود با تایلو در گیت ایستاده بود و به محض وارد شدن ما به هر کدام یک سیم کارت داد و برچسبی که نشاندهنده تور برگزار کننده بود بر روی سینه ما نصب کرد. پس از کمی انتظار ما به هتل خود که گالری 10 نام داشت منتقل شدیم.

یکی از خیابانهای بانکوک

گالری 10 هتلی چهار ستاره است که در خیابان Sukhumvitو فرعی 10 در مرکز شهر واقع شده.خوبی این هتل نزدیکی به مراکز خرید بود و اینکه یک ایرانی هم در این هتل نبود  واکثرا توریست های اروپایی و چینی در آن اقامت داشتند. هتل تمیزی بود و هر روز نظافت میشد .اتاق ها به سیستم lcd ، اتو ، سشوار ، دمپایی ، ربدوشامبر حمام و دستگاه قهوه جوش مجهز بود و مکان نسبتا راحتی را برای اقامت شما فراهم میکند.

در بدو ورود تور لیدر ما که افشین نام داشت حضور داشت و ما کارهای اولیه تحویل اتاق را انجام دادیم خوشبختانه اتاق آماده بود و ما بلافاصله در آن مستقر شدیم.افشین را فقط در همان روز اول دیدیم که کمی توضیحات در مورد موقعیت مکانی هتل داد و تورهای خود را معرفی کرد که ما برای روز بعد تور سافاری و شام در کشتی را ثبت نام کردیم و دیگر ایشان را حتی تا روز آخر زیارت نکردیم .البته من  بعدا بسیار پشیمان شدم که چرا در تورهای دیگرش ثبت نام نکردم  به چند دلیل چون همراهان من دو خانم دیگر بودند که  برخلاف من بسیار اهل خرید بودند و به جز روز اول  روزهای دیگر همش در پاساژهای مختلف  به خرید پرداختند و دوم اینکه با توجه به اینکه توک توک ها بسیار آدم های کلاشی هستند هزینه بالایی را می بایستی پرداخت کنید تا به مقصد برسید.

به نظر من اگر مانند ما خانم هستید و تنها خیلی بهتره همان روز اول تورهای خود را از لیدر تور تهیه کنید چون بانکوک شهر بزرگی است ومسافتهای طولانی،ترافیک سنگین و رانندگان توک توک بی انصاف مانع از رسیدن بی دردسر  شما به مقصد می گردند. و در ضمن تفاوت نرخ چندانی نخواهد داشت و  گردش شما با گروه ایرانیها که همزبانتان هستند بیشتر  خوش خواهد گذشت.

به هر حال تا مستقر شدن در هتل و کمی استراحت ساعت حدودهای 4 بعد از ظهر شد که با توجه به اینکه سیم کارت هایی که به ما داده بودند فاقد شارژ بود اولین کار پیدا کردن جایی جهت شارژ و چنچ پولمان بود بنابر این  رفتیم به خیابان اصلی در یکی از پاساژهای آنجا باجه ای برای چنچ کردن وجود داشت (نکته قابل توجه این است که در تمامی پاساژها و مراکز خرید باجه های چنچ پول وجود دارد که اکثرا با ارائه گذرنامه به آنها میتوانید کار چنچ پولتان را انجام دهید). پس از اینکه خیالمان از چنچ پول راحت شد پرسان پرسان محلی که سیم کارت را شارژمی کردند پیدا کردیم ما با پرداخت 100 بات کارتمان را شارژ کردیم .

سپس چون خیلی خسته بودیم و شب قیل استراحت نکرده بودیم به هتل برگشتیم و کمی از کنسروهایی که آورده بودیم با استفاده از قهوه جوش گرم کردیم و خوردیم و استراحت کردیم . (دوستان حتما با خودتان غذاهای کنسرو ببرید زیرا غذاهای آنجا اصلا به مذاق ما جور در نمی آید.)

صبح روز بعد چون قرار بود راس ساعت 9 صبح برای تور سافاری به دنبالمان بیاییند ساعت 7 صبح بلند شدیم و بعد از اماده شدن ساعت 8 برای صرف صبحانه پایین رفتیم. در صبحانه های آنجا تا روز آخر  خیلی چیزی برای خوردن پیدا نکردیم تنها مواردی که می توان در صبحانه پیدا کرد که به مذاق ایرانیها خوش بیاد تخم مرغ و کره و پنیر و نوشیدنیهاش بود چون کالباس و سوسیسش هم اکثرا از گوشت خوکه و غیر قابل خوردن.....

طبق معمول چون ونی که ما را باید میبرد  به سافاری به علت سوار کردن دیگر مسافران از هتل های دیگر کمی با تاخیر آمد به محض سوار شدن ما به سرعت به سمت محل سافاری که در حدو د1 ساعت دورتر از بانکوک بود حرکت  کرد.طرفهای ساعت 11 به سافاری رسیدیم و تور لیدر ما که پسر بامزه تایلندی به اسم نیکی بود ما را به سمت نمایش میمون ها هدایت کرد که ما تقریبا به آخراهای برنامه شان رسیدیم در طی رسیدن به محل نمایش با وجود آنکه مسیر بسیار زیبا بود و انواع حیوانات مختلف در طول مسیر در قفس های مخصوص خود بودند و با وجود تما م مجسمه ها و تزیینات زیبای آنجا هوای بسیار گرم و مرطوب آنجا باعث میشه که نتونی از طبیعت زیبای آنجا لذت ببری و ترجیح می دهی به سمت  اولین سایه ای که پیدا میکنی بدوی تا کمی از آفتاب سوزان آنجا دور شوی....

بعد از نمایش میمون ها به سمت نمایش فیل ها و در نهایت دلفین ها هدایت شدیم  و از نمایش آنها لذت بردیم سپس به مکانی  کلبه مانند با ارتفاع بلند و فضای باز در اطراف آن هدایت شدیم که زرافه های گردن دراز جهت دریافت غذا از مسافران در اطراف این کلبه جمع میشوند و شما میتوانید عکسهای یادگاری زیبایی با این حیوانات زیبا بگیرید،پس از اتمام نمایش برای صرف ناهار به رستوران واقع در سافاری رفتیم که به زور چیزی برای خوردن پیدا کردیم. بعد هم با جیپ های مخصوص از محوطه جنگل مانندی که انواع حیوانات به صورت آزاد و در محیطی طبیعی زندگی می کردند دیدن کردیم.کل برنامه حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید و ما راس ساعت 4 به هتل رسیدیم.

چون برای تور  شام در کشتی همان شب ثبت نام کرده بودیم و ساعت 6 دنبالمان میآمدند سریع آماده شدیم و راس ساعت 6 به سمت اسکله برای سوار شدن به کشتی حرکت کردیم .به محض وارد شدن به اسکله دخترانی با لباس محلی به سمت شما میآیند و با تقدیم گل با شما عکس می گیرند که بعد می توانید به قیمت 100 بات آن را خریداری نمایید.کشتی که ما در آن مستقر شدیم کشتی زیبایی بود که خوشبختانه بر روی فضای بازآن میزی برای ما رزرو کرده بودند و دیگر گرو های توریست از هند و ایتالیا و روسیه نیز با ما بودند. هنگام ورود کشتی به بندر گاه کلیه پرسنل متحد الشکل کشتی با آهنگی زیبا و رقصی زیباتر به شما خوشامد می گویند.غذاهای کشتی بهتر از غذاهای هتل و تور سافاری بود و ما تونستیم بلاخره دلی از عزا دربیاریم.

یک خانم خواننده  تایلندی هم بود که صدای خوبی داشت و آهنگ های ملل مخلف را به زبان خودشان میخوند. در ضمن به زبانهای مختلف هم درخواست پول میکرد مثلا به ایرانیها که می رسید شاباش میخواست و هر کسی بهش پول میداد آهنگهای بیشتری از آن کشور میخواند. در مجموع یکی از بهترین و بیاد ماندنی ترین لحظات این سفر تور کشتی با شام بود که خیلی خوش گذشت.

چون وصف کاخ سلطنتی را شنیده بودم  فردا صبح تصمیم گرفتم برم به اونجا پس با دو همسفرم رفتیم به یکی از خیابانهای اطراف که توک توک ها در اونجا پارک بودند پس از کلی چانه زذن و حرف زدن با دو سه تا از راننده های آنجا بلاخره با یکیشون که کمتر از همه پول می گرفت به توافق رسیدیم.

البته چون قبلا خوانده بودم که این راننده ها ممکنه ما را  قبل از رسیدن به مقصد به فروشگاه ببرند برای دریافت کوپن گازویلشان شرط کردیم بدون توقف در جایی مستقیما به کاخ سلطنتی برویم.  پس از رسیدن به کاخ و گشتن کیف ها یکی از همراهان من که خانم جوانی بود علی رغم تذکرهای من که با شورتک کوتاه نمی تواند به معبد برود با همان وضع اومد که جلوش را گرفتن و مانع از ورودش شدن و چون از پوشیدن پارچه ای که بهش دادن خودداری کرد نتوانست به داخل کاخ بیاد. یکی از دلایلی که شاید من نتوانستم  برخلاف برنامه ریزی که کرده بودم از سفرم لذت ببرم وجود همین دوست جوان بود که دختر خاله دوستم بود و برای اولین بار با ما به سفر خارج میآمد. از همین رو بهتان توصیه میکنم که در انتخاب همسفر خیلی دقت کنید چون به نظرم تنهایی سفر کردن بهتر از همسفر بد داشتن است.

باری به هر جهت کاخ سلطنتی بسیار زیبا و بزرگ بود و با وجود گرمای طاقت فرسای هوا از دیدن آن بسیار لذت بردم. متاسفانه همانطور که اشاره کردم بقیه 4 روز اقامت ما در بانکوک صرف خرید از پاساژ شد که چون ما گروهی سه نفره بودیم من مجبور به همراهی با همسفرانم شدم وگرنه به نظر من به جز چند مورد  از اجناس بقیه مواردی که خرید گردید در ایران  نیزپیدا میشود و صرف خرید در مسافرت آن هم با صرف این هزینه گزاف و راه طولانی امری احمقانه است.

محض اطلاع بیشتر خریدهای ما از مرکز خرید Platinum انجام گردید که بازاری بسیار بزرگ در 7 طبقه است و اجناس ارزان را می توان در آن پیدا نمود.

صبح آخرین روز از اقامت ما به بانکوک پس از صرف صبحانه وتحویل اتاق به سمت پاتایا حرکت کردیم.

پاتایا یکی از شهر ک های ساحلی تایلند است که به لاس وگاس آسیا معروف شده و مکانی برای خوشگذرانی های بی رویه مردها که به آن بهشت آقایان هم می گویند. ما در هتل ویستا اقامت داشتیم برخلاف توصیه هایی که موقع ثبت نام تور انجام داده بودیم مبنی بر اینکه هتل ما خانوادگی باشه هتل مجردی بود و پر از مردان خوشگذران ایرانی که این مورد کمی برای ما که 3 خانم بودیم مشکل بود .توصیه میکنم خانم ها از این هتل استفاده نکنند.

هر چند هتل بسیار تمیز و زیبایی بود ولی همین مورد باعث شد زیاد در آنجا به ما خوش نگذرد و نتوانیم از امکانات هتل به نحو احسنت استفاده کنیم.به هر حال پس از جایگیری در هتل لیدر تور ما آقا هومن کمی در مورد موقعیت هتل ما صحبت کرد و توصیه کرد از وسایل عمومی که هر دقیقه از خیابان second street  میگذره استفاده کنیم و به هیچ وجه از جت اسکی های بیرون استفاده نکنیم. من چون وصف شو الکازار  و معبد چوبی(خانه حقیقت)را شنیده بودم برای فردا شب و پس فردای آن روز این دو مورد را ثبت نام کردم.

بعد از جایگیری در هتل به سمت ساحل زیبای پاتایا راه افتادیم و کمی در آنجا قدم زدیم و از مناظر زیبای ساحل لذت بردیم. برای شب برنامه دیسکو را داشتیم .کلیه دیسکو های پاتایا در خیابان walking street  واقع گردیده که دو دیسکوی ایرانی هم در این خیابان وجود دارد که حدودهای ساعت 11 شب  شروع به کار میکنند . راستش من زیاد از فضای دیسکوهای ایران خوشم نیومد چون جای رقص کمی داشت و آهنگ های مناسبی نمی گذاشت .در ضمن دیدن افراط و تفریط های مردان ایرانی در این مکانها کمی زجر آور است برای همین ساعت 12 دیسکو را ترک و به هتل برگشتیم.

برای فردا چون دوستان دوباره می خواستند بروند مراکز خرید خودم یک تاکسی دربست گرفتم برای دیدن کوه بودا،معبد بودای بزرگ و باغ استوایی نانگ نوچ.

اولین بازدید از خائو فراتمنک یا همان معبد بودای بزرگ بود که مجسمه  بزرگ و طلایی بودا در آن واقع شد و بر فراز تپه ای است که چشم انداز بسیار زیبایی از پاتایا را میتوان در آن ملاحظه کرد.

 

بازدید بعدی از تپه بودا بود که تصویر بودا با طول 109 و عرض 70 متر از طلا در دل کوه حک شده و در دامنه آن پارک بسیار زیبایی قرار دارد که مراکز ی همچون رستوران و بوفه های گوناگون برای خرید وجود دارد.در این پارک درختان بسیار زیبایی وجود دارد که ریشه آنان از سطح زمین خارج و منظره ای بدیع و زیبا را برابر دیدگان شما به وجود میآورد.

 

بازدید آخر پارک بسیار زیبای نانگ نوچ بود که من از دیدن آن بسیار لذت بردم .این پارک تلفیقی از  پارک های فرانسه و تایلندو... با مجسمه های بسیار طبیعی از حیوانات مختلف  بود، مناظر آنقدر زیباست که حدود 1:30 مشغول عکس گرفتن بودم راس ساعت 1:45 نمایش سنتی با رقص های محلی شروع میگردد که حدود نیم ساعت طول میکشد و راس ساعت 2:15 نمایش فیل ها شروع می گردد که شما می توانید با پرداخت مبلغ کمی دسته ای موز گرفته و به آنان بدهید.

چون با راننده ساعت 3 قرار گذاشته بودم به سمت خروجی رفته و ساعت 3:30 در هتل بودم بعد از خوردن غذای کنسرو شده که با خودمان آورده بودیم کمی استراحت کردیم و برای دیدن شوی آلکازار آماده شدیم.راس ساعت 8 ماشین به دنبالمان آمد و نمایش در ساعت 8:30 شروع گردید.نمایش زیبایی از رقص های ملل بود .یک آهنگ ایرانی هم از لیلا فروهر گذاشته شد ولی متاسفانه رقص آن ایرانی نبود و حق مطلب در مورد ایرانیها ادا نشد.

برنامه فردا بازدید از خانه مقدس حقیقت بود که بسیار بسیار زیبا بود .معبدی عظیم که تمامی مجسمه ها و دیوارهای آن از چوب درست شده بود و عظیم ترین بنای چوبی بود که تا به حال دیده بودم. بعد از بازدید از این خانه زیبا به سمت شویی که در رستوران محلی آنجا واقع شده بود هدایت شدیم که این شو همراه با رقص و بازیهای جالب محلی برگزار گردید.

 

موقع برگشتن از راننده درخواست کردیم ما را به موزه ریپلی که واقع در طبقه سوم مرکز خرید رویال گاردن است برساند .وصفش را از قبل شنیده بودم ولی به نظرم خیلی بچه گانه بود و قیمتش بالا بود بنابراین از دیدن آن منصرف شدیم و طبق معمول همراهانم که به مرکز خرید رسیده بودند..... منم از فرصت استفاده کردم یک ماساژکلی در مرکزی که در همان پاساژواقع بود گرفتم که بسیار آرام بخش و لذت بخش بود.

شب نیز کمی در خیابانهای آنجا قدم زدیم و آنروز نیز به اتمام رسید.فردا بعد از صرف صبحانه وجمع کردن وسایل و تحویل اتاق راس ساعت 12 تا ساعت 4 کمی علاف گشتیم .سپس ماشین ون به دنبالمان آمد و ما را به فرودگاه بانکوک رساند. برگشتن در حدود 7  ساعت و 20 دقیقه تو راه بودیم و طرفهای ساعت 2:30 صبح به فرودگاه  امام رسیدیم پس از آن نیز به فرودگاه مهر آباد و ساعت 7:30 به سمت شیراز پرواز و سفری دیگر به اتمام رسید........

نکات:

-         لطفا در انتخاب همسفران بسیار دقت کنید سعی کنید همراه کسانی که هم سن و با علایق نزدیک به خودتان هستند به سفر بروید.

-         هوای تایلند بسیار گرم و مرطوب است لباسهای بسیار سبک و خنک با خودتان ببرید و همیشه بطری آب همراهتان باشد.

-         محیط پاتایا زیاد برای زنان تنها به درد نمی خورد بهتر است خانمهای تنها و مجرد از  تورشهرهای دیگری همچون سامویی و غیره به همراه بانکوک استفاده نمایند.

-         غذاهای آنجا غیر قابل خوردن است حتما غذای کنسرو شده با خودتان ببرید.

-        اگر بخواهم تایلند را با مالزی مقایسه کنم مالزی خیلی بهتر از تایلند است از نظر آب و هوا،تمیزی و برنامه های متنوعی که دارد.

-        تایلند برخلاف تصوراتم و اوصافی که شنیده بودم زیاد توجه ام را جلب نکرد و اگر روزی بین تایلند و مالزی بخواهم انتخاب کنم صد در صد مالزی را انتخاب میکنم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ساعت 11:57  توسط پانته آ هخامنش | 

مرداد ماه 1394 بعد از یک سال که از آخرین سفر خارجیم می گذ شت توفیقی حاصل شد تا به ارمنستان بروم.با جستجو در اینترنت و پرس و جو از آژانس های مسافرتی برای 15 مرداد ماه از تهران پکیجی را انتخاب کردم که شامل رفت و برگشت با هواپیما ،ترانسفر فرودگاه  و اقامت در هتل شیراک به مدت 4 شب و 5 روز بود. مبلغ تور حدود 1700 تمام شد که با توجه به اینکه ما میبایستی از شیراز به تهران می رفتیم  و پرواز برگشت دیر هنگام بود و باید در هتل می ماندیم  حدود 500 تومان به این مبلغ اضافه میشود.واقعا کسانی که مقیم تهران هستند باید قدر بدونند که تورهایشان خیلی ارزانتر از تور ما حساب می شود چون به مبلغ اصلی تورباید هزینه رفت و برگشت با هواپیما و به فرودگاه امام و در صورت دیر هنگام بودن پرواز هزینه اقامت در هتل هم اضافه شوددر مجموع 2300000 تومان جهت تورهزینه گردید.

به هر حال صبح روز پنج شنبه 15/5 ساعت 5 صبح به مقصد تهران پرواز کردیم وبعد از ظهر ساعت 15 به مقصد ایروان مرکز ارمنستان پرواز داشتیم. پس از رسیدن به فرودگاه چون در همان فرودگاه ایروان ویزا صادر میشود میبایستی فرم های مربوطه را از روی اطلاعات گذرنامه پر نماییم و تحویل متصدیان مربوطه دهیم.پیشنهاد من این است که اگر دو نفر هستید حتما یک نفر اطلاعات گذرنامه ها را وارد فرم نماید و فرد دیگر برای چنچ پول به باجه مربوطه مراجعه کند چون میبایستی برای هر گذرنامه 3000 دراما پرداخت نمایید و میبایستی حتما پول ارمنستان باشد چون دلار قبول نمیکنند.

لیدر تورهایمان از شرکت babylonبودند که خودشان ارمنی بودند و مقیم ایروان. پس از جاگیری در هتل و دریافت سیم کارت لیدرمان آقای گارنی کمی در مورد تورهایی که داشتند توضیع داد که ما برای تورهای گشت شهری و دریاچه سوان و دره گلها ثبت نام کردیم.

یکی از دلایل انتخاب هتل شیراک این بود که به مرکز شهر نزدیک است. ایروان شهر بسیار کوچکی است که کمتر از یک میلیون نفر جمعیت دارد شامل چندین خیابان اصلی میباشد که همگی به میدان جمهوری ختم می گردند.

هتل شیراک

آدرس هتل شیراک در نقشه

هتل شیراک هتلی سه ستاره است که هر چند از هتل سه ستاره ای که در گرجستان اقامت داشتیم بهتر بود ولی باز هم در حد هتل های سه ستاره نبود اتاق ها بسیار کوچک و راهروهای باریک و گرم/وضع دستشویی هم تعریفی نداشت و برخلاف آنچه که در سایتشان نوشته بود فاقد سشوار و مسواک و خمیر دندان بود بود.این مورد بسیار دردسر ساز شد چون ما با خواندن سایت معرفی هتل فکر میکردیم که باید دارای سشوار باشد برای همین این دستگاه که برای خانم ها بسیار مهم است نیاوردیم......!!خوشبختانه دمپایی و به قدر کافی دستمال توالت با خودمان برده بودیم چون موکت ها بسیار کثیف بود و بدون دمپایی نمیشد روی آن راه رفت دستمال توالتشان هم که عین کاغذ کاهی بود و با این وسواس ایرانیها در توالت رفتن فرنگی جور در نمیامد؟!!توصیه میکنم حتما چند تا دستمال توالت،دمپایی و مسواک و خمیر دندان و سشوارررررر همراه داشته باشین. البته از حق  نگذریم نسبت به هتل های درجه 3 صبحانه خوبی داشت .

نمای شهر از بالکن هتل

نمای شهر از بالکن هتل

بعد از کمی استراحت چون هتل شیراک خیلی نزدیک میدان جمهوری مرکز شهر است میباشد پیاده به سمت میدان جمهوری یا republic squer حرکت کردیم. میدان جمهوری میدان بسیار زیبایی است که جشن های ملی ارمنستان در این میدان برگزار می گردد و هر شب رقص فواره ها همراه با موسیقی راس ساعت 9 شب برگزار میگردد. روبروی این میدان خیابانی وسیع است که در وسط آن به صورت راهرو مانندی پر از فواره های زیبا و رنگی است و در دو طرف بارهای نوشیدنی که میتوانید روی صندلی های آن بنشینید هر چه دوست داشتید سفارش دهید ما دو تا آبجوی ارمنی سفارش دادیم که تلخ بود و مزه ماءالشعیر می داد.

میدان جمهوری

میدان جمهوری

سپس جهت صرف شام به یک رستوران که در تقاطع amiryan st بود رفتیم به گفته تور لیدر جزو رستورانهای تاپ ایروان بود که الان اسمش یادم نیست ولی عکسش را دارم که میزارم. برای هماهنگی یک خانم با بیسیم پایین بود که با رستوران که طبقه سه بود هماهنگی می کرد و یکی یکی مشتریان را میفرستاد بالا.برای شام ما دو نوع سوپ و یک پرس کباب سفارش دادیم  مانند گرجستان غذاهای ایروان هم پر نمک و چرب بود و به مذاق من که خوش نمی امد.

رستوران

رستوران

کباب ارمنی

کباب ارمنی

فردا صبح گشت شهری داشتیم با اینکه مسافت ها بسیار نزدیک بود و پیاده میشد همه جا را رفت گرمای 38 درجه و آفتاب سوزان ایروان اجاره نمی داد این مسیرها را خودت بری پس ترجیح دادیم 10000 دراما را بدهیم و هم بازدید داشته باشیم و هم ناهار......

اولین گشت شهر دیدن کلیسای گریگورلوسارویج مقدس بود که چیز خاصی نداشت و مانند کلیساهای دیگر بود تنها چیزی که نظر من را جلب کرد محوطه پشت کلیسا بود که نمایی از خانه های شهر در آن مشخص بود خانه هایی همچون حلبی و بسیار کهنه و مخروب. کلا اگر گشتی در شهر بزنید خواهید دید که به مسیرهایی که توریستها رفت و آمد دارند بسیار رسیدگی گردیده ولی در کوچه پس کوچه ها خانه هایی بغایت تاریک و کوچک و بعضا مخروبه به چشم می خورد.

کلیسا

کلیسای گریگورلوسارویج مقدس

دومین گشت شهری مجسمه مادر ارمنستان که نمایی کلی از شهر از محوطه آنجا مشخص می باشد بود که یک موزه نظامی نیز در زیر پای مادر ارمنستان وجود دارد که چنگی به دل نمیزد. و سومین گشت هم گاسگاد معروف به هزار پله بود که چون همه جا در موردش توضیح داده شده است من زیاد بهش نمی پردازم.ظهر نیز در رستوران ایرانی آریا که همان میدان گاسگاد بود ناهار خوردیم.

شب به میدان جمهوری رفتیم و در خیابانهای اطرافش قدم زدیم و کمی خرید کردیم سپس برای صرف شام به رستوران آرارات رفتیم که یکی از رستورانهای قدیمی آنجا بود و مسیقی زنده داشت ولی خیلی کم جمعیت بود و به جز ما و یک گروه ایتالیایی کسی نبود هرچند خواننده پسر جوونی بود که صدای بسیار خوبی داشت و آهنگهای زیبایی خواند. تو این مدت آهنگهای ارمنی زیادی شنیدم از آهنگهایشان خیلی خوشم اومد حتما یک cdاز آهنگهایشان بخرید که بسیار زیباست.

فردا صبح برای تور دریاچه سوان و دره گلها ثبت نام کرده بودیم قرار بود تور لیدرمان ساعت 11 بیاد دنبالمان همه تورها ساعت 11 شروع میشد و این یکی از معایب این آژانس بود که اینقدر دیر تور را برگزار میکردند چون اماکن دیدنی ارمنستان تقریبا در یک مسیرن و اگر ساعت 7 یا 8 تور برگزار میشد هم کمتر در معرض گرما قرار می گرفتید هم می توانستید از اماکن بیشتری دیدن کنید ولی اینطوری عملا تا 11 صبح علاف بودید.

به همین دلیل من تصمیم گرفتم کمی در خیابان های اطراف قدم بزنم اول به پارک زیبای جلوی هتل رفتم که خنک بود و درختان زیبا و کهنسالی داشت ولی چندین بنا مخروبه در آن دیدم که مشخص بود زمانی رستوران یا کافه بوده ولی الان خراب شده با خودم فکر کردم که اگر همچین پارکی ایران بود تا حالا سر تا سر مملو از کافه و رستوران  شده بود و همچین مخرو به هایی را دراونجا نمی دیدیم. ارمنی ها خیلی خوش لباس هستند خانم ها و آقایان شیکی در پارک تنها و یا با سگهایشان قدم میزدند . واقعا جالب است با اینکه ارمنی ها وضعیت مالی خوبی ندارند ولی شیک پوش هستند و به سر و وضع خودشان خیلی می رسند.

پارک

پارک جلوی هتل

مقصد بعدی من مسجد کبود ایروان بود که از بالای هتل گنبدش را دیده بودم پس میر را دنبال کردم و به این مسجد زیبا که ایرانیها آن را بازسازی کرده اند رسیدم. در محوطه آن قدم زدم از سکوت آنجا لذت بردم تنها کسی که آنجا بود خانم پیری بود که در حال جارو زدن محوطه بود ورود برای عموم آزاده و میتوانید از محیط خلوت آنجا ( بر خلاف مساجد خودمان  که شلوغ است) لذت ببرید. بعد هم کمی در خیابانهای خلوت آنجا قدم زدم.خیابانهای تمیز،عابرین پیاده که تک و توک در حال گذر بودند ،ماشین های شیک که یک در میان در خیابان میبنید و فوق العاده به عابر پیاده احترام میگذارند و حقوق پیاده روهها را کاملا حفظ میکنند طوری که شما چشم بسته هم می توانید از خیابان عبور کنید....همه و همه حس و حال خاصی دارد مخصوصا مسافرهایی که از کلان شهرهای شلوغ ایران میآیند این تفاوت چشمگیر و آرامش بخش را کاملا درک خواهند کرد...

مسجد جامع کبود ایروان

نمایی از خیابانهای خلوت شهر

 به هر حال  بعد از گشت در خیابانها ساعت 11 به سمت دریاچه سوان حرکت کردیم حدود 30 الی 35 دقیقه در راه بودیم تا به دره گلها رسیدیم هوای آنجا نسبتا خنک تر بود و مناظرش مثل مناظر شمال می باشد تله کابین دو نفره هم دارد که میتوانید سوار بر تله کابین از مناظر زیبا و آرامش خاص آنجا لذت ببرید. بعد از دره گلها به سمت دریاچه سوان حرکت کردیم و حدود 20 دقیقه بعد به دریاچه زیبای سوان رسیدیم  ناهار را در رستوران همانجا خوردیم که ماهی مخصوصی است  به نام ایشخان که از دریاچه سوان گرفته میشود.هر چند به نظر من مزه خاصی نداشت. پس از ناهار میشود در ساحل آن قدم زد و قایق سواری کرد و یا به بالای کوه آنجا رفت و از دیدن کلیسای زیبای سوان و مناظر طبیعی اطراف آن لذت برد.در مسیر ساحل نیز بازارهای محلی است که اجناس آن نسبتا قیمت های بالایی دارد.

دره گلها

کلیسای سوان

کلیسای سوان

شب دوباره به میدان جمهوری رفتیم و رقص فواره ها را از نزدیک مشاهده کردیم.بعد هم در خیابان ابوویان قدم زدیم و از نمایندگی آدیداس دیدن کردیم ولی آنقدر قیمت ها با پول ما بالا بود که چیزی نخریدیم کمی بالاتر هم بازاری بود پر از برندهای معروف که بهتره ایرانیها فقط به تماشا ی آن بپردازند که اصلا نمیشه طرف برندهای معروف رفت آخر خیابان هم به ساختمان اپرا میرسید که در شب فوق العاده زیباست.

 

روز بعد بازدید از معبد گارنی و کلیسای گغارت را در برنامه تور داشتیم طبق معمول راس ساعت 11 تور لیدر دنبالمان آمد و به سمت معبد گارنی حرکت کردیم .هوا بسیار گرم بود ولی شوق دیدن این بنای قدیمی و مشهور که در قرن اول میلادی ساخته شده است و تقدیم به خدای مهر یا میترا گشته است گرمای هوا را از ذهنم سترد. حال و هوای آنجا من را به دوره رومیان برد و با وجود گرمای بسیار ذهنم شدیدا درگیر اینکه این بنا چه کسانی را دیده و از چه فجایعی همچون زلزله که آن منطقه دائم درگیرش است جان سالم به در برده  بود ،آهنگ حماسی به سبک قدیم هم که از بلندگوهای آنجا پخش میشد این حال و هوا را شدت بخشید. به هر حال بعد از گشتی در محوطه آنجا بیرون که میروید فروشندگانی که اکثرا خانم هستند به شما انواع مربای گردو که معروف است و مرباهای دیگر مانند توت و غیره را عرضه میکنند که میتوانید از خرید آنها لذت ببرید .

معبد گارنی

معبد گارنی

سپس از آنجا به سمت کلیسای گغارت حرکت کردیم  این کلیسای قدیمی در دره گغارت قرار گرفته و دارای دالانهایی است که از تراشیدن صخره ها حاصل گردیده.این کلیساها هم همچون دیگر کلیساها حال و هوای مذهبی و آرام بخش خودش را داشت. بعد از این بازدید برای صرف ناهار به رستوران KFC رفتیم و سپس چون یکشنبه بود و مصادف با برپایی بازار ورنیساچ بود نزدیکی های میدان جمهوری پیاده شدیم و به این بازار رفتیم بازاری از صنایع دستی و دیگر اجناسی که مورد لزوم شماست جهت به جا آوردن رسم ایرانیها یعنی خرید سوغاتی....

کلیسای گغارت

بازار

بازار ورنیساچ

شب برای خوردن شام به رستوران پروانا رفتیم ،رستورانی که در یک باغ واقع شده با چندین آلاچیق و کاملا خانوادگی با ارکستر زنده و رقص و پایکوبی افرادی که برای خوردن شام و نوشیدنی به آنجا می آیند ما هم با گروه دلی از عزا درآوردیم با آهنگهای زیباو شاد ارمنی کلی رقصیدیم آخر شب هم به افتخار ایرانیان یک آهنگ از اندی گذاشت که حال و هوای کاملا ایرانی به آن باغ زیبا داد.شب زیبایی بود که دلمان نمی خواست تمام شود ولی مانند همه لحظات خوب زندگی خیلی سریع گذشت.

روز آخر چون بعد از ظهر پرواز داشتیم و صبح وقت کافی برای خرید بعد از صرف صبحانه و تحویل اتاق به هتل بارها را به انباری هتل سپردیم و به فروشگاه معروف  dalma رفتیم که برندهای معروف آنجا هست.

فروشگاه دالما

کمی گشت زدیم و خرید کردیم برای ناهار یک پیتزا خوردیم و راس ساعت 3 در لابی هتل بودیم برای تراسنفر بعد از گذراندن مراحل ساعت 6:30 به ایران پرواز کردیم و طرفهای ساعت 8  تهران بودیم شب در هتل 3 ستاره ورزش گذراندیم و فردا صبح ساعت 11 به شیراز پرواز .....و سفر ما به اتمام رسید.

نکات:

-          به نظر من در مجموع  دیدن یک کشور از کشورهایی همچون گرجستان و ارمنستان و موارد مشابه دیگر کافیست چون همگی شبیه هم هستند از نظر طبیعت و ساختار فرهنگی و اقتصادی و.... همگی مانند هم هستند.

 

-          همانطور که ذکر کردم با توجه به وضعیت این کشورها تا جایی که میتوانید وسایل بهداشتی و نظافتی همچون مسواک و خمیر دندان،دستمال،سشوار و اتو  مسافرتی ، شامپو و دمپایی و..... را با خود ببرید چون هتلهایشان زیاد امکانات ندارند.

 

 

-          قبل از رفتن به جاهایی همچون ارمنستان که ویزا در فرودگاه مقصد صادر می گردد اطلاعات انگلیسی گذرنامه خود را مرور کنید تا مانع از هدر رفتن وقت شما در مقصد گردد.

 

-          حتما یا واحد پول ارمنستان را همراه داشته باشید یا سریعا در فرودگاه چنچ کنید چون برای صدور ویزا به واحد پول آنجا نیاز پیدا خواهید کرد.

 

-          شهر بسیار کوچک است و با هزینه اندک می توانید همه جای آن را ببینید البته اگر هوا گرم نباشد و معتدل باشد پای پیاده هم می توانید بروید و نیازی به گشت شهری نیست .

 

-          حتما در فصل های خنک به ایروان بروید گرمای هوای ایروان در مرداد ماه بسیار طاقت فرساست و آفتاب سوزانی دارد.

 

-          همه جای شهر exchangh دارد مخصوصا سوپر مارکت ها و نگرانی بابت این مورد نداشته باشید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:28  توسط پانته آ هخامنش | 

متروی پاریس فاصله‌ها را به شتاب می‌پیچد و معنای دور را دگرگون می‌کند: هر جا که باشی انگار خانه‌ات به فاصلهٔ نزدیک‌ترین متروست. اینجا هر آدرسی را با ایستگاه مترو می‌دهند. متروی پاریس و حومه برای خود یک شهر زیر زمینی است.

به گزارش پایگاه خبری شهر الکترونیک، اگر تازه وارد باشی احتمال دارد در راهروهای پیچ در پیچ گم شوی اما به همان راحتی که گم می شوی، راه درست را هم پیدا می کنی.جای نگرانی نیست. می‌توانی نبض متروی پاریس را در دست بگیری و برای هر سفر شهری بهترین مسیر را انتخاب کنی. متروی پاریس با ۱۴ خط اصلی و ۶ خطی که به حومه شهر می‌رود است. در زیر زمین پاریس ضربان زندگی در اوج است.بیشتر افراد در فرار و عجله هستند اما شهروندانی را هم می‌توان مشاهده کرد که در هیاهوی این شهر زیرزمینی هنرنمایی هنرمندان زیر زمینی را به تماشا نشسته‌اند. مثلا گیتاریست یا ویولونیست‌هایی که سازشان را آورده‌اند و بی‌هیچ چشم داشتی ترا به شنیدن موسیقی دعوت می‌کنند.

هر خط یک رنگ است و یک ویژگی دارد. در خط یک و ۱۴ واگن های مترو با بیشترین سرعت می رانند. سوار شدن بر متروی خط ۸ اما حوصله زیاد می‌خواهد؛ چراکه این خط با ۴۰ ایستگاه یکی از پر ایستگاه‌ترین خطوط متروی پاریس است و در عین حال در برخی نقاط سرعت حرکت قطار بسیار کند می‌شود. روی خط ۶ متروی پاریس بسیاری از مراکز دیدنی شهر قرار دارد. به راحتی با خروج از یکی از ایستگاه‌های مرکزی این خط می‌توان به برج ایفل رسید یا از میدان معروف شارل دوگل بازدید کرد. دو خط کوتاه شده که بخشی از خطوط ۳ و ۷ هستند به طور مستقل علاوه بر آن ۱۴ خط به عنوان خطوطی که کمترین ایستگاه‌ها را دارند فعالیت می‌کنند. مترو پاریس جذابیت منحصر به خود را دارد، مانند دیوارهای شطرنجی با کاشی سیاه و سفید در ایستگاه معروف «گویمار» گلهای ساخته شده از چدن بر روی در‌های ورودی ایستگاه «دپوکه» و چشم اندازهایی در طول مسیر به خصوص خطوط مترو ۲ و ۶ که مسیر آن بیشتر در خارج از تونل و روی زمین است.

متروی پاریس، بهترین دوست وقت است بین یک تا ۴ دقیقه پیش پایت ترمز می‌کند. کوپهٔ مترو، سالن مطالعهٔ سیار است. بسیاری از مسافران مشغول مطالعه کتاب یا روزنامه هستند و یا اینکه سرشان داخل گوشی‌های موبایل خود است و با اینترنت در دنیا گشت می‌زنند و سخت مراقب‌اند که کسی به حواسشان تنه نزند.

مترو پاریس با ۲۲۱ کیلومتر طول سومین مترو بزرگ جهان است. متروی پاریس بعد از مسکو پرکار‌ترین مترو اروپاست. این مترو با ۳۵۰۰ واگن روزانه نزدیک ۵ میلیون نفر را جابجا می‌کند. ۳۸۰ ایستگاه خطوط متروی پاریس را به هم متصل می‌کنند. از آنجا که ایستگاه‌های مترو پاریس بسیار نزدیک به هم هستند، سرعت حرکت قطار‌ها در این خطوط برای سفر به حومه شهر بسیار کند است. برای حل این مشکل، سیستم RER (سیستم اکسپرس منطقه‌ای) در پاریس راه‌اندازی شده است که در آن از سیستم مدرن مرکز شهر و خطوط ریلی قدیمی استفاده می‌شود. این سیستم در حال حاضر ۶ خط، ۲۵۶ ایستگاه و ۵۸۷ کیلومتر ریل دارد. 

متروی  111 ساله

نخستین خط متروی پاریس در سال ۱۹۰۰ به خاطر نزدیک شدن پنجمین نمایشگاه جهانی در پاریس راه اندازی شد. ساخت مترو تا جنگ جهانی اول به سرعت گسترش یافت و زیرسازی‌ها تا دهه ۱۹۲۰ تکمیل شد. اتصال به حومه و احداث خط ۱۱ مربوط به دهه ۱۹۳۰ بود. جنگ جهانی دوم بیشترین تاثیر را روی مترو گذاشت. خدمات محدود شد و بسیاری ایستگاه‌ها تا دهه ۱۹۶۰ بسته شدند. با افزایش ناگهانی جمعیت طی سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ مترو در ساعاتی از روز با ازدحام جمعیت مواجه شد و فاصله کم بین ایستگاه‌ها موجب کندی شبکه شد.

پاریس به عنوان راه حل خط‌های حومه را در دهه ۱۹۶۰ به قسمت‌های جدید در مرکز شهر اتصال داد. در اکتبر ۱۹۹۸ خط ۱۴ افتتاح شد که در طول ۶۳ سال اولین خطی کاملا جدید بود و هنوز هم تنها خط کاملا اتوماتیک در کل شبکه است. مشخصات خطوط متروخط ۱ متروی پاریس به رنگ زرد است و نقاط مختلف شهر را به یکدیگر پیوند می‌دهد. این خط از یک سو در غرب پاریس به مرکز تجاری-اداری لادفانس و از سوی دیگر در جنوب شرقی به یکی از اماکن تاریخی پاریس به نام کاخ ونسن ختم می‌شود. در مسیر خط ۱ ایستگاه‌ها مهمی چون لادفانس، میدان شارل دو گل قرار دارند. تمام ایستگاه‌ها از میدان شارل دو گل تا میدان کنکورد دقیقاً در زیر خیابان شانزه لیزه است.

زنجیره ایستگاه‌های تاریخی

ایستگاه مهم دیگر، ایستگاهی است که دقیقاً در کنار موزه لوور سر در می‌آورد. این خط در مجموع ۲۵ ایستگاه دارد.  خط ۲ متروی پاریس دومین خطی است که شرق و غرب پاریس را به هم متصل می‌کنید. این خط نیز همانند خط ۱ تعدادی از اماکن دیدنی پاریس را به هم وصل می‌کند. خط ۲ پاریس که به رنگ آبی پررنگ است. ایستگاهی که حائز اهمیت است ایستگاه «انورز» است که شما را به دیدن محله مونمارت و یا کلیسای قلب مقدس می‌برد.

نقطه مهم دیگر پاریس قبرستان پرلاشز است. این قبرستان محل دفن بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و ادبی و فرهنگی فرانسه و دنیا است. این ایستگاه ۲۵ نقطه توقف در شهر دارد و با خطوط زیادی در پاریس تلاقی دارد. خط ۳ متروی پاریس نیز شرق و غرب پاریس را به هم وصل می‌کند. روی این خط ایستگاه اپرا قرار دارد که‌‌ همان ساختمان اپرای پاریس است که به نام گارنیه نیز معروف است. خط ۴ متروی پاریس شمال و جنوب پاریس را به هم متصل می‌کند. این خط از ایستگاه مونتپارناس که برج و محله مونتپارنانس قرار دارد عبور می‌کند. محله بسیار دیدنی و مرکزی سن ژرمن نیز بر روی این خط قرار دارد همچنین محله و فوراه سن میشل درست یک ایستگاه کنار سن ژرمن قرار دارد. شما اگر در ایستگاه سن میشل از قطار پیاده شوید می‌توانید خود را به کلیسای نوتردام برسانید.

 خط ۵ متروی پاریس در بخش شرقی پاریس شمال شرق را به جنوب شرق متصل می‌کند. میدان معروف باستیل از طریق این خط قابل دسترس است. خط ۶ متروی پاریس نیز از جمله خطوط مهم پاریس است که ایستگاه‌های مهمی در آن قرار دارد. ایستگاه ناسیون در یک سوی این خط و میدان شارل دوگل در سوی دیگر این خط قرار دارد. مهم‌ترین این ایستگاه‌ها ایستگاه بیرحکیم است که در کنار برج ایفل قرار دارد. ایستگاه مهم دیگر ایستگاه تورکادرو است. این ایستگاه در کنار بنای تورکادرو و جایی است که شما بهترین زاویه دید را نسبت به برج ایفل دارید و ایستگاه آخر که میدان شارل دوگل است که در ردیف مهم‌ترین دیدنی‌های پاریس است. 

خط ۷ متروی پاریس اما خط متروی پاریس اگرچه شمال و جنوبی پاریس را در قسمت شرق به یکدیگر متصل می‌کند اما از جمله اماکن مهم پاریس برخی نقاط مهم در آن قرار دارد نخست ایستگاه «پونت نوف» است که از پل‌های قدیمی پاریس است.

ایستگاه دیگر ایستگاه موزه لوور است که در این ایستگاه با خط ۱ تلاقی دارد. در مجموع ۳۸ ایستگاه مترو بر روی این خط قرار دارد. خط ۸ متروی پاریس همچون خط ۷ ازجمله خطوط پرترافیک متروی پاریس است. روی این خط ایستگاه «انولید» که در جوار مقبره ناپلئون بناپارت است قرار دارد. همچنین ایستگاه کنکورد، ایستگاه کلیسای مادلن، ایستگاه اپرا که نزدیگ گالری لافایت است قرار دارد. ایستگاه میدان باستیل نیز بر روی این خط است. خط ۹ متروی پاریس نیز ایستگاه‌های متعددی را یکدیگر وصل می‌کند. این ایستگاه جنوب غرب را به شرق متصل می‌کند. روی این خط ایستگاه تروکادرو، ایستگاه فرانکلین روزولت در خیابان شانزه لیزه و ایستگاه گالری لافایت قرار دارد. 

روی خط ۶ متروی پاریس بسیاری از مراکز دیدنی شهر قرار دارد. به راحتی با خروج از یکی از ایستگاه‌های مرکزی این خط می‌توان به برج ایفل رسید یا از میدان معروف شارل دوگل بازدید کرد. به همین دلیل اگر با این خط در شهر سفر کنید توریست های بیشتری را می بینید که دوربین به دست منتظرند تا در یکی از ایستگاه های بین راه پیاده شوند.

خط۱۰ متروی پاریس از جمله خطوطی است که اماکن چندان مهمی را در پاریس به یکدیگر متصل نمی‌کند. این خط بخشی از غرب و مرکز پاریس را به هم وصل می‌کند. خط ۱۱ متروی پاری در مرکز شهر شما را به هتل دویل یا ساختمان شهرداری می‌برد. ایستگاه شاتله نیز بر روی این خط قرار دارد. شاتله آخرین ایستگاه این خط کوتاه است. خط ۱۲ متروی پاریس که به رنگ سبز است جنوب پاریس را به شمال شرق متصل می‌کند. محله و برج مونتپارناس بر روی این خط قرار دارد. میدان کنکورد در انتهای خیابان شانزه لیزه و کلیسای مادلن در مسیرهای نزدیک به هم خود را بر روی این خط قرار دارند. خط ۱۳ متروی پاریس این خط از جمله خطوط مهم پاریس است. درست شمال پاریس با این خط به جنوب شرقی پاریس متصل می‌شود. محله و منطقه معروف سن دنیس و محله معروف سن لازار روی این خط قرار دارند. این خط با خط ۱ در ایستگاه شانزه لیزه تلاقی دارد. ایستگاه انولید یا مقبره ناپلئون و محله و برج مونتپارناس بر روی این خط هستند. خط ۱۴ متروی پاریس محله معروف سان لازار را به جنوب مرکز پاریس متصل می‌کند. کلیسای مادلن، ایستگاه شاتله بر روی این خط قرار دارند.

ایستگاه «شتله» بزرگ‌ترین ایستگاه مترو در دنیا است. این ایستگاه مجهز به سالن‌های سینما، استخر، مراکز خرید و.... است.در این ایستگاه گروه‌های موسیقی به طور مرتب به اجرای موسیقی می‌پردازند. این ایستگاه یک ایستگاه مرکزی است که خطوط ۱۱، ۱، ۷، ۴ و ۱۴ مترو از آن عبور می‌کنند و در عین حال سه خط از خطوط تندرویی که به حومه شهر می‌رود نیز در این ایستگاه مرکزی توقف دارد. این خط در ۱۱۱ سال پیش یعنی در سال ۱۹۰۰ به بهره برداری رسید یعنی درست در زمانی که نخستین ایستگاه‌های متروی پاریس در خط یک به بهره برداری می‌رسیدند.

 متروی پاریس، بهترین دوست وقت است بین یک تا ۴ دقیقه پیش پایت ترمز می‌کند. کوپهٔ مترو، سالن مطالعهٔ سیار است. بسیاری از مسافران مشغول مطالعه کتاب یا روزنامه هستند و یا اینکه سرشان داخل گوشی‌های موبایل خود است و با اینترنت در دنیا گشت می‌زنند و سخت مراقب‌اند که کسی به حواس‌اشان تنه نزند. در کوپه‌‌های مترو پنج قاره، تنگاتنگ، کنار هم می‌نشیند و می‌ایستند. زبان‌ها و رنگ‌ها و فرهنگ‌ها و... قابل تمایز است. متروی پاریس شهری چند فرهنگی از ۵ قاره را گرد هم می‌آورد. 

ابتکارات در متروی پاریس

تبلیغات فرهنگی و تجاری و یا اقدامات فرهنگی از جمله فعالیت‌هایی است که در این شهر زیر زمینی انجام می‌شود. به طور مثال سال گذشته به ابتکار سازمان حمل و نقل عمومی پاریس، در برخی از ایستگاههای متروی این شهر رستوران‌های موقت برپا شد. در این برنامه که به مناسبت ثبت آشپزی فرانسوی در فهرست میراث فرهنگی یونسکو صورت گرفت، سرآشپزهای رستوران‌های معروف پاریس اقدام به طبخ غذاهای سنتی فرانسوی کردند.

تبلیغات فرهنگی‌ای که اخیرا در ایستگاه متروی این شهر مشاهده می‌شود و امضای همه آن‌ها این عبارت است: «در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید!» این تبلیغات حرکت‌های حیوانی و انسانی را باهم تلفیق کرده و با تقبیح حرکت‌های حیوانی از شهروندانی که از وسائل حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند می‌خواهد تا انسان باقی بمانند.

 از سوی دیگر در برخی از ایستگاه‌های متروی این کلانشهر در بسیاری از ماه‌های سال نمایشگاه‌های عکس برگزار می‌شود و یا برخی از شرکت‌های تجاری اقدامات تبلیغاتی زیبایی را در ایستگاه‌های مترو اجرا می‌کنند. به طور مثال سال گذشته شرکت ایکا که فروشگاه وسائل خانگی است در چند ایستگاه مترو اقدام به گذاشتن محصولات خود کرد و شکل صندلی‌های ایستگاه‌ها را با مبلمان شیک خود تغییر داد تا افرادی که هر روز از مترو استفاده می‌کنند را علاقه مند به خرید از این شرکت کند.

 شب از نیمه می‌گذرد و هنوز قطارهای متروی پاریس در حرکت هستند و از ایستگاهی به ایستگاه دیگر سرک می‌کشند. به طور قطع می‌توان اینجا را شهری زیرزمینی خواند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ساعت 13:50  توسط پانته آ هخامنش | 

سفر به بلغارستان وارنا

21 مردادماه 1390 سفر خود را به شهر وارنا و محل گلدن سندز یا شهر ماسه های طلایی آغاز کردیم.

شهر وارنا یکی از قدیمی ترین شهرهای اروپاست و سومین شهر بزرگ کشور بلغارستان است با جمعیتی بالغ بر 300 هزار نفر و از نظر تاسیسات بندری و صنعتی دومین شهر بعد از بورگاس تلقی می شود .
 دریانوردان
یونانی از شهر میلتوس (Miletus) در قرن ششم قبل از میلاد در سواحل وارنا پهلو گرفته و مجذوب آرامش این دریا شدند. آنها با اقوام تراکیان (Thracians) که مقیم آنجا بودند مبارزه کرده و مستعمره، خود به نام ادسوس (Odessos) را بنا نهادند. فرهنگ های متعددی در این منطقه به هم آمیخته اند. عهد عتیق، قرون وسطی، دوران احیاء ملی گرایی و دوران مدرن. در حومه وارنا، هنگام حفاریهای باستان شناسی در مکانی کهن نکروپولیس (Necropolis) نامیده می شود، قدیمی ترین گنجینه طلای دنیا متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد کشف گردیده است. این شهر نام کنونی خود وارنا را پس از تشکیل دولت بلغارستان در سال 681 میلادی بدست آورد.

مهمترین مکان دیدنی آن کلیسای جامع است که در مرکز شهر قرار دارد .
پارک باغ دریایی که مکان تفریحی با تعدادی پلاژ ، موزه دلفین ها و چندین رستوران است از دیگر مکان های دیدنی وارنا می باشد . بلغاریها به این منطقه
MORS KATO GARDINA ( مورس کاتو گرادینا ) و به انگلیسی SEA GARDEN می گویند .



سواحل ماسه های طلایی (GOLDEN SANDS)


در شمال وارنا، سرزمین ماسه های طلایی که به واقع مروارید سواحل دریای سیاه محسوب می شود به لطف پوشش گیاهی بی نظیر و سواحل نیلگون و وجود ماسه های طلایی رنگ، سالانه میزبان گردشگران بسیاری از سرتاسر جهان است. وجود امکانات مدرن تفریحی، هتلهای لوکس و منحصر به فرد در قلب جنگل و کنار ساحل تابلوی بی نظیری از یک منطقه توریستی بوجود آورده و هر فردی در هر سنی از کودکان تا سالخوردگان می توانند از یک سفر خاطره انگیز و عالی برخوردار شوند.

پرواز ما در ساعت 4 بعداز ظهر بود که با توجه به اینکه ساعت بلغارستان تقریبا 1:30 از ما عقب تر است ما پس از 3 ساعت پرواز در ساعت 7 به وقت ایران و 5:30 به وقت بلغارستان به آنجا رسیدیم طبق معمول سخترین و طولانی ترین مرحله مسافرت که تحویل بار و جابه جایی مسافران بر اساس هتل است انجام و پس از عبور از شهر زیبای وارنا به گلدن سندز رسیدیم.هتل ما هلیوس نام داشت و 4 ستاره بود در مجموع کیفیت ارائه خدمات  هتلهای بلغارستان به کیفیت هتلهای دیگر جاهایی که رفته بودم نبود و چون بعضی از مسافران ایرانی متاسفانه با عدم پرداخت پول مینی بارها و یا رفتارهای دیگر موجب عدم اطمینان بلغاریها به ما شده اند اطاق هایی که به ما اختصاص داده شد فاقد مینی بار بود و البته اطاق ها دارای امکانات دیگری نیز چون اطو،قهوه جوش،دمپایی هم نبود.امیدوارم بعضی از مسافرنماها هویت و فرهنگ غنی ایران را در پیش ممالک دیگر زیر سوال نبرند و بر عکس اصل و ریشه نژاد پاک آریایی را پیش همگان نمایان کنند.

اولین روز سفر صبح تجمعی با دیگر مسافران داشتیم تا نکات ایمنی به ما گوشزد گردد و بعد از ظهر به دو shoping center معروف وارنا رفتیم که جنس جالبی نداشت و مادست خالی برگشتیم کلا روز اول به بطالت گذشت من توصیه می کنم نه در تجمع شرکت کنید که نکته های تکراری گفته می شود و نه به بازار وارنابروید چون اجناس با کیفیت و تنوع بیشتری در بازارهای ساحلی یافت می شود و مابیشتر خریدمان را از آنجا کردیم.

دومین روز سفر صبح تور سافاری رفتیم این تور به مدت 3 ساعت بوده و با استفاده از جیپ های مخصوص سافاری جنگل شما می توانید ساعاتی را در دل جنگل ها، رودخانه ها، آبشارها و دیدن طبیعت بکر موجود در آنها استفاده کنید.  البته هر 15 دقیقه جیپ سواری در جایی توقف می گردید تا مسافران بتوانند  اجناسی همچون عسل طبیعی و دیگر محصولات طبیعی استفاده و خریداری کنند،ناهار در یک رستوران روستایی با همان آب و هوای مردم پاکدل روستا و محیطی صمیمی صرف شد در آخر کلیه رانندگان در حالی که سازهای متنوعی می نواختندبرای ملیتهای مختلف آهنگ های محلی آنهارا خواندند جالب این بود که برای ایرانیها آهنگ آره وای وای نوش آفرین خوانده شد؟!شب هم برای صرف شام به یک رستوران ساحلی رفتیم به نام شب بلغاری که دارای برنامه های متنوع و شادی بود در آخر هم دیسکو ایرانی که همه ایرانیها مانند تشنه ای که به آب رسیده دلی از عزادرآوردند وحسابی رقصیدند در مجموع بهترین شب و توری بود که در طول سفر داشتیم .

روز سوم به تور silistra رفتیم تور یک روزه با اتوبوس از باغ های شهر دوبروژا دیدن و به خانه ای روستایی رفتیم که زنان ومردانی با لباس محلی و آواز  از ما استقبال کردند مطابق رسوم بلغاریها در هنگام ورود از شما با نان محلی و ظرفی از نمک وادویه های محلی استقبال می شود ، بعد عرقی که از قیصی گرفته شده بود و بسیار سوزان بود به ما داده شد بعد جهت صرف ناهار به رستوران محلی و قدیمی رفتیم که با آواز و رقص محلی همراه بود در نهایت با کشتی یک ساعت بر روی رود دانوب گردش کردیم که مرز ساحلی رومانی و بلغار است بر خلاف آنچه که تصور می کردم رودخانه دانوب بسیار کثیف و سرشار از لجن سبزی بود که دیدن آن خیلی توی ذوقم خورد. در مجموع از این تور زیاد خوشم نیامد.

روز چهارم  به دیدن شهر nesebar  رفتیم شهری تاریخی که در یونسکو به خاطر آثار فرهنگی و قدمت تاریخی ثبت گردیده ، بازدید از شهر قدیمی نسبار که روی دماغه ای بیرون آمده از دریا واقع شده است ما را با مجموعه ای از کلیساهای قدیم مواجه می سازد که قدمت آن ها به قرن سیزدهم میلادی باز می گردد. مغازه ها، کوچه های باریک و ساختمان های قدیمی زمان را به گذشته و دوران یونانی ها، رومی ها و بیزانس باز می گرداند. شهر زیبایی بود با ساختمانها و بازارهای قدیمی و زیبا ،ناهار را در رستورانی با غذاهای دریایی ومنظره ای زیبااز دریا صرف کردیم.

روز پنجم صبح کار خاصی نداشتیم بنابر این رفتیم کنار ساحل و کمی قدم زدیم وکلی خرید کردیم.بعد از ظهر با یک کشتی تفریحی بسیار زیبا که مشابه کشتی پینتا ماریا کریستف کلمپ ساخته شده بود بر روی خلیج وارنا گشتی دو ساعته به همراه نوشیدنی و غذای kfc و رقص و شادی داشتیم. اینم یکی از تورهای دلنشین بود که خیلی خوشمان آمد. جالب رفتار دوستانه کاپیتان و ملوانان بود و خانمی بلغاری که همگی با لباس دزدان دریایی رقص ایرانی را خیلی قشنگ بلد بودند و میزبانان خوبی بودند در انتهای سفر به هر کداماز ما یک کلاه دزدان دریایی داده و با صدای توپ و باروت حمله دزدان دریایی را باز سازی کردند خیلی خوش گذشت جای تک تک شما خالی.

روز ششم و آخرین روز سفر ، سفر نیم روزی با اتوبوس به بالچیک،  آغاز شد. تفرجگاهی کوچک در شمال ساحل دریای سیاه، بنیان شده در قرن پنجم قبل از میلاد، بالچیک امروزه مشهور است به عنوان اقامتگاه ییلاقی ملکه ماریا، ملکه فقید رومانی. عمارت آن ترکیبی است از گلچین سبکهای شرقی و اروپائی، با بوستانهای جذاب با بیش از 3000 گونه گیاهان نادر و کمیاب در سراسر جهان باغ بسیار زیبایی بودکه از دیدن طاقدیسها آبشارها و آبنماها و گلهای ناب آن بسیار لذت بردیم بعد به خلیج کالیاکرا رفتیم که چشم انداز بسیار زیبایی داشت  در نهایت شام با صرف رقص محلی و دیسکو ایرانی به پایان رسید و سفر ما نیز به اتمام.

 

نکته:

-         مردم بلغارستان مردم بسیار خونگرم و مهمان نوازی هستند که شما از صحبت با آنها لذت خواهید برد.

-         انتظار هتلهای خیلی مجلل نداشته باشید با امکانات هتلهای تاپ دیگر نقاط جهان

-         سعی کنید خریدتان را از بازارهای محلی و ساحلی بکنید .

-         مانند دیگر جاها دستشویی ها فاقد شیلنگ است پس دستمال و آب همراه داشته باشید مخصوصا بین راه.

-     تورهایی که با اتوبوس انجام می شود بسیار خسته کننده است در حالی که اگر وقتتان را در کنار ساحل و با انواع بازیها و سرگرمی های آنجا بگذرانید کمتر خسته می شوید و بیشتر لذت می برید.

-      سوغات مخصوص وارنا صابونها و محصولات آرایشی است که به محصولات گل رز معروفند بسیار خوشبو است و از آب و روغن طبیعی گل سرخ تهیه شده توصیه می کنم حتما بخرید هم برای خودتان هم خانواده.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 13:2  توسط پانته آ هخامنش | 
شهریور ماه سال 94 توفیقی حاصل شد تا پس از 10 سال به شهر مشهد مسافرت کنم.این مسافرت از سوی اداره تدارک دیده شده بود و هتل و سه وعده غذا مجانی بود فقط پول بلیت با ما بود که از شیراز به مشهد رفت و برگشت نفری 510000 تومان شد. چون برای مشهد در آن موقع سال به علت شلوغی بلیت به سختی گیر می آمد، بلاخره با پرواز زاگرس ساعت 11 شب 17 شهریور ماه به مشهد بلیت گیرم آمد که در واقع یک روزم از دست رفت چون با یک ساعت و نیم تاخیر بلاخره ساعت 12:30 پرواز کردیم و ساعت 3 به هتل رسیدیم . صبح بعد از صرف صبحانه اول از همه رفتیم حرم مطهر امام رضا و نماز خواندیم و کلی برای همه دعا کردیم بعد هم کمی از اطراف حرم خرید کردیم و از یکی از مجتمع های تجاری که در اطراف حرم همچون قارچ سبز شده اند دیدن کردیم.مجتمع تازه تاسیس آرمان واقع در بلوار نواب ،مجتمع زیبایی بود که من بیشتر از فضای آنجا لذت بردم تا جنس هاش زیرا چیز خوبی پیدا نکردم.البته در مجموع قیمت های مشهد نسبت به شیراز بسیار پایین تره و میشه خرید خوبی آنجا داشت.

مجتمع آرمان

بعد از صرف ناهار و کمی استراحت چون می خواستیم از حداقل زمان حداکثر استفاده را ببریم یک تاکسی دربست گرفتیم برای دیدن توس و زیارت شاعر بزرگ ایران فردوسی کبیر که زبان پارسی را از ایشان داریم.خوبی دیدنی های مشهد این است که همه تقریبا در یک مسیر است و مسافت ها کوتاه، به هر حال ما حوالی ساعت 5 به سمت توس حرکت کردیم و طرفهای ساعت 5:30 اونجا بودیم گشتی در محیط آنجا زدیم و درودی برفردوسی بزرگ فرستادیم بعد از بازارچه محلی که در همان محوطه بود دیدن کردیم و از تماشای صنایع دستی مشهد لذت بردیم.

توس-آرامگاه فردوسی

در راه بازگشت نزدیک آرامگاه فردوسی (حدود 800 متری آن) بنایی به نام هارونیه وجود دارد که در انتهای آن ستونهایی متعلق به دوره سلجوقی می باشد و بنا به روایاتی مخروبه های مدرسه ای است که در حمله مغولان تخریب گردیده. بنای هارونیه متعلق به قرن هشتم هجری میباشد و پس از حمله مغولان ساخته شده و هیچ ربطی به هارون الرشید ندارد در این بنا که فاقد هر گونه تزییناتی می باشد فقط چند ماکت از شهر قدیمی توس و توضیحاتی در این مورد وجود دارد که طبق این توضیحات شهر قدیمی توس از چندین ساختمان و رودخانه و روستا متشکل بوده است که تنها چند مورد از آنها باقی مانده است.

بنای هارونیه

در راه بازگشت به مشهد چون وصف پارک کوه سنگی را شنیده بودیم رفتیم سری هم به آنجا زدیم و از هوای مطبوع و فواره های آنجا لذت بردیم . صبح فردا علی الطلوع رفتیم حرم و نماز صبح را آنجا خواندیم و همزمان از صدای نقاره های آنجا که با طلوع خورشید نواخته میشود لذت بردیم.واقعا که فضای خوب و معنوی آنجا در صبح بسیار می چسبد. من از حال و هوای عرفانی بسیار خوشم میاید چون حس و حال خودش را داره ولی متاسفانه انقدر مساجد ما شلوغ است که کمتر این حس و حال را می توانی بگیری بخصوص در حرم امام رضا که همه در حال هول دادن و جلو زدن هستند هر چند اگر بتوانی جای خالی و دنجی پیدا کنی که بشینی و دعات را بخوانی و راز و
نیاز کنی خالی از لطف نیست ولی بازم تمرکز لازم را نداری.

حرم مطهر امام رضا
باری به هرجهت بعد از نماز صبح و صرف صبحانه برای آنروز برنامه داشتیم تا به پارک جنگلی وکیل آباد بریم ،پارک بسیار زیبایی بود که حال و هوای پارک جمشیدیه تهران را داشت و هوای مطبوع و طبیعت زیبا و سکوت آرمبخش آنجا که با صدای زیبای پرندگان عجین شده بود بسیار دلچسب بود.پس از قدم زدن در این محیط زیبا به سمت باغ وحش وکیل آباد رفتیم که مانند بقیه باغ وحش های ایران حیوانهای بی حال و بی رمق از شیر و پلنگ و گرگ و.........در قفس های تنگ لمیده بودند و مانند همیشه از دیدن آنها تاسف خوردم که با اینهمه درآمد چرا به این موجودات خدا رسیدگی نمیشود و چرا در کل ایران یک باغ وحش استاندارد مانند باغ وحش های دیگر نقاط جهان وجود ندارد؟!!!!
پارک جنگلی وکیل آباد

بعد از دیدن حیوانهای بیچاره باغ وحش به سمت چالیدره حرکت کردیم، چالیدره یک منطقه کوهستانی است که همین امسال افتتاح شده و شامل مجموعه تله سیژ و واگنهایی است که به سمت دریاچه ای که در پایین دره قرار دارد می رود در راه نیز بازارچه هایی وجود دارد که شامل رستوران و مواد غذایی و عکاسخانه و مرکز ماساز و غیره می باشد.شما می توانید با رسیدن به دریاچه از کشتی تفریحی و یا قایق های آن نیز استفاده کنید.

چالیدره
محیط زیبایی بود ولی هوا بسیار گرم بود و پوشش گیاهی مناسبی نداشت که همین فقدان پوشش گیاهی گرما را آزاردهنده تر می کرد امیدوارم به زودی با کاشت درختان زود رشد به رونق این منطقه زیبا کمک گردد.
پس از این منطقه به سمت طرقبه رفتیم شهر زیبایی که زمانی دارای باغ های بسیاری بوده ولی اکنون آنقدر مانند دیگر جاهای ایران در آن ساختمان سازی گردیده است آب و هوای مطبوع آنجا هم از دست رفته است.
هر چند پارکهای زیادی در این شهر است همچون پارک پونه و غیره ولی باز هم رشد بی رویه ساختمان سازی در این شهر زیبا باعث از رونق افتادن آن به عنوان منطقه ییلاقی و خوش آب و هوا بودن گردیده است.
پارک پونه-طرقبه
بعد از ظهر برای نماز مغرب و عشا به حرم رفتیم و دوباره برای خرید سوغاتی کمی از بازارهای آنجا شکر پنیر و زعفران و زرشک و .... خریدیم در ضمن نان رضوی آنجا بسیار خوشمزه است مخصوصا شیر مالش که خیلی تازه است توصیه میکنم حتما بخرید و نوش جان کنید. فردای آن روز آخرین روز سفر بود چون ساعت 8:30 شب پرواز داشتیم و کلی وقت طبق معمول تاکسی دربست کردیم به مقصد شاندیز،طی این مدت تمام رفت وآمدهایمان با یک تاکسی بود که متعلق به مرد میانسالی به نام معجونی بود که خیلی با انصاف بود و اطلاعات خوبی در مورد تاریخ و فرهنگ مشهد داشت و کمک بزرگی در بالا بردن سطح اطلاعاتی ما در مورد مشهد داشت شماره ایشان را دارم که اگر کسی خواست میتونم براش بفرستم. قبل از دیدن شاندیز با آقای معجونی شرط کردیم که جاهای دیدنی شهر را به ما نشان دهد. متاسفانه خراسان با اینهمه قدمت تاریخی مکانهای تاریخی زیادی ندارد چون اکثرا خراب شده است (شاید چون می خواهند بعد مذهبی شهر را قوی تر کنند) . اولین جایی که رفتیم خانه ملک بود که تبدیل به موزه شده ولی متاسفانه در روز جمعه بسته بود که باعث بسی تاسف است.

خانه ملک

مکان بعدی موزه و آرامگاه نادر شاه افشار بود که در چهار راه شهدا واقع شده و دارای دو فضای موزه ای و مقبره کلنل پسیان است. مکان بعدی گنبد سبز بود که در وسط میدان گنبد سبز واقع شده و مدفن محمد مومن عارف در دوره صفویه می باشد و قبلا خانقاه نیز بوده ولی الان مسجد شده است.

گنبد سبز
بعد از دیدار شهری به سوی شاندیز حرکت کردیم در طی مسیر به موزه مردم شناسی ویرانی که در روستایی به همین نام میباشد نیز سر زدیم. دراین موزه مشاغل مختلف سنتی قدیم در قالب مدل های انسانی و اشیاء قدیمی به نمایش در آمده است.موزه بسیار زیبایی بود که متاسفانه به علت اینکه در مسیر نبود بازدید کننده ای نداشت ولی من توصیه میکنم حتما از این موزه بسیار زیبا دیدن کنید.

موزه مردم شناسی ویرانی


سرانجام به مقصد که همان شاندیز بود رسیدیم منطقه ای ییلاقی با رستورانهای متعدد که ما برای صرف غذای معروف آنجا یعنی کباب شیشلیک به رستوران قدیمی آنجا یعنی رستوران حسین شیشلیکی رفتیم و از محیط باغ مانند آنجا لذت بردیم.
رستوران حسین شیشلیکی
هر پرس شیشلیک معادل 55000 تومان بود که این مبلغ شامل مخلفات آن یعنی نان و کره محلی،سالاد و دوغ و نوشابه ،سیر ترشی و زیتون پرورده و خیارشور و ماست و.... هم میشد. محل این رستوران بسیار قدیمی است و جزو اولین رستورانهای شاندیز است ولی خوراک لذیذی دارد . از دیگر رستورانهای زیبای شاندیز رستوران پدیده است که محیط بسیار زیبایی داره و ما برای عکسبرداری به آنجا رفتیم.
رستوران شاندیز

نهایتا عصر را با گذراندن در زیر آلاچیق های هتل به شب رساندیم و عازم فرودگاه شدیم و راس ساعت 8:30 به سمت شیراز پرواز کردیم.

نکات: - کلیه تاکسی های مشهد دارای تاکسی متر هستند هنگام سوار شدن حتما تاکسی متر را چک نمایید که از صفر شروع نماید. - مکان های دیدنی مشهد به همدیگر بسیار نزدیک است و در یک مسیر که می توانید یک روزه از آن دیدن کنید. - قیمت ها بسیار مناسب است و می توانید خرید خوبی داشته باشید . - کل هزینه های ما با گشتن و خرید سوغاتی در حدود 750000 تومان شد(البته با احتساب مجانی بودن هتل و سه وعده غذایی) - هتل ما هتل جهانگردی مشهد بود که در بافت نسبتا قدیمی واقع شده با حرم حدود 10 دقیقه فاصله داشت ولی هتلی قدیمی است و سرویس دهی خوبی نداشت هر چند ارزان است و دارای محوطه زیبا و خنک با آلاچیق های با صفایی است که جهت دور همنشینی در شب مناسب است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 13:29  توسط پانته آ هخامنش | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آغازسفر همواره با هیجان و شادی همراه است دیدن اقوام و ملل مختلف،فرهنگ جدید،تاریخ قدیم و شوق آشنایی با همراهان جدید.و پایان سفر با غمی نهان از جدا شدن ها،رد و بدل آدرس ها و تلفن ها و بعد آنقدر درگیر زندگی میشوی که همه را یادت می رود تا سفری دیگر.....


نوشته های پیشین
آذر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
خاطرات سفر
برچسب‌ها
مسکو (1)
سنت پترزبورگ (1)
اعجاب انگیزترین مکانهای گمشده جهان (1)
پیوندها
مکانهای دیدنی دنیا
سایت گردشگری دالاهو
بانک اطلاعات تور و آژانس
گردشگری ایران
خاطرات سفر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM