این وبلاگ صرفا به منظور استفاده از تجارب متقابل سفرهای داخلی و خارجی میباشد.

سفر به بلغارستان وارنا

21 مردادماه 1390 سفر خود را به شهر وارنا و محل گلدن سندز یا شهر ماسه های طلایی آغاز کردیم.

شهر وارنا یکی از قدیمی ترین شهرهای اروپاست و سومین شهر بزرگ کشور بلغارستان است با جمعیتی بالغ بر 300 هزار نفر و از نظر تاسیسات بندری و صنعتی دومین شهر بعد از بورگاس تلقی می شود .
 دریانوردان
یونانی از شهر میلتوس (Miletus) در قرن ششم قبل از میلاد در سواحل وارنا پهلو گرفته و مجذوب آرامش این دریا شدند. آنها با اقوام تراکیان (Thracians) که مقیم آنجا بودند مبارزه کرده و مستعمره، خود به نام ادسوس (Odessos) را بنا نهادند. فرهنگ های متعددی در این منطقه به هم آمیخته اند. عهد عتیق، قرون وسطی، دوران احیاء ملی گرایی و دوران مدرن. در حومه وارنا، هنگام حفاریهای باستان شناسی در مکانی کهن نکروپولیس (Necropolis) نامیده می شود، قدیمی ترین گنجینه طلای دنیا متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد کشف گردیده است. این شهر نام کنونی خود وارنا را پس از تشکیل دولت بلغارستان در سال 681 میلادی بدست آورد.

مهمترین مکان دیدنی آن کلیسای جامع است که در مرکز شهر قرار دارد .
پارک باغ دریایی که مکان تفریحی با تعدادی پلاژ ، موزه دلفین ها و چندین رستوران است از دیگر مکان های دیدنی وارنا می باشد . بلغاریها به این منطقه
MORS KATO GARDINA ( مورس کاتو گرادینا ) و به انگلیسی SEA GARDEN می گویند .



سواحل ماسه های طلایی (GOLDEN SANDS)


در شمال وارنا، سرزمین ماسه های طلایی که به واقع مروارید سواحل دریای سیاه محسوب می شود به لطف پوشش گیاهی بی نظیر و سواحل نیلگون و وجود ماسه های طلایی رنگ، سالانه میزبان گردشگران بسیاری از سرتاسر جهان است. وجود امکانات مدرن تفریحی، هتلهای لوکس و منحصر به فرد در قلب جنگل و کنار ساحل تابلوی بی نظیری از یک منطقه توریستی بوجود آورده و هر فردی در هر سنی از کودکان تا سالخوردگان می توانند از یک سفر خاطره انگیز و عالی برخوردار شوند.

پرواز ما در ساعت 4 بعداز ظهر بود که با توجه به اینکه ساعت بلغارستان تقریبا 1:30 از ما عقب تر است ما پس از 3 ساعت پرواز در ساعت 7 به وقت ایران و 5:30 به وقت بلغارستان به آنجا رسیدیم طبق معمول سخترین و طولانی ترین مرحله مسافرت که تحویل بار و جابه جایی مسافران بر اساس هتل است انجام و پس از عبور از شهر زیبای وارنا به گلدن سندز رسیدیم.هتل ما هلیوس نام داشت و 4 ستاره بود در مجموع کیفیت ارائه خدمات  هتلهای بلغارستان به کیفیت هتلهای دیگر جاهایی که رفته بودم نبود و چون بعضی از مسافران ایرانی متاسفانه با عدم پرداخت پول مینی بارها و یا رفتارهای دیگر موجب عدم اطمینان بلغاریها به ما شده اند اطاق هایی که به ما اختصاص داده شد فاقد مینی بار بود و البته اطاق ها دارای امکانات دیگری نیز چون اطو،قهوه جوش،دمپایی هم نبود.امیدوارم بعضی از مسافرنماها هویت و فرهنگ غنی ایران را در پیش ممالک دیگر زیر سوال نبرند و بر عکس اصل و ریشه نژاد پاک آریایی را پیش همگان نمایان کنند.

اولین روز سفر صبح تجمعی با دیگر مسافران داشتیم تا نکات ایمنی به ما گوشزد گردد و بعد از ظهر به دو shoping center معروف وارنا رفتیم که جنس جالبی نداشت و مادست خالی برگشتیم کلا روز اول به بطالت گذشت من توصیه می کنم نه در تجمع شرکت کنید که نکته های تکراری گفته می شود و نه به بازار وارنابروید چون اجناس با کیفیت و تنوع بیشتری در بازارهای ساحلی یافت می شود و مابیشتر خریدمان را از آنجا کردیم.

دومین روز سفر صبح تور سافاری رفتیم این تور به مدت 3 ساعت بوده و با استفاده از جیپ های مخصوص سافاری جنگل شما می توانید ساعاتی را در دل جنگل ها، رودخانه ها، آبشارها و دیدن طبیعت بکر موجود در آنها استفاده کنید.  البته هر 15 دقیقه جیپ سواری در جایی توقف می گردید تا مسافران بتوانند  اجناسی همچون عسل طبیعی و دیگر محصولات طبیعی استفاده و خریداری کنند،ناهار در یک رستوران روستایی با همان آب و هوای مردم پاکدل روستا و محیطی صمیمی صرف شد در آخر کلیه رانندگان در حالی که سازهای متنوعی می نواختندبرای ملیتهای مختلف آهنگ های محلی آنهارا خواندند جالب این بود که برای ایرانیها آهنگ آره وای وای نوش آفرین خوانده شد؟!شب هم برای صرف شام به یک رستوران ساحلی رفتیم به نام شب بلغاری که دارای برنامه های متنوع و شادی بود در آخر هم دیسکو ایرانی که همه ایرانیها مانند تشنه ای که به آب رسیده دلی از عزادرآوردند وحسابی رقصیدند در مجموع بهترین شب و توری بود که در طول سفر داشتیم .

روز سوم به تور silistra رفتیم تور یک روزه با اتوبوس از باغ های شهر دوبروژا دیدن و به خانه ای روستایی رفتیم که زنان ومردانی با لباس محلی و آواز  از ما استقبال کردند مطابق رسوم بلغاریها در هنگام ورود از شما با نان محلی و ظرفی از نمک وادویه های محلی استقبال می شود ، بعد عرقی که از قیصی گرفته شده بود و بسیار سوزان بود به ما داده شد بعد جهت صرف ناهار به رستوران محلی و قدیمی رفتیم که با آواز و رقص محلی همراه بود در نهایت با کشتی یک ساعت بر روی رود دانوب گردش کردیم که مرز ساحلی رومانی و بلغار است بر خلاف آنچه که تصور می کردم رودخانه دانوب بسیار کثیف و سرشار از لجن سبزی بود که دیدن آن خیلی توی ذوقم خورد. در مجموع از این تور زیاد خوشم نیامد.

روز چهارم  به دیدن شهر nesebar  رفتیم شهری تاریخی که در یونسکو به خاطر آثار فرهنگی و قدمت تاریخی ثبت گردیده ، بازدید از شهر قدیمی نسبار که روی دماغه ای بیرون آمده از دریا واقع شده است ما را با مجموعه ای از کلیساهای قدیم مواجه می سازد که قدمت آن ها به قرن سیزدهم میلادی باز می گردد. مغازه ها، کوچه های باریک و ساختمان های قدیمی زمان را به گذشته و دوران یونانی ها، رومی ها و بیزانس باز می گرداند. شهر زیبایی بود با ساختمانها و بازارهای قدیمی و زیبا ،ناهار را در رستورانی با غذاهای دریایی ومنظره ای زیبااز دریا صرف کردیم.

روز پنجم صبح کار خاصی نداشتیم بنابر این رفتیم کنار ساحل و کمی قدم زدیم وکلی خرید کردیم.بعد از ظهر با یک کشتی تفریحی بسیار زیبا که مشابه کشتی پینتا ماریا کریستف کلمپ ساخته شده بود بر روی خلیج وارنا گشتی دو ساعته به همراه نوشیدنی و غذای kfc و رقص و شادی داشتیم. اینم یکی از تورهای دلنشین بود که خیلی خوشمان آمد. جالب رفتار دوستانه کاپیتان و ملوانان بود و خانمی بلغاری که همگی با لباس دزدان دریایی رقص ایرانی را خیلی قشنگ بلد بودند و میزبانان خوبی بودند در انتهای سفر به هر کداماز ما یک کلاه دزدان دریایی داده و با صدای توپ و باروت حمله دزدان دریایی را باز سازی کردند خیلی خوش گذشت جای تک تک شما خالی.

روز ششم و آخرین روز سفر ، سفر نیم روزی با اتوبوس به بالچیک،  آغاز شد. تفرجگاهی کوچک در شمال ساحل دریای سیاه، بنیان شده در قرن پنجم قبل از میلاد، بالچیک امروزه مشهور است به عنوان اقامتگاه ییلاقی ملکه ماریا، ملکه فقید رومانی. عمارت آن ترکیبی است از گلچین سبکهای شرقی و اروپائی، با بوستانهای جذاب با بیش از 3000 گونه گیاهان نادر و کمیاب در سراسر جهان باغ بسیار زیبایی بودکه از دیدن طاقدیسها آبشارها و آبنماها و گلهای ناب آن بسیار لذت بردیم بعد به خلیج کالیاکرا رفتیم که چشم انداز بسیار زیبایی داشت  در نهایت شام با صرف رقص محلی و دیسکو ایرانی به پایان رسید و سفر ما نیز به اتمام.

 

نکته:

-         مردم بلغارستان مردم بسیار خونگرم و مهمان نوازی هستند که شما از صحبت با آنها لذت خواهید برد.

-         انتظار هتلهای خیلی مجلل نداشته باشید با امکانات هتلهای تاپ دیگر نقاط جهان

-         سعی کنید خریدتان را از بازارهای محلی و ساحلی بکنید .

-         مانند دیگر جاها دستشویی ها فاقد شیلنگ است پس دستمال و آب همراه داشته باشید مخصوصا بین راه.

-     تورهایی که با اتوبوس انجام می شود بسیار خسته کننده است در حالی که اگر وقتتان را در کنار ساحل و با انواع بازیها و سرگرمی های آنجا بگذرانید کمتر خسته می شوید و بیشتر لذت می برید.

-      سوغات مخصوص وارنا صابونها و محصولات آرایشی است که به محصولات گل رز معروفند بسیار خوشبو است و از آب و روغن طبیعی گل سرخ تهیه شده توصیه می کنم حتما بخرید هم برای خودتان هم خانواده.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 13:2  توسط پانته آ هخامنش  | 

سفر به ترکیه

88/06/5 سفر به ترکیه را آغاز کردم سفری که ازبه یادماندنی ترین سفرهایم بود و از مهمان نوازی مردم ترکیه بسیار لذت بردم.مقصد ما شهر  تاریخی کوش آداسی و زیباترین شهر جهان استانبول بود:

 

کوش آداسی-

 

در 71 كيلومتري شهرستان مركزي استان آيدين قرار داشته و در نوار ساحلي منطقه اژه واقع گرديده است. اين شهرستان كه از شمال باسلجوق و پاموجاك و از جنوب با شبه جزيره ديلك همسايه است در كانون مراكز مهم گردشگري از جمله ازمير ، افس ، مريم آنا ، ميلت ، ديديم ، پاموك كاله ، مارماريس و بودروم قرار دارد . بندر كوش آداسي بعلت نزديكي با جزيره يوناني ساموس ، براي گردشگراني كه به تركيه مسافرت مي كنند در واقع درب دوم مهم دريايي به شمار مي رود.

اقامت ما در این چند روز بسیار لذت بخش بودزیرا ترکها واقعا مهمان نوازند و در پذیرایی از مهمانها سنگ تمام می گذارند درکوش آداسی خیال شما از لحاظ امنیت وغذاراحت باشه چون هر 3وعده غذا در هتل به طور مفصل با انواع و اقسام غذاهای ملل سرو می شودو به علت توریستی بودن این مکان امنیت کاملی حکم فرماست. و شما علاوه بر استفاده از ساحل زیبا و دریای آرامش بخش آنجا از فرهنگ وتمدن قدیم آنجا نیز لذت خواهید بردو این سفر باب طبع همه توریستها با هر سلیقه ای خواهد بود.

 

اولین بازدید ما از شهر تاریخی افس بود:

شهر اِفسوس یکی از شهرهای مهم تمدن رومباستان در آسیای صغیر می باشد. این شهر که در سواحل دریای اژه و کناره رود مندرس کوچک واقع شده امروزه به ترکی بنام اِفس خواندهمی شود. آثار بجا مانده از این شهر از نظر تاریخی جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد. این شهر که هنوز ۲۰ درصد از آن کشف شده است، از جمله اماکن تاریخی است که بعد از کاخ توپکاپی و موزه آیاصوفیه در استانبول ،بیشترین بازدیدکننده را دارد.


از شهر باستانی افس، در ماههای تابستان روزانه حدود ۱٤ هزار نفر بازدید میکنند. درآمد حاصله از این بازدید نیز سالانه بیش از ۱۹ میلیون لیره می باشد.

قدمت شهر تاریخی افسوس به 6000 سال پیش از میلاد مسیح (ع) می‌رسد و تا به‌حال بناهای تاریخی و اشیای باستانی فراوانی از دوره‌های مختلف حیات انسان از جمله دوره نوسنگی در آن کشف شده‌اند.

در میان آثارباستانی بجا مانده در این شهر بنای یک کتابخانهبه چشم می خورد. این کتابخانهکه در حدود سال ۱۲۵ میلادی توسط ژولیوس آکویلا سلسوس به یادبود پدرش ساخته شده است به نام کتابخانه سلسوس معروفشده است. این کتابخانهجزء معدود بناهای اختصاص داده شده برای کتابخانهاست که تاکنون تقریباً سالم باقی مانده است. این کتابخانهکه جزو اولین کتابخانههای عمومی است که در آسیای صغیر براساس فرهنگروم باستان ساخته شده مورد توجه بسیاری از پژوهشگران واقع شده است. از نقاط دیدنی دیگر آن می توان به توالت های عمومی که کاملا سبک توالتهای فرهنگی امروز است و ساختمانهای شهرداری و سنا و تاتر این شهر نام برد.

 

بعد از این بازدید به مکانی رفتیم که گفته می شد خانه حضرت مریم بوده و ایشان چند سال آخر عمر را در این مکان سر می کرده اند خانه ای به غایت ساده و کوچک که با تصاویری از ایشان تزیین شده بود در جلوی خانه نیز آبنمایی ساخته شده بود به نام چشمه آرزوها که آب آن از چشمه های اطراف تامین میشد و در نزدیکی آن مکان آرزوهابود که هر کسی هر آرزویی داشت بر روی برگه ای می نوشت و به این مکان آویزان می کرد شایر بر آورده شود؟!(معلومه خرافات همه جا رایج است  مثل چشم زخم که در تمامی مغازه ها و مکان های تاریخی و جدید ترکیه پیدا می شد..).

سومین مکان  نیز که در واقع یکی از عجایب هفتگانه قدیم بود معبد آرتمیس بود که در اصل چیزی از آن باقی نمانده بود چون این معبد طی قرن ها ابتدا به کنیسه یهودی ها بعد به کلیسای مسیحیان و در نهایت به مسجدمسلمانان تبدیل شده بود.

 

شب نیز به کاروانسرایی که توسط پادشاه عثمانی ( اکوز محمد پاشا ) بنا شده است رفتیم واز  ترانه ها و موسیقی ها و رقص های سنتی ترکیه لذت بردیم.

استانبول-

 بزرگ‌ترین شهر کشور ترکیه و مرکز فرهنگی و اقتصادی آن است. استانبول به عنوان سومین مرکز بزرگ توریسم جهان محسوب می‌گردد. این شهر در کنار تنگه بسفر و دریای مرمره قرار دارد. تنگهٔ بسفر دو قارهٔ آسیا و اروپا را جدا می‌کند و استانبول تنها شهر بزرگ جهان است که در دو قاره قرار دارد.

هتل ما هتلی 4*و در نزدیکی میدان تقسیم که مرکز استانبول و مهمترین میدان استانبول است واقع شده بود، توصیه می کنم هنگام سفر به استانبول حتما هتلی در نزدیکی این میدان رزو کنید چون به همه مراکز دیدنی و خرید نزدیک است. شاید مهمترین خرید استانبول پارچه و پوشاک و البسه است. برای خرید پوشاک و پارچهبهترین نقطه خیابان استقلال ، خیابان جمهوریت و خیابان روملی است. خیابان استقلالاز جمله معروف ترین خیابان های شهر استانبول است که یک سر آن به میدان تقسیم یاتکسیم می رسد. و ما اکثر خرید های خود را از این خیابان کردیم. هنچنین این خیابان دارای رستورانهای بسیار است که انواع کباب های ترک بخصوص کباب معروف آن به نام دونر کباب سرومی گردد.

در بدو ورود به استانبول چیزی که بیش از همه شما رامجذوب خود می کند آسمان آبی و هوای پاک است وبا وجودی که استانبول بیش از 10 میلیون نفر جمعیت داردبه دلیل استفاده مردم از انواع وسایل حمل ونقل همگانی کمتر ترافیک و شلوغی نظیر شهرهای پر جمعیت به چشم می خورد .همچنین پلهای معلق فراوان  بر روی دریای سیاه در سر تاسر شهر خودنمایی میکند  که شاید به همین دلیل استانبول عروس شهرهای جهان لقب گرفته و زیبایی این شهر که مخلوطی از تمدن و فرهنگ کهن و طبیعت زیبا و بکر است در کمتر شهری به چشم بخورد .ترکیب ساختمانهای قدیمی ، دریاو فضای سبز شهری معجونی از زیبایی را به شما تقدیم می کند که بی شک تا ابد یاد و خاطره آن در ذهن شماخواهد ماند. برای دیدن نقاط مختلف شهر سعی کنید از تاکسی های آنجا استفاده نکنید زیرا هم نرخ گرانی دارند و هم سر شما را کلاه می گذارند و به قول معروف کرایه را دولا پهناحساب می کنند.بهترین کار این است که سوار ترن های برقی آنجا شوید که نقشه و مسیر های آن در همه جا به شما عرضه می گردد.

مسجد ایا صوفیا و سلطان احمد

اولین بازدید ما از مسجد ایاصوفیا بود.ایاصوفیه که به زبان یونانی به معنای حکیم مقدس است ،از مهمترین بناهای مذهبی جهان برای ارتودکس ها است . به همین علت است که ایاصوفیا در زمره اولین مکان هایی قرار داردکه یونانیان هنگام ورود به استانبول از آن دیدن می کنند.

ایاصوفیا کلیسای مسیحیت شرق بود که در دوره امپراتوری بیزانس به سال ۵۳۲ میلادی بنا به دستور امپراتور کنستانتین اول ساخته شد. و بعد در قرن ۶ میلادی توسط جاستنیانوس مورد بازسازی و مرمت قرار گرفت. برای بازسازی بنا دو معمار به نام‌های ایسیدوروس (از میلتوس یا سوکلی فعلی) و آنتییوس (از تراللس یا آیدنلی فعلی) ماموریت یافتند. بنا با کار ۱۰ هزار کارگر در طول پنج سال و تحت نظر ۱۰۰ استاد باشی تکمیل شد و به تاریخ ۲۷ آرالیک ۵۳۷ افتتاح شد. این کلیسا نخست کلیسای بزرگ نام‌ گرفت. پس از فتح استانبول، سلطان محمد دوم دستور داد کلیسای ایاصوفیه را به مسجد تبدیل کنند. سلیمان اول دستور داد نقاشی‌ها و نگارگری‌های داخل ایاصوفیه را بپوشانند تا نماز جمعه در آنجا خوانده شود. سلیم دوم به معمار سنان دستور داد که ایاصوفیه را مرمت کند.در زمان مراد سوم، مناره و منبر و محراب به ساختمان ایاصوفیه افزوده شد. در زمان مراد چهارم، آیاتی از قرآن به خط مصطفی چلبی در دیوارها و سقف ایاصوفیه نگاشته شد؛ علاوه بر این لوحه‌هایی دور تا دور سقف ایاصوفیه نصب شد که در آن نام الله، محمد، ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن و حسین نوشته شده بود. این لوحه‌ها در زمان سلطنت عبدالمجید با الواح مدوری که به خط ابراهیم افندی نوشته شده بود، جایگزین گردید. پس از اعلام حکومت جمهوری در ترکیه و به قدرت رسیدن آتاترک، ایاصوفیه به موزه تبدیل شد و تا امروز به همین شکل باقی مانده‌است. ارتفاع گنبد بزرگ این مسجد از سطح زمین ۵۵ متر و قطر آن ۳۱ متر می‌باشد که بوسیله ۴۰ پشت‌بند بزرگ و روی چهار ستون اصلی سوار شده‌است ،که حتما تحت تاثیر زیبایی آن قرار خواهید گرفت.

روبروی این مسجد، مسجد سلطان احمد واقع شده کهیکی از زیباترین شاهکارهای معماری اسلامی است که در زمان امپراطوری عثمانی بنا شده است.

این مسجد به علت وجود کاشی‌های آبی رنگ در طراحی داخلی به «مسجد آبی» نیز شهرت

دارد.

آب انبار سارنیک

در میدان جنب مسجد آب انباری قدیمی به نام سارنیک وجود دارد ، این آب انبار در دوره حکومت عثمانی ساخته شده  است و آب مصرفی شهر را تامین می کرده است از ورودی آن باید حدود بیست پله به زیر زمین بروی و اب انبار را ببینی  آب انبار دارای ستونهای فراوانی است که داخل آب قرار گرفته و کانالهای زیادی وجود دارد که داخل آنها پر از آب است  داخل آب هم ماهیانی وجود دارند  آب انبار به وسیله نورهای زرد رنگ روشن می شود که جلوه زیبایی به این بنای زیر زمینی می دهد در انتهای آن ستونی بزرگ قرار دارد که سر ستون مانند کله وارونه انسان ساخته شده است که بسیار زیباست.

کاخ توپکاپی

بازدید بعدی ما از قصر عظیم توپکاپی در نزدیکی مسجد ایا صوفیا بود که به علت عظمت کاخ بازدید ما 4 ساعت به طول انجامید. کاخ توپکاپی استانبول در محل اتصال تنگه بسفر و دریای مرمره و خلیج شاخ طلایی و دریای مرمره قرار گرفته است. این کاخ متعلق به قرن 15 تا 19 میلادی است و دوران امپراتوری عثمانی است. کاخ توپکاپی در سال 1453 توسط سلطان محمد فاتح ساخته شده است.  خود سلطان محمد تا سال 1481 در آن زیسته است. این کاخ  در گذشته محل زندگی سلاطین و دولتمردان عثمانی بوده و دارای باغ بسیار باشکوهی است. در سمت راست کاخ درختان سرو قرار گرفته است و مطبخ های کاخ نیز در این سمت جای گرفته اند.( در بدوورودبه این کاخ کارناوالی از افرادی که لباسهای قدیمی ترکیه را پوشیده و سازهای سنتی ترکیه را می نوازنداز شما استقبال می کنند.) امروزه از این محل به عنوان نمایشگاهی از مجموعه های کریستال ، نقره و ظروف چینی که مربوط به دوره امپراتوری عثمانی است استفاده می شود. در قسمت چپ کاخ حرمسرا قرار دارد. در این بخش همسران و فرزندان سلاطین در انزوا زندگی می کرده اند. سومین بخش کاخ نیز شامل سالن اجتماعات ، کتابخانه احمد سوم ، نمایشگاهی از لوازم شخصی سلاطین و خانواده سلطنتی جواهرات بسیار مشهور و قیمتی و نیز مجموعه ای از دست نوشته ها می باشد. جالب است بدانید موزه کاخ توپکاپی با داشتن بیش از دویست هزار سند و هشتادوشش هزار کتاب و بیسن سالن مملو ای از شاهکارهای نفیس تاریخی یکی از بزرگ ترین موزه های جهان به شمار می رود. فاتح سلطان محمد پس از فتح استانبول در سال 1453 میلادی نخستین کاخ خود را در میدان بایزید که اکنون محل کنونی دانشگاه استانبول است و دومین کاخ خود را با عنوان سرای جدید با مساحت 82 هزار متر مربع در محل فعلی موزه توپکاپی سرای بنا کرد. این کاخ سال های سال محل اقامت سلاطین عثمانی بوده. این موزه سه حیاط اصلی دارد که از سه دروازه شامل باب همایون باب الاسلام و باب السعاده است. می توان داخل آن شد. در این موزه پوشاک سلاطین ، آثار ارزشمند متعلق به کاخ های سلطنتی از جمله تخت نادرشاه و تابلوهای نفیس نقاشی و جواهرات و مینیاتورهای ارزشمند از جمله شاهنامه فردوسی وجود دارد.
کاخ توپ کاپی همه روزها به استثنای سه شنبه جهت بازدید از گردشگران باز است.


مجمع الجزایر مرمره

 یکی از بیاد ماندنی ترین لحظات این سفر بازدید از مجمع الجزایر دریای مرمره می باشد. به این جزایرمجمع الجزایرپرنسس گفته میشود این جزایر 9 تا هستند که 4 مورد آن نظامی 1 مورد خصوصی و 4 مورد عمومی است. بزرگترین جزیره بیوک آدا  نام دارد:  بیوک در ترکی به معنی بزرگ و آدا به معنی جزیره است. طبیعتی بکر و دست نخورده است و هیچ وسیله نقلیه غیر از ماشین پلیس و آتش نشانی که آنها هم تنها در صورت ضرورت تردد میکنند در آن دیده نمیشود.رفت و آمد در آن بوسیله دوچرخه و با کالسکه های 2 اسبه که فایتر نامیده میشود و 4 نفر ظرفیت دارد انجام می گردد. سوار شدن بر این کالسکه ها در فضای آرام و ساکت و دیدن طبیعت زیبای ان شما را مسحور خود می کند.. 

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 13:51  توسط پانته آ هخامنش  | 

بلاخره بعد از چند سال که وصف آنتالیا را شنیده بودم نوروز امسال تصمیم گرفتم برم و اونجا را ببینم.چون با اجرای کنسرت های مختلف نیز همزمان شده بود این موضوع را به فال نیک گرفتم و عزمم بر رفتن بیشتر شد.

چون در آن تاریخ (از 6 فروردین تا 13 فرودین)از شیراز پرواز مستقیم نداشت به ناچار پروازمان را از تهران گرفتم و یک روز جلوتر نیز از شیراز به تهران کل هزینه حدود 2/500/000هزار تومان شد.که با دلارهای آزاد معادل 1000 دلار حدود 5/5 شد.یاد آن روزها که با این هزینه میشد رفت اروپا رو دید بخیر .حالا اون ضرب المثل قدیمی که میگه سال به سال دریغ از پارسال نمود بیشتری پیدا میکند. با این اوصاف فکر کنم تنها خوشی زندگیمان هم دود بشه و بره هوا و دیگه  نتوان رنگ مسافرت خارجی را دید؟؟!

به هر حال روز 5 فروردین صبح زود پرواز به تهران داشتیم و پس از جاگیری در هتل شتابان به باجه ارزی بانک ملت در تجریش رفتیم تا ارز مسافرتی تهیه کنیم با اینکه ساعت 10 اونجا بودیم گفتند فرم ها تمام شده و چون اولین روز کاری پس از تعطیلات بود خیل مسافرها جهت گرفتن ارز صف کشیده بودند.واقعا مسخره است توی این چند باری که رفتیم هنوز به همین دلایل شلوغی و پارتی بازی نتوانستیم از ارز مسافرتی بهره ای ببریم هر چند فاصله قیمتی ارز مسافرتی و ازاد زیاد نیست ولی همین که آدم به حقش نرسه کلی زور داره. به هر حال چون ساعت 4 صبح می بایستی در فرودگاه امام باشیم شب زودتر خوابیدیم و ساعت 3 صبح به طرف فرودگاه رفتیم. واقعا که مسافرت توی نوروز چه داخلی چه خارجی زجر آوره چون آنقدر جمعیت صف کشیده بود که می بایستی با خستگی و بیخوابی توی صف چند کیلومتری بازرسی و تحویل ساک می ایستادی ولی همیشه ذوق سفر بخصوص به یک منطقه جدید باعث انرژی دادن به آدم میشه.به هر حال عملیات زجر آور عبور از هفت خوان رستم تمام شد و ما سوار هواپیمایی اطلس جت شدیم تا پروازمان را شروع کنیم.هواپیمایی اطلس جت بر خلاف تصوری که ازش داشتم خوب نبود فاصله صندلی ها کم بود و پذیرایی چندان چشمگیری نداشت .فاصله پروازی تهران تا آنتالیا حدود 2:30 ساعت است که چون ایران به آنتالیا پرواز مستقیم ندارد هواپیما در فرودگاه آدنا مینشیند و پس از توقفی 20 دقیقه ای پرواز حلال میشه و می توان به آنتالیا برویم؟!! با این اوصاف حدود 3 ساعت توی راهیم .چون ساعت ترکیه حدود 2 ساعت از ما عقبتره به وقت ایران ساعت 10 صبح و به وقت ترکیه ساعت 7:30 رسیدیم آنتالیا پس از تحویل بار و بازرسی با لیدرهایمان از اسکای گروپ به سمت هتل هایمان حرکت کردیم.

هتل ما در ناحیه کمر و در قسمت کریس بود که این ناحیه در 3 کیلومتری جنوب کمر قرار دارد و بطور معمول یک ناحیه دنج و بسیار خلوت در این منطقه می باشد که دارای ویلاهای بسیار لوکس در میان جنگلهای کاج و درختان لیمو و پرتقال است و دارای نواحی بسیار بکر و جذاب برای قدم زدن پیاده روی می باشد که احساس آرامش خاصی را به هر فردی خواهد داد. واقعا که طبیعت زیبا و بوی بهار نارنج شما را مست می کند.

 نام  هتل  ما دایما بود که در 50 کیلومتری آنتالیاست. تا به آنجا برسیم حدود ساعت  11 شد که همان موقع اتاقهایمان را تحویل دادند و برای صرف ناهار می توانستیم از رستوران استفاده کنیم و چون تور ما all بود صبحانه و ناهار وشام ونوشیدنی تا ساعاتی که اعلام میشد را میتوانستیم مصرف کنیم. به هر حال هتل خوبی نبود و این هتل و به کسی پیشنهاد نمیکنم چون اولا :اصلا آب معدنی در اتاق نگذاشته بود که ما مجبور شدیم چندین بار به رزرو هتل بگیم تا ترتیب اثر دهد؟! ثانیا:شب اول اسپیلت خراب بود و چون هوا به شدت سرد بود  هر چه گفتیم باز کسی را برای تعمیر نفرستادند و کمر درد من نیز به علت سردی عود کرد و خیلی در طول سفر اذیتم کرد اونم آنقدر خودمان دستکاریش کردیم تا درست شد سوما: صندوق امانت داخل اتاق قفل شده بود و باز نمیشد که باز آنقدر به رزرو اسیون گفتیم تا شب کسی را فرستاد درستش کرد. خلاصه اصلا به ایرانیها اهمیت نمیدادند و کفر همه را بالا آورده بودند. البته دلیلش هم بعدا معلوم شده ظاهرا چون در این ایام به جز ایرانیها کمتر توریستی به آن سمت می رودو بعضی مسافر نماها در گروه قبلی هر شب دعوا و جنگ و جدل راه انداخته بودند و کار لیدر تور بدبخت شده بود رفتن به کلانتری و میانجیگری ، دید ترکها نسبت به ایرانیها خیلی بد شده بود و به طرق مختلف سعی در کم اهمیت نمودن مسائل مرتبط با مسافران ایرانی مینمودند و یا تلافی کردن مثلا(ما که به چشم خودمان ندیدیم ولی شنیدیم؟!) شخصی دیده بود که خانم پیشخدمت ترکی باقیمانده لیوان آب دهن خورده خودش را داخل سوپ غذا ریخته بود. واقعا من که خودم در طول سفر چند بار این رفتار شرم آور را از هموطنان دیدم منزجر شدم از مست کردنها و چرت و پرت گفتن بگیر تا دعوا و کتک کاری با رزرواسیون و شکستن اشیاء؟!!!!! واقعا نمی دانم چرا این مسافر نماها وجهه کل ایرانیها را خراب می کنند؟!!

فکر کنم تا چند سال دیگه ترکیه ایرانیها را کشورش راه ندهد با این رفتار بی شرمانه بعضیها .جا دارد که مسئولان گردشگری ایران در این رابطه فکری کنند ؟! شاید با تعهد مالی و کتبی گرفتن از مسافرهای دردسر ساز یا کارهای دیگر بتوان قدری از اهمال کاریها و رفتارهای بی ادبانه را کاهش داد. به هر حال چون روز اول برنامه خاصی نداشتیم کمی در محیط زیبای اطراف هتل چرخیدیم و از دیدن مناظر سبز و زیبا و دریای آنجا که با عطر بهار نارنجها معطر گردیده بود لذت بردیم. چون شنیده بودیم قیمت  تورهایی که لیدرها پیشنهاد می دهند خیلی زیاد است اطراف هتل به یکی از مراکزی که محل برگزاری تورهای مختلف بود مراجعه کردیم و تور کشتی را برای روز بعد رزرو کردیم.

تور کشتی لیدرها 70 دلار  بودو توری که ما گرفتیم حدود 40 دلار تمام شد .به هر حال تور کشتی بد نبود  از وقتی سوار شدیم ملت خودشان را با رقص و کف پارتی خفه کردند بعد هم در یکی از جزایر زیبا توقفی جهت صرف ناهار داشتیم که ناهار خوبی نبود شامل کمی سالاد و یک کفگیر برنج نپخته و ماکارونی و یک تکه مرغ سوخاری بود.ولی منظره های زیبا باعث شد ما اصلا خسته نشویم(هر چند که درد کمر مرا خیلی اذیت کرد) شب هم کنسرت مخلوط افشین.عارف.هلن.فرشید امین و با 125 دلار رزرو کرده بودیم که بد نبود و خوش گذشت. تنها بدی که داشت این بود که نمی گذاشتند خوراکی یا آب با خودت ببری و مجبوربودی از بوفه بی کیفیت اونجا غذا تهیه کنی که اینم از زرنگی ترکهاست.

 

روز سوم  صبح برنامه خاصی نداشتیم متاسفانه چون من کمر درد شدیدی داشتم نتوانستیم از رافتینگ یا موتور و ماشین سواری استفاده کنیم ، کمی در اطراف هتل قدم زدیم و شب برای  کنسرت داریوش که قیمتش 135 دلار بود رفتیم(البته بلیط را از بیرون تهیه کرده بودیم وگرنه لیدرها 165 دلار می فروختند) کنسرت زیبایی بود . مردم که از اولش با داریوش همخوانی می کردند و گریه میکردند.

روز چهارم بعد از ناهار چون وصف شهر قدیمی آنتالیا یعنی کاله ایچی را شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم و این منطقه هم ببینیم . کاله ایچی به شهر قدیمی آنتالیا معروف است که توسط رومی ها بنا گردید و با دیوارهای بلند که به دریا ختم شده محاصره و تحت حفاظت بوده است.

برای رفتن به آنجا با دولمی موش که نرخ کرایه آن هر نفر 3 لیره بود رفتیم کمر و از کمر باز با اتوبوسهای مخصوص آنتالیا که نرخ هر نفر 8 لیره بود به آنتالیا رفتیم برای رسیدن به آن منطقه خاص نیز سوار اتوبوس های شهری شدیم که 10 لیره هزینه اش بود و با سرجمع 21 لیره و صرف وقت 1:30 ساعت به بخش قدیمی شهر رسیدیم که بسیار دیدنی بود هم بازار های خوبی داشت هم مناظر بسیار زیبایی. شب هم در همان بازار قدیمی رستورانی به نام حسن پیدا کردیم که زیاد توی چشم نبود ولی غذاهای لذیذی داشت و ما توانستیم از کباب آدنا  و کوفته که کمی شبیه کتلت های خودمان است لذت ببریم.

شب باز از همان مسیر برگشتیم. سری به دیسکو هتل زدیم که چنگی به دل نمی زد و خوابیدیم.

روز پنجم  صبح کار خاصی نداشتیم خوابیدیم ولی بعد که بیدار شدیم و برای صبحانه رفتیم فهمیدیم ترکها ساعت را راس ساعت 3 نیمه شب 1 ساعت عقب کشیدن که من نفهمیدم چرا ساعت 3 نیمه شب این کار می کنند؟!در نتیجه صبحانه تمام شده بود و ما بعد از ناهار که در واقع صبحانه هم بود  از شهر زیبای کمر دیدن کردیم  و کمی خرید کردیم. شیرینی های خوشمزه ای داشت ولی توصیه می کنم عطر نخرید که همش تقلبی است ما برای سوغات از شیرینی های مخصوص آنجا و صابون های خوشبو خرید کردیم.

روز ششم  صبح با تله فریک الیمپوس که طولانی ترین تله کابین دوم جهان است  به ارتفاعات کمر رفتیم و  به بالاترین نقطه که در آن هوای خنک پر از برف بود رفتیم



برگشتن هم ناهار لذیذی از ماهی قزل آلا در یک رستوران خیلی زیبا که مشابه رستورانهای دربند بود صرف کردیم  شب هم باز به کنسرت مخلوط مایکل.امید.لیلا فروهر. شهره و بیژن مرتضوی و افشین رفتیم ،متاسفانه ملت از همان اول کنسرت حمله ور شدند به جلو و ما که نشسته بودیم نتوانستیم زیاد استفاده کنیم. البته حقم دارند کنسرت ندیده اند و فکر می کنند باید بروند جلو و زل بزنند صورت خواننده تا آهنگاش و بیشتر درک کنند در حالی که اگر منظم سر جایشان می نشستند بقیه هم می توانستند لذت ببرند؟!! .

روز آخر چون ساعت 23:55 برگشت داشتیم تا ساعت 12 اثاثیه را جمع کردیم و تحویل دادیم و 100 دلار گرویی را پس گرفتیم و تاشب از ساحل زیبای آنجا لذت بردیم و کلی از  شاه توت های سیاهی که در اطراف بود کندیم و خوردیم کمی هم من بهار نارنج جمع کردم و با خودم بردم.ساعت 7 دنبالممان آمدند و ساعت 23:55 به وقت محلی پرواز کردیم که به وقت ایران 5:30 صبح به تهران رسیدیم و سفر ما به اتمام رسید.

 

نکات:

1.        اگر  بخواهم آنتالیا را با کوش آداسی مقایسه کنم درسته که از نظر شهری آنتالیا قشنگتره و لی پذیرایی در کوش آداسی خیلی خوب بود تنوع غذاها بیشتر و برنامه های بیشتری داشت و وقتمان بیشتر پر می شد.

2.        کسانی که می خواهند از شنا در این مناطق لذت ببرند حتما در فصل تابستان بروند چون فصل بهار بسیار سرد است و نمیشه از استخر یا دریا استفاده کرد. در ضمن در این فصل برنامه های جانبی هتل مانند شوهای شبانه  یا شب تر کی و....و خیلی از امکانات دیگر هنوز راه نیافتاده است.

3.        نکته ای که خیلی  توجه من را جلب کرد این بود که در حالی که ما برای انرژی هسته ای تو سرمان می زنیم تمامی  سقف منازل در کمر و آنتالیا دارای صفحاتی جهت جذب انرژی خورشیدی  بود و ترکیه با این کار توانسته تا حد زیادی از انرژی های محیطی بهره ببرد و هزینه ها را پایین آورد؟!!

4.        وقت خودتان را در سفر برای خرید هدر ندهید سعی کنید تا جایی که می توانید برنامه ریزی کنید و جاهای مختلف را ببینید من تعجب می کنم از کسانی که اینهمه خرج می کنند و خستگی راه را به جان می خرند ولی همش توی لابی هتل میشینند و از هتل بیرون نمی روند؟مگر آدم چند بار می تواند این جاها را ببیند؟

5.        برای رفت و آمد اصلا از تاکسی استفاده نکنید که آدم های کلاشی هستند و کرایه خیلی زیادی می گیرند حتما از دولمی موش یا اتوبوس استفاده کنید.

6.        دوستان عزیز لطفا با بدخلقی ها و عصبانیت مسافرت را به کام خودتان و دیگران تلخ نکنید مسائل از طریق صحبت ملایم هم رفع می شود مثلا خیلی از ایرانیها از غذای هتل راضی نبودند ولی با نوشتن نامه و اعتراض کتبی روز آخری که ما می خواستیم برویم چه غذاهای شاهانه ای ترتیب داده بودند!

7.        به جز خوراکی و پوشاک دیگر چیزی از ترکها نخرید که اکثرا تقلبی است و کیفیت ندارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 8:51  توسط پانته آ هخامنش  | 


الان که در مورد سفر به کیش مینویسم دقیقا ساعت 6:45 دقیقه صبح جمعه است و منم چون عادت کردم صبح زود بلند شم گفتم خاطرات سفرهای کیشم را بنویسم.اولین باری که کیش رفتم سال 1385 بود از اون موقع چون عاشق کیش شدم سالی یک بار به آنجا سر میزنم .چون تنها جایی د ر ایران است که آدم کمی احساس آزادی میکنه.کیش زیبایهای بسیاری داره و هر ایرانی به نظر من باید حتما از آنجادیدن کنه. دریای نیلگون آنجا با آب زلال که با خودش  کلی صدف و گوش ماهی وانواع واقسام مرجان ها و خزه های ددریایی را به ساحل با شن ها و ماسه های طلایی به ارمغان میاره و صدای گوش نواز امواج دریا به خصوص هنگام طلوع خورشید که خورشید خانم کم کم از گوشه دریا سر در می آورد و همنوا با صدای برندگانی که شاید در کمتر جای ایران نمونه های آن را دیده باشید ونسیم خنک صبگاهی آرآمشی را برای شما فراهم میکند که در سرتاسر سال خاطره آن همیشه با شماست.من معمولا در همین اوقات سوار دوچرخه هم از طبیعت لذت میبرم و هم به ورزش محبوبم میبردازم.

اولین نکته ای که در بدو ورود به این جزیره به چشم میخوره نظم و مقرراتی است که در آنجا حاکم است هر چند که متاسفانه هر سال که به کیش میروم جمعیت بیشتر شده و نظم و مقررات کمتر . با رشد جمعیت ماشین های بیشتری آرامش کیش را بهم میریزند که به نظر  من برای اینکه کیش از این حالت خارج نشود بهتره مسئولانش فکری به حالش بکنند وگرنه دیگر کمتر مسافری به منظور استفاده از آرامش به آنجا سفر میکنند.

البته صبح های کیش آرام و شب های آن با انواع و اقسام برنامه های متنوع شلوغ و برجنب و جوشه. در این 7-8 باری که به کیش رفتم از هتل های 5 ستاره داریوش وبارمیس بگیر تا هتل 3 ستاره تاب رز را امتحان کردم هر کدام مزایای خودشان را دارند.هتل داریوش سرشار از نمادهایی است که هر ایرانی واقعی به آن افتخار میکنه وصبحانه و ناهار خوبی داره. بارمیس نزدیک مراکز خرید است .بارسیان برای خانواده های برجمعیت خوبه چون سویت های خوب وبزرگی داره تاب رز نسبت به بولی که میدهید و 3 ستاره بودنش نسبتا تمیزه و موقعیت مکانی عالی داره که هم نزدیک دریاست هم مراکز خرید. به هر حال فرق نمیکنه چه هتلی انتخاب کنید اصل آرامش و تفریحاتی است که لذت بخشه.


استفاده از دوچرخه و موتور و تفریحات دریایی را در آنجا به همه توصیه میکنم. من معمولا 3 الی 4 روز می روم صبح ها عوض اینکه وقتتان را الکی در مغازه ها تلف کنید توصیه میکنم از ورزش های کنار ساحل استفاده کنید.بعد از ناها ر از گشت جزیره و بارک دلفینها لذت ببرید اگر اهل خریدید می توانید ساعت 5-8 را به آن اختصاص دهید و شب ها از کشتی های تفریحی به خصوص نوید که برنامه های جالبی داره و کنسرت و جنگ های شبانه لذت ببرید. اگر اهل فست فودید ایرانویچ را بیشنهاد میکنم ولی گول رستورانهایی مانند دیدنیها یا نهنگ سفید را نخورید که شما را با بخش زنده موسیقی گول بزنند چون هم نه موسیقی جالبی دارند نه قیمت خوبی.لذت یک کباب شیر ماهی کنار دریا را از دست ندهید. امیدوارم لذت یک سفر خوب را که کمتر در ایران دیده میشه در این جزیره تجربه کنید.

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 7:47  توسط پانته آ هخامنش  | 


شهریورماه یکی از سالهای خوب خدا برای اولین بار سفری به چمخاله داشتم .علت انتخاب این قسمت از گیلان یکی به خاطر تعریفهایی بود که از انجا شنیده بودم و دیگر اینکه چون همه تورهای مسافرتی از شیراز به گیلان و مازندران فقط برای قسمتهای خاصی از شمال همچون ماسوله و قلعه رودخان و رامسر و... برنامه دارند و این نقاط را به کرات دیده بودم تصمیم گرفتم نقطه جدید دیگری را امتحان کنم.

چَمخاله، منطقه‌ای ساحلی در استان گیلان است. این منطقه در حدود ۱۰ کیلومتری شرق لنگرود ۲۰ کیلومتری شرق لاهیجان و ۳۹ کیلومتری غرب رودسر قرار دارد. این منطقه از لحاظ ساحلی دارای یکی از بهترین سواحل ماسه‌ای می‌باشد که همه ساله در فصلهای بهار و تابستان پذیرای جمع کثیری از مسافران و توریستها می‌باشد. ساحل چمخاله یکی از سواحل قدیمی و زیبای منطقه است که قبل از انقلاب دارای پلاژها و ویلاهایی بوده که پس ازانقلاب به تدریج از رونق آن کاسته شد. همچنین در سالهای گذشته به خاطر پیشروی آب دربا در ساحل چمخاله و به زیر آب رفتن مناطقی از ساحل تا مدتها چمخاله رونق چندانی نداشت و پس از متوقف شدن پیشروی آب دریا و بازگشت آن به خط ساحلی پیشین دوباره این منطقه رونق خود را بازیافت. همچنین با احداث مجتمع‌های توریستی چندی که در این منطقه ساخته شده و یا در دست ساخت می‌باشد هر ساله بر رونق آن افزوده می‌شود. اکثر ساکنان چمخاله از لک‌های جلالوند کرمانشاه میباشند. گویش آنان نیز لکی میباشد.بهترین جاذبه های چمخاله ساحل ماسه ای بسیارزیبا و رودخانه بزرگ چمخاله میباشد.

اواسط شهریور با خواهرم و یکی از دوستان به مقصد گیلان بلیط گرفتیم و هتل 5 ستاره (ستاره دریا) در چمخاله را که حدود  یک سال از افتتاح آن می گذرد برای 3 شب رزرو کردیم چون هزینه این هتل برای ویلایی که ما رزرو کردیم بالا بود (حدود  شبی چهارصد و پنجاه هزار تومان) برای کمتر شدن هزینه ها شب آخر در هتل 3 ستاره ماندگار اقامت گرفتیم.

از گیلان به چمخاله با ماشین سواری حدود یک ساعت و ربع فاصله است که با تاکسی حدود چهل هزار تومان در می آید. در وهله اول ورود به شمال چیزی که شاید توجه شما را جلب کند خیل مسافران و ترافیک جاده ها در این فصل و کثیفی خیابان ها بخصوص در مناطقی است که مسافران در آنجا چادر زده و اقامت دارند. متاسفانه خیلی از گردشگران به نظافت محلی که مهمان آن می باشند توجه نمی کنند و به کرات این موضوع را خودم مشاهده کردم از پرتاب آشغال از ماشین به خیابان گرفته تا ریختن پوست هندوانه و خربزه و غیره در ساحلی که محل گذر کودکان و خانواده هاست و آتش زدن درختان جنگلی و غیره.امیدوارم روزی ما هم مثل دیگر کشورها از فرهنگ بالای گردشگری برخوردار شویم و شاهد این گونه موارد نباشیم.

به هرجهت ما طرفهای ظهر به هتل رسیدیم و به ویلایی که اجاره کرده بودیم (ویلای بسیار بزرگی بود که حداقل برای 15 نفر جا داشت ) منتقل شدیم.هتل ستاره دریا دارای محوطه بسیار زیبایی است که چندین هکتار وسعت دارد دارای یک دریاچه مصنوعی در وسط محوطه است که پرندگان زیادی همچون ،حواصیل و غاز در آن به شنا مشغولند و دارای 3 کبوترخانه بسیار بزرگ در وسط دریاچه که محل زندگی کبوتران بسیاری است. در اطراف دریاچه نیز به جز ساختمانها و ویلاهای هتل ویلاهای شخصی نیز وجود دارند که ویلای آقای جعفرپناهی نیز در اینجا واقع شده که یکی از زیباترین ویلاهاست و ایشان همیشه مشغول رسیدگی به باغچه منزل خود می باشند.در مجموع هتل زیبایی است ولی غذاهای خوبی ندارد روز اول ماهی سفید وکباب ترش رستورانش راکه امتحان کردیم دیگه به رستورانش نرفتیم؟!بیشتر مسافرانی که آمده بودند با ماشین های شخصی و به تعداد زیاد بودند چون ویلاها بزرگ و دارای آشپزخانه و دو اتاق خواب و سالنی بسیار بزرگ است و کلیه لوازم آشپزخانه از ظرف و ظروف و کتری و ماهیتابه و کارد و چنگال و...... برای پخت و پز مهیا است.بنابراین اگر بشود چند خانواده با هم به این ویلاها بیایند بسیار به صرفه است. البته این هتل دارای نواقصی هم است از جمله اینکه 1- ساحل پشت هتل محوطه سازی درستی نداشت که بسیار حیف است هتلی با این محوطه زیبا محوطه ساحلی خاصی نداشته باشد. 

2- یک مورد نقص دیگر دور بودن هتل از چمخاله است که باعث می شود برای ارائه خدماتی که نیاز به بیرون هست همچون تعمیرات و غیره این هتل با مشکل مواجه شود.به طور مثال : چون قفل بالکن ما خراب بود بارها به متصدی هتل گفتیم ولی در این سه روزی که آنجا بودیم متاسفانه اقدامی در این مورد انجام نشد که بهانه آنها همین دوری راه و نبود تعمیر کاران بود که با کمی تدبیر میتوان این مسئله را نیز حل نمود!

3- سومین نقص صبحانه آنجا بود که نسبت به 5 ستاره بودن بسیار مختصر و دارای تنوع کمی بود و فقط شامل کره و مربا و پنیر و املت و سوسیس بود که به مقدار کم گذاشته میشد و در ضمن اصلا دستگاه آبمیوه و چایی نبود و آبمیوه ها به صورت پاکتی روی میز گذاشته میشد که برای هتلی 5 ستاره بسیار جلوه زشت و نامتعارف است؟!!

شب نیز به رستورانی که در وسط دریاچه بود رفتیم و از موسیقی زنده و محیط زیبای آن لذت بردیم.فردا صبح بعد از صرف صبحانه جهت سوار شدن به تله کابین رامسر رفتیم صف چندین کیلومتری جمعیت مارا ازتصمیممان منصرف کرد و گرما و شرجی بودن هوا باعث شد بی نتیجه برگردیم و فقط 50000 تومان پولی که بابت تاکسی داده بودیم بر باد رفت. توصیه میشود برای استفاده از این تله کابین حتما صبح زود به آنجا بروید. در راه برگشت تنها جایی که ایستادیم برای عکس گرفتن پل خشتی لنگرود بود. این پل، روی رودخانه ای که لنگرود نام دارد و آب آن از یکی از نهرهای سفیدرود میباشد، و از میان داخل شهر عبور میکند، بنا شده است. طول این پل بالغ بر ۳۷ متر می‌باشد و عرض آن ۵/۴ متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل از سطح رودخانه ۷۰/۹ سانتی متر می‌باشدو کنار بازار لنگرود واقع شده است من هم از فرصت استفاده کردم و ماهی دودی که عاشقشم و کمی زیتون گرفتم.

شب برای صرف شام به رستورانی که کنار ساحل بود رفتیم غذاهاش نسبت به هتل عالی بود و فضای ساحل و دریا و لمیدن روی تخته هایی که رستوران گذاشته بود همراه کباب شیشلیک و مرغ خوشمزه آرامش خاصی به آدم میداد به طوری که دوست نداشتم اونجارو ترک کنم تنها کمبودی که احساس میشد نبود یک موسیقی ملایم بود که بایستی رستوران این کار را انجام دهد تا رونق و شورونشاط بیشتری ایجاد کند.

فردا تصمیم گرفتیم به ارتفاعات بالاتری از سطح دریا برویم تا کمی از گرمای شرجی فرار کنیم مقصد ما دیلمان در ارتغاعات سیاهگل بود راه بسیار زیبا بود و هر چه بالاتر می رفتی انبوه درختان غوطه ور در مه جلوه بیشتری پیدا میکرد. با رسیدن به دیلمان طبیعت دگرگون میشود انگار وارد دنیای دیگری میشوید دیگر از درختان انبوه خبری نیست و زمین کمی خشک است و قهوه ای ،دیلمان شهر بسیار کوچکی است با سبک و سیاق زندگی روستایی در آنجا می توانید از  محصولات همان محل همچون پنیر و دوغ و کره محلی خرید کنید و یا برای کباب از گوشت تازه قصابی شده بهره ببرید.

با اتمام روز آخرین شب را در هتل ستاره دریا سپری کردیم و فردا به هتل ماندگار رفتیم،هتلی کوچک در کنار پل فلزی چمخاله مزیت این هتل واقع بودن در شهر چمخاله و نزدیکی به پلاژها و ساحل و مرداب می باشد ولی معایب آن این بود که اتاقهای رو به خیابان بسیار پر سرو صداست و پنجره ها دارای دو جدار برای کم کردن صدا نیست.عیب دیگر ان معیوب بودن وسایل و کثیفی حمام و دستشویی است که با توجه به اینکه یک سال از افتتاح آن بیشتر نمی گذرد عجیب است؟! برخورد کارکنان خوب است ولی صبحانه بسیار فقیرانه و امکانات کم هتل توی ذوق آدم میزند در مجموع از این دو هتل در چمخاله زیاد راضی نبودیم و به نظر من با استانداردهای جهان که هیچی با استانداردهای ایران هم نمی خواند و جا دارد مسئولین در این رابطه چاره ای بیاندیشند؟! بعد از ظهر با قایق گشتی در مرداب داشتیم که بابت یک ساعت 150000 تومان گرفت؟!!! شب هم در رستوران سالار غذاهای محلی چون باقلا قاتق و میرزا قاسمی و کباب اوزون برون خوردیم که جایتان خالی بود.نکته ای که از  آن خوشم اومد این بود که در چمخاله همه با هم فامیلند و هوای همدیگر را دارند و خانوادگی کار و کاسبی می کنند. مثلا قایقران با صاحب هتل فامیل بودند و برای هم مشتری جور می کردند یا همین رستوران از بچه تا بزرگسال خانوادگی دست در دست هم اداره اش می کردند.

به هر حال سفر ما نیز صبح فردا با رفتن به قرودگاه گیلان و پرواز به شیراز به اتمام رسید. ولی تاسف من از کمبودهایی که در خطه زیبای شمال با تمام جاذبه ها و زیبایی هایش هست ادامه دارد امیدوارم هر روز بیشتر از پیش با رفع نواقص و کمبودها در زمینه گردشگری در ایران شاهد سفرهای داخلی بیشتری توسط هموطنانمان باشیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 18:31  توسط پانته آ هخامنش  |